تمسدن

نسخهٔ تاریخ ‏۱۳ فروردین ۱۴۰۵، ساعت ۱۱:۴۳ توسط Hakhsin (بحث | مشارکت‌ها) (آغزدن)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

مصدر «تَمِسْدَن» به‌معنی «مورد تماس‌یافتن قرار دادن» می‌باشد؛ به‌عبارتی دیگر، فرایندی که در آن «فاعل» برای آغاز تبادل اطلاعات با «مفعول» استفاده بشود. این مصدر از «تمسـ + ـدن [ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده می‌شود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] » ساخته‌شده است.

; بن‌های تصریفی «تَمِسْدَن»

بن‌های تصریفی «تَمِسْدَن» به‌گونه زیر ساخته می‌شوند:

  • بُنْ‌پیشْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِد» ← «تَمِسْتِد»
  • بُنْ‌گُذَشْتِه [ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «تَمِسْد»
  • بُنْ‌پَسْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِن» ← «تَمِسْتِن»
  • بُنْ‌کُنون [ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «تَمِس»
  • بُنْ‌پیشْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِت» ← «تَمِسْنِت»
  • بُنْ‌آیَنْدِه [ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «تَمِسْن»
  • بُنْ‌پَسْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِن» ← «تَمِسْنِن»

فارسی

🕸️ همچنین ببین: تَمِسانْدَن ([؟] مورد تماس‌یافته‌شده قرار دادن)؛ اُتَمِسْدَن ([؟] مورد تماس‌گرفتن قرار دادن)؛ اِشْتَمِسْدَن ([؟] مورد تماس‌گیری‌دیدن قرار دادن)؛ اُتَمِسانْدَن ([؟] معناء:اتمساندن)؛ اِشْتَمِسانْدَن ([؟] مورد تماس‌گیری‌دیده‌شده قرار دادن)

مصدر

  • 🗣تلفظ: /تَمِسْدَن/📥 ریشه‌شناسی: تمسـ + ـدن [ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده می‌شود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] | هم‌ردیف(های) «تمسدن»: وَصِلْدَن ([؟] مورد اتصال‌یافتن قرار دادن)؛ رَبْطیدَن ([؟] مورد ارتباط‌یافتن قرار دادن)؛ خیشدَن ([؟] مورد خویشی‌یافتن قرار دادن)؛ وَسْدَن ([؟] مورد وصل‌سازی‌یافتن قرار دادن) | معکوس(های) «تمسدن»: آتَمِسْدَن ([؟] مورد رفع‌تماس‌یافتن قرار دادن)
  1. تعریف «تمسدن». فرایند دَهِیْدَن ([؟] مورد دهش‌یافتن قرار دادن) باعِل ([؟] با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) تَمِساء ([؟] تماس‌یافته (تماس‌ساز)) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع):‌ [💬یا بعبارتی «مورد تماس‌یافتن قرار دادن»]
    🚀مثال. تَمِسْدَن (؟ مورد تماس‌یافتن قرار دادن) رایانال ([؟] رایانه؛ کامپیوتر) هه ([؟] مذکور؛ یادشده) باعِل ([؟] با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) این عَلِماء ([؟] معلوم‌یافته (علامت)) ئَد ([؟] است (فعل ربط)).🌐ترجمه: تماس یافتن با آن کامپیوتر توسط این سیگنال است.

عملواژه

  • 🗣تلفظ: /تَمِسْدَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «تمسدن»: بن گذشته در گذشته «تمسدن»: «تَمِسْتِد»؛ بن گذشته «تمسدن»: «تَمِسْد»؛ بن آینده در گذشته «تمسدن»: «تَمِسْتِن»«تَمِس» (بن‌کنون «تمسدن»)، ؛ بن گذشته در آینده «تمسدن»: «تَمِسْنِت»؛ بن آینده «تمسدن»: «تَمِسْن»؛ بن آینده در آینده «تمسدن»: «تَمِسْنِن»
  1. تعریف «تمسدن». باعِل ([؟] با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) تَمِساء ([؟] تماس‌یافته (تماس‌ساز)) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع) دَهِیْدَن ([؟] مورد دهش‌یافتن قرار دادن):‌ [💬یا بعبارتی «مورد تماس‌یافتن قرار دادن»]
    🚀مثال. یِه ([؟] یک (حرف تعریف نامعین مفرد)) سلام، حسن را تَمِسْد (؟ مورد تماس‌یافتن قرار داد).🌐ترجمه: حسن یک سلام را به‌عنوان تماس یافت.
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی نافَرْجامی سادی «تَمِسْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
قبل پیشْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشگذشته] آواثاء:تمستدم آواثاء:تمستدی تَمِسْتِد آواثاء:تمستدیم آواثاء:تمستدید آواثاء:تمستدند
گُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/گذشته] آواثاء:تمسدم آواثاء:تمسدی تَمِسْد آواثاء:تمسدیم آواثاء:تمسدید آواثاء:تمسدند
پَسْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسگذشته] آواثاء:تمستنم آواثاء:تمستنی آواثاء:تمستند آواثاء:تمستنیم آواثاء:تمستنید آواثاء:تمستنند
حال کُنون [ فراثاء:عملواژه/زمانما/کنون] آواثاء:تمسم آواثاء:تمسی آواثاء:تمسَد آواثاء:تمسیم آواثاء:تمسید آواثاء:تمسند
بعد پیشْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشآینده] آواثاء:تمسنتم آواثاء:تمسنتی تَمِسْنِت آواثاء:تمسنتیم آواثاء:تمسنتید آواثاء:تمسنتند
آیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/آینده] آواثاء:تمسنم آواثاء:تمسنی آواثاء:تمسنَد آواثاء:تمسنیم آواثاء:تمسنید آواثاء:تمسنند
پَسْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسآینده] آواثاء:تمسننم آواثاء:تمسننی آواثاء:تمسننَد آواثاء:تمسننیم آواثاء:تمسننید آواثاء:تمسننند
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی فَرْمانی سادی «تَمِسْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
مُثْبَت [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] - آواثاء:بتمس - - آواثاء:بتمسید -
طَرْدی [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] - آواثاء:نتمس - - آواثاء:نتمسید -
حَذَری [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] - آواثاء:ناتمس - - آواثاء:ناتمسید -

ترجمه

دَهِیْدَن (؟ مورد دهش‌یافتن قرار دادن) باعِل (؟ با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) تَمِساء (؟ تماس‌یافته (تماس‌ساز)) هی (؟ حرف نکره مفرد و جمع)
  • ترجمه (معادل) انگلیسی «تمسدن»: To contact؛ ترجمه (معادل) انگلیسی «تمسدن»: To connect