پرش به محتوا

خلفدن

از واژسین
نسخهٔ تاریخ ‏۴ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۰۷:۳۳ توسط Hakhsin (بحث | مشارکت‌ها) (آغزدن)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

مصدر «خَلِفْدَن» به‌معنی «مورد اختلاف‌گرفتن قرار دادن» می‌باشد؛ به‌عبارتی دیگر، فرایندی که در آن «فاعل» در مورد «مفعول» با کسی به اختلاف نظر برسد. این مصدر از «خلفـ + ـدن [ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده می‌شود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] » ساخته‌شده است.

; بن‌های تصریفی «خَلِفْدَن»

بن‌های تصریفی «خَلِفْدَن» به‌گونه زیر ساخته می‌شوند:

  • بُنْ‌پیشْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِد» ← «خَلِفْتِد»
  • بُنْ‌گُذَشْتِه [ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «خَلِفْد»
  • بُنْ‌پَسْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِن» ← «خَلِفْتِن»
  • بُنْ‌کُنون [ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «خَلِف»
  • بُنْ‌پیشْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِت» ← «خَلِفْنِت»
  • بُنْ‌آیَنْدِه [ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «خَلِفْن»
  • بُنْ‌پَسْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِن» ← «خَلِفْنِن»

مصدر «خُلِفْدَن» به‌معنی «مورد تخلف‌گرفتن قرار دادن» می‌باشد؛ به‌عبارتی دیگر، فرایندی که در آن «فاعل» از «مفعول» تبعیت/پیروی نکند. این مصدر از «خلفـ + ـدن [ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده می‌شود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] » ساخته‌شده است.

; بن‌های تصریفی «خُلِفْدَن»

بن‌های تصریفی «خُلِفْدَن» به‌گونه زیر ساخته می‌شوند:

  • بُنْ‌پیشْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِد» ← «خُلِفْتِد»
  • بُنْ‌گُذَشْتِه [ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «خُلِفْد»
  • بُنْ‌پَسْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِن» ← «خُلِفْتِن»
  • بُنْ‌کُنون [ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «خُلِف»
  • بُنْ‌پیشْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِت» ← «خُلِفْنِت»
  • بُنْ‌آیَنْدِه [ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «خُلِفْن»
  • بُنْ‌پَسْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِن» ← «خُلِفْنِن»

فارسی

مصدر

  1. تعریف «خلفدن». فرایند ناپَذیرْدَن ([؟] مورد پذیرفته‌شدن قرار نادادن) و سِتیزْدَن ([؟] مورد بازداشته‌شدن قرار دادن) چیزی:‌ [💬یا بعبارتی «مورد اختلاف‌گرفتن قرار دادن»]
    🚀مثال. خَلِفْدَن (؟ مورد اختلاف‌گرفتن قرار دادن) خاهْماء ([؟] خواسته) با پدر و مادر شایِسْناک ([؟] دارای شایستیت) نائَد ([؟] نیست (فعل ربط)).🌐ترجمه: اختلاف یافتن در مورد خواسته با پدر و مادر شایسته نیست.
  1. تعریف «خلفدن». فرایند ناپِیْرُوْدَن ([؟] مورد پیروی/تبعیت قرار نادادن) دستورهای یِه ([؟] یک (حرف تعریف نامعین مفرد)) سیستم:‌ [💬یا بعبارتی «مورد تخلف‌گرفتن قرار دادن»]
    🚀مثال. خُلِفْدَن (؟ مورد تخلف‌گرفتن قرار دادن) قانون‌های رانندگی باعث جَریمْدَن ([؟] مورد جریمه‌گرفتن قرار دادن) ئَد ([؟] است (فعل ربط)).🌐ترجمه: تخلف کردن در قوانین رانندگی باعث جریمه شدن است.

عملواژه

  • 🗣تلفظ: /خَلِفْدَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «خلفدن»: بن گذشته در گذشته «خلفدن»: «خَلِفْتِد»؛ بن گذشته «خلفدن»: «خَلِفْد»؛ بن آینده در گذشته «خلفدن»: «خَلِفْتِن»«خَلِف» (بن‌کنون «خلفدن»)، ؛ بن گذشته در آینده «خلفدن»: «خَلِفْنِت»؛ بن آینده «خلفدن»: «خَلِفْن»؛ بن آینده در آینده «خلفدن»: «خَلِفْنِن»
  1. تعریف «خلفدن». چیزی را ناپَذیرْدَن ([؟] مورد پذیرفته‌شدن قرار نادادن) و سِتیزْدَن ([؟] مورد بازداشته‌شدن قرار دادن):‌ [💬یا بعبارتی «مورد اختلاف‌گرفتن قرار دادن»]
    🚀مثال. خدا کَسانیکِه ([؟] کسانی که) فرمان پیامبران را بِخَلِفَنْد (؟ مورد مخالفت قرار بدهند)، بِوِلَد ([؟] مورد بی‌تفاوتی فرجام/عقوبت قرار بهد).🌐ترجمه: خدا کسانی را که با فرمان پیامبران مخالفت کنند، رها می‌کند.
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی نافَرْجامی سادی «خَلِفْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
قبل پیشْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشگذشته] آواثاء:خلفتدم آواثاء:خلفتدی خَلِفْتِد آواثاء:خلفتدیم آواثاء:خلفتدید آواثاء:خلفتدند
گُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/گذشته] آواثاء:خلفدم آواثاء:خلفدی خَلِفْد آواثاء:خلفدیم آواثاء:خلفدید آواثاء:خلفدند
پَسْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسگذشته] آواثاء:خلفتنم آواثاء:خلفتنی آواثاء:خلفتند آواثاء:خلفتنیم آواثاء:خلفتنید آواثاء:خلفتنند
حال کُنون [ فراثاء:عملواژه/زمانما/کنون] آواثاء:خلفم آواثاء:خلفی آواثاء:خلفَد آواثاء:خلفیم آواثاء:خلفید آواثاء:خلفند
بعد پیشْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشآینده] آواثاء:خلفنتم آواثاء:خلفنتی خَلِفْنِت آواثاء:خلفنتیم آواثاء:خلفنتید آواثاء:خلفنتند
آیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/آینده] آواثاء:خلفنم آواثاء:خلفنی آواثاء:خلفنَد آواثاء:خلفنیم آواثاء:خلفنید آواثاء:خلفنند
پَسْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسآینده] آواثاء:خلفننم آواثاء:خلفننی آواثاء:خلفننَد آواثاء:خلفننیم آواثاء:خلفننید آواثاء:خلفننند
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی فَرْمانی سادی «خَلِفْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
مُثْبَت [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] - آواثاء:بخلف - - آواثاء:بخلفید -
طَرْدی [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] - آواثاء:نخلف - - آواثاء:نخلفید -
حَذَری [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] - آواثاء:ناخلف - - آواثاء:ناخلفید -
  • 🗣تلفظ: /خُلِفْدَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «خُلفدن»: بن گذشته در گذشته «خُلفدن»: «خُلِفْتِد»؛ بن گذشته «خُلفدن»: «خُلِفْد»؛ بن آینده در گذشته «خُلفدن»: «خُلِفْتِن»«خُلِف» (بن‌کنون «خُلفدن»)، ؛ بن گذشته در آینده «خُلفدن»: «خُلِفْنِت»؛ بن آینده «خُلفدن»: «خُلِفْن»؛ بن آینده در آینده «خُلفدن»: «خُلِفْنِن»
  1. تعریف «خلفدن». دستورهای یِه ([؟] یک (حرف تعریف نامعین مفرد)) سیستم را ناپِیْرُوْدَن ([؟] مورد پیروی/تبعیت قرار نادادن):‌ [💬یا بعبارتی «مورد تخلف‌گرفتن قرار دادن»]
    🚀مثال. پلیس کَسانیکِه ([؟] کسانی که) قانون‌های رانندگی را بِخُلِفَنْد (؟ مورد تخلف‌گرفتن قرار بدهند)، بِتَجَریمَد ([؟] مورد جریمه‌گرفته قرار بدهد).🌐ترجمه: پلیس کسانی را که در قوانین رانندگی تخلف کنند، جریمه می‌کند.
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی نافَرْجامی سادی «خَلِفْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
قبل پیشْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشگذشته] آواثاء:خلفتدم آواثاء:خلفتدی خَلِفْتِد آواثاء:خلفتدیم آواثاء:خلفتدید آواثاء:خلفتدند
گُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/گذشته] آواثاء:خلفدم آواثاء:خلفدی خَلِفْد آواثاء:خلفدیم آواثاء:خلفدید آواثاء:خلفدند
پَسْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسگذشته] آواثاء:خلفتنم آواثاء:خلفتنی آواثاء:خلفتند آواثاء:خلفتنیم آواثاء:خلفتنید آواثاء:خلفتنند
حال کُنون [ فراثاء:عملواژه/زمانما/کنون] آواثاء:خلفم آواثاء:خلفی آواثاء:خلفَد آواثاء:خلفیم آواثاء:خلفید آواثاء:خلفند
بعد پیشْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشآینده] آواثاء:خلفنتم آواثاء:خلفنتی خَلِفْنِت آواثاء:خلفنتیم آواثاء:خلفنتید آواثاء:خلفنتند
آیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/آینده] آواثاء:خلفنم آواثاء:خلفنی آواثاء:خلفنَد آواثاء:خلفنیم آواثاء:خلفنید آواثاء:خلفنند
پَسْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسآینده] آواثاء:خلفننم آواثاء:خلفننی آواثاء:خلفننَد آواثاء:خلفننیم آواثاء:خلفننید آواثاء:خلفننند
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی فَرْمانی سادی «خَلِفْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
مُثْبَت [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] - آواثاء:بخلف - - آواثاء:بخلفید -
طَرْدی [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] - آواثاء:نخلف - - آواثاء:نخلفید -
حَذَری [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] - آواثاء:ناخلف - - آواثاء:ناخلفید -

ترجمه

ناپَذیرْدَن (؟ مورد پذیرفته‌شدن قرار نادادن) و سِتیزْدَن (؟ مورد بازداشته‌شدن قرار دادن)
ناپِیْرُوْدَن (؟ مورد پیروی/تبعیت قرار نادادن) قانون هی (؟ حرف نکره مفرد و جمع)
  • ترجمه (معادل) انگلیسی «خلفدن»: To violate