پرش به محتوا

حبباندن

از واژسین
نسخهٔ تاریخ ‏۵ اردیبهشت ۱۴۰۵، ساعت ۰۸:۵۹ توسط Hakhsin (بحث | مشارکت‌ها) (آغزدن)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

مصدر «حَبِبانْدَن» به‌معنی «مورد محبت‌یافته‌شده قرار دادن» می‌باشد؛ به‌عبارتی دیگر، فرایندی که در آن کسی یا چیزی دریافت‌کننده برای حفظ محبت بشود. این مصدر از «حببـ + ـانـ [ میانوند «ـانـ» یک «سانَّما» است، و برای نشان‌دادن عامل انگیزی، استفاده می‌شود؛ مثل: «قَبِلانْدَن ([؟] مورد قبول‌یافته شدن قرار دادن)» و «أَرِمانْدَن ([؟] مورد آرامش‌یافته‌شده قرار دادن)»] + ـدن [ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده می‌شود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] » ساخته‌شده است.

; بن‌های تصریفی «حَبِبانْدَن»

بن‌های تصریفی «حَبِبانْدَن» به‌گونه زیر ساخته می‌شوند:

  • بُنْ‌پیشْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِد» ← «حَبِبانْتِد»
  • بُنْ‌گُذَشْتِه [ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «حَبِبانْد»
  • بُنْ‌پَسْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِن» ← «حَبِبانْتِن»
  • بُنْ‌کُنون [ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «حَبِبان»
  • بُنْ‌پیشْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِت» ← «حَبِبانْنِت»
  • بُنْ‌آیَنْدِه [ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «حَبِبانْن»
  • بُنْ‌پَسْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِن» ← «حَبِبانْنِن»

فارسی

🕸️ همچنین ببین: حَبِبْدَن ([؟] مورد محبت‌یافتن قرار دادن)؛ اُحَبِبْدَن ([؟] مورد محبت‌گرفتن قرار دادن)؛ حَبِبودَن ([؟] مورد محبت‌گرفتن قرار دادن)؛ حوبِبْدَن ([؟] مورد محبت‌درآمدن قرار دادن)؛ اِشْحَبِبْدَن ([؟] مورد محبت‌دیدن قرار دادن)؛ حَباشِبْدَن ([؟] مورد محبت‌دیدن قرار دادن)؛ تَحَبِبْدَن ([؟] مورد محبت‌یافته قرار دادن)؛ حَبَتِبْدَن ([؟] مورد محبت‌یافته قرار دادن)؛ حابِبْدَن ([؟] مورد محبت‌کن قرار دادن)

مصدر

  1. مَصْدَر عَمَلی ناصَریح اَنْگیزی سَبَبی کُنادین عَلِنِئا «حَبِبْدَن»:‌ [💬به زبان ساده: «مورد محبت‌یافته‌شده قرار دادن»]
    🚀مثال. بَرای ([؟] برای؛ به‌خاطر) حَبِبانْدَن (؟ مورد محبت‌یافته‌شده قرار دادن) حسن کایَد ([؟] کافی بوده/است/خواهد بود) کفش هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع) را بَرایَش ([؟] برای او) بِکَرِنانی ([؟] مورد خریدیافته‌شده قرار بدهی).🌐ترجمه: برای محبت کردن به حسن کافی است که کفشی برایش بخری.

عملواژه

  • 🗣تلفظ: /حَبِبانْدَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «حبباندن»: بن گذشته در گذشته «حبباندن»: «حَبِبانْتِد»؛ بن گذشته «حبباندن»: «حَبِبانْد»؛ بن آینده در گذشته «حبباندن»: «حَبِبانْتِن»«حَبِبان» (بن‌کنون «حبباندن»)، ؛ بن گذشته در آینده «حبباندن»: «حَبِبانْنِت»؛ بن آینده «حبباندن»: «حَبِبانْن»؛ بن آینده در آینده «حبباندن»: «حَبِبانْنِن»
  1. عَمَلْواژه ناصَریح اَنْگیزی سَبَبی کُنادین عَلِنِئا «حَبِبْدَن»:‌ [💬به زبان ساده: «مورد محبت‌یافته‌شده قرار دادن»]
    🚀مثال. حسن را بِعِل ([؟] به عاملیت (به عمل‌کنندگی)) کَرِنانْدَن ([؟] مورد خریدیافته‌شده قرار دادن) کفش حَبِبانْدَم (؟ مورد محبت‌یافته‌شده قرار دادم).🌐ترجمه: به حسن با خریدن کفش محبت کردم.
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی نافَرْجامی سادی «حَبِبانْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
قبل پیشْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشگذشته] آواثاء:حببانتدم آواثاء:حببانتدی حَبِبانْتِد آواثاء:حببانتدیم آواثاء:حببانتدید آواثاء:حببانتدند
گُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/گذشته] حَبِبانْدَم آواثاء:حبباندی حَبِبانْد آواثاء:حبباندیم آواثاء:حبباندید آواثاء:حبباندند
پَسْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسگذشته] آواثاء:حببانتنم آواثاء:حببانتنی آواثاء:حببانتند آواثاء:حببانتنیم آواثاء:حببانتنید آواثاء:حببانتنند
حال کُنون [ فراثاء:عملواژه/زمانما/کنون] آواثاء:حببانم آواثاء:حببانی آواثاء:حببانَد آواثاء:حببانیم آواثاء:حببانید حَبِبانَنْد
بعد پیشْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشآینده] آواثاء:حبباننتم آواثاء:حبباننتی حَبِبانْنِت آواثاء:حبباننتیم آواثاء:حبباننتید آواثاء:حبباننتند
آیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/آینده] آواثاء:حبباننم آواثاء:حبباننی آواثاء:حبباننَد آواثاء:حبباننیم آواثاء:حبباننید آواثاء:حبباننند
پَسْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسآینده] آواثاء:حببانننم آواثاء:حببانننی آواثاء:حببانننَد آواثاء:حببانننیم آواثاء:حببانننید آواثاء:حببانننند
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی فَرْمانی سادی «حَبِبانْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
مُثْبَت [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] - آواثاء:بحببان - - آواثاء:بحببانید -
طَرْدی [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] - آواثاء:نحببان - - آواثاء:نحببانید -
حَذَری [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] - آواثاء:ناحببان - - آواثاء:ناحببانید -

ترجمه

مصدر اَنْگیزی «حَبِبْدَن (؟ مورد محبت‌یافتن قرار دادن)»