پرش به محتوا

تلشدن

از واژسین
نسخهٔ تاریخ ‏۱۷ فروردین ۱۴۰۵، ساعت ۰۸:۱۰ توسط Hakhsin (بحث | مشارکت‌ها) (آغزدن)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

مصدر «تَلِشْدَن» به‌معنی «مورد تلاش‌یافتن قرار دادن» می‌باشد؛ به‌عبارتی دیگر، فرایندی که در آن «فاعل» حالت یا چگونگی تلاش‌یافتگی «مفعول» بشود. این مصدر از «تلشـ + ـدن [ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده می‌شود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] » ساخته‌شده است.

; بن‌های تصریفی «تَلِشْدَن»

بن‌های تصریفی «تَلِشْدَن» به‌گونه زیر ساخته می‌شوند:

  • بُنْ‌پیشْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِد» ← «تَلِشْتِد»
  • بُنْ‌گُذَشْتِه [ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «تَلِشْد»
  • بُنْ‌پَسْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِن» ← «تَلِشْتِن»
  • بُنْ‌کُنون [ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «تَلِش»
  • بُنْ‌پیشْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِت» ← «تَلِشْنِت»
  • بُنْ‌آیَنْدِه [ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «تَلِشْن»
  • بُنْ‌پَسْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِن» ← «تَلِشْنِن»

فارسی

🔖 واژه‌های مرتبط با «تلشدن»: تَلِشانْدَن ([؟] مورد تلاش‌یافته‌شده قرار دادن)؛ اُتَلِشْدَن ([؟] مورد تلاش‌گرفتن قرار دادن)؛ تَتَلِشْدَن ([؟] مورد تلاش‌یافته قرار دادن)

مصدر

  1. تعریف «تلشدن». فرایند دَهِیْدَن ([؟] مورد دهش‌یافتن قرار دادن) باعِل ([؟] با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) تَلِشاء ([؟] تلاش‌یافته (مفاد تلاش)) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع):‌ [💬یا بعبارتی «مورد تلاش‌یافتن قرار دادن»]
    🚀مثال. تَلِشْدَن (؟ مورد تلاش‌یافتن قرار دادن) آزمون باعِل ([؟] با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) مَرِناء ([؟] تمرین‌یافته (تمرین)) بیست دقیقه بر روز خِیْلی ([؟] مقدار زیادی) خوبْناک ([؟] دارای خوبیت (خوب)) ئَد ([؟] است (فعل ربط)).🌐ترجمه: تلاش یافتن آزمون با تمرین روزانه بیست دقیقه‌ای، خیلی خوب است.

عملواژه

  • 🗣تلفظ: /تَلِشْدَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «تلشدن»: بن گذشته در گذشته «تلشدن»: «تَلِشْتِد»؛ بن گذشته «تلشدن»: «تَلِشْد»؛ بن آینده در گذشته «تلشدن»: «تَلِشْتِن»«تَلِش» (بن‌کنون «تلشدن»)، ؛ بن گذشته در آینده «تلشدن»: «تَلِشْنِت»؛ بن آینده «تلشدن»: «تَلِشْن»؛ بن آینده در آینده «تلشدن»: «تَلِشْنِن»
  1. تعریف «تلشدن». باعِل ([؟] با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) تَلِشاء ([؟] تلاش‌یافته (مفاد تلاش)) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع) دَهِیْدَن ([؟] مورد دهش‌یافتن قرار دادن):‌ [💬یا بعبارتی «مورد تلاش‌یافتن قرار دادن»]
    🚀مثال. مَرِناء ([؟] تمرین‌یافته (تمرین)) بیست دقیقه بر روز، آزمون اَم ([؟] من/خودم) را تَلِشْد (؟ مورد تلاش‌یافتن قرار داد).🌐ترجمه: آزمونم با تمرین روزانه بیست دقیقه‌ای، تلاش یافت.
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی نافَرْجامی سادی «تَلِشْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
قبل پیشْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشگذشته] آواثاء:تلشتدم آواثاء:تلشتدی تَلِشْتِد آواثاء:تلشتدیم آواثاء:تلشتدید آواثاء:تلشتدند
گُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/گذشته] آواثاء:تلشدم آواثاء:تلشدی تَلِشْد آواثاء:تلشدیم آواثاء:تلشدید آواثاء:تلشدند
پَسْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسگذشته] آواثاء:تلشتنم آواثاء:تلشتنی آواثاء:تلشتند آواثاء:تلشتنیم آواثاء:تلشتنید آواثاء:تلشتنند
حال کُنون [ فراثاء:عملواژه/زمانما/کنون] آواثاء:تلشم آواثاء:تلشی آواثاء:تلشَد آواثاء:تلشیم آواثاء:تلشید آواثاء:تلشند
بعد پیشْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشآینده] آواثاء:تلشنتم آواثاء:تلشنتی تَلِشْنِت آواثاء:تلشنتیم آواثاء:تلشنتید آواثاء:تلشنتند
آیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/آینده] آواثاء:تلشنم آواثاء:تلشنی آواثاء:تلشنَد آواثاء:تلشنیم آواثاء:تلشنید آواثاء:تلشنند
پَسْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسآینده] آواثاء:تلشننم آواثاء:تلشننی آواثاء:تلشننَد آواثاء:تلشننیم آواثاء:تلشننید آواثاء:تلشننند
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی فَرْمانی سادی «تَلِشْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
مُثْبَت [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] - بِتَلِش - - آواثاء:بتلشید -
طَرْدی [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] - آواثاء:نتلش - - آواثاء:نتلشید -
حَذَری [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] - آواثاء:ناتلش - - آواثاء:ناتلشید -

ترجمه

دَهِیْدَن (؟ مورد دهش‌یافتن قرار دادن) باعِل (؟ با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) تَلِشاء (؟ تلاش‌یافته (مفاد تلاش)) هی (؟ حرف نکره مفرد و جمع)