پرش به محتوا

اسندن

از واژسین
نسخهٔ تاریخ ‏۲۴ فروردین ۱۴۰۵، ساعت ۰۸:۴۴ توسط Hakhsin (بحث | مشارکت‌ها) (آغزدن)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

مصدر «أَسِندَن» به‌معنی «مورد سادگی‌یافتن قرار دادن» می‌باشد؛ به‌عبارتی دیگر، فرایندی که در آن «فاعل» ساده‌یافته (کاهش‌دیده در اجزاء یا رابطه‌ها) «مفعول» بشود. این مصدر از «آسـ + ـدن [ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده می‌شود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] » ساخته‌شده است.

; بن‌های تصریفی «أَسِندَن»

بن‌های تصریفی «أَسِندَن» به‌گونه زیر ساخته می‌شوند:

  • بُنْ‌پیشْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِد» ← «أَسِنتِد»
  • بُنْ‌گُذَشْتِه [ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «أَسِند»
  • بُنْ‌پَسْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِن» ← «أَسِنتِن»
  • بُنْ‌کُنون [ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «أَسِن»
  • بُنْ‌پیشْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِت» ← «أَسِننِت»
  • بُنْ‌آیَنْدِه [ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «أَسِنن»
  • بُنْ‌پَسْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِن» ← «أَسِننِن»

فارسی

🕸️ همچنین ببین: أَسِناندَن ([؟] مورد سادگی‌یافته‌شده قرار دادن)؛ أَسِنودَن ([؟] مورد سادگی‌گرفتن قرار دادن)؛ تَأَسِندَن ([؟] مورد سادگی‌یافته قرار دادن)

مصدر

  1. تعریف «اسندن». فرایند دَهِیْدَن ([؟] مورد دهش‌یافتن قرار دادن) باعِل ([؟] با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) [[آساء|آواثاء:آساء]] ([؟] سادگی‌یافته (ساده)) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع):‌ [💬یا بعبارتی «مورد سادگی‌یافتن قرار دادن»]
    🚀مثال. بَرای ([؟] برای؛ به‌خاطر) أَسِندَن (؟ مورد سادگی‌یافتن قرار دادن) کیاجِش ([؟] احراز هویت)، نَیِزْمَند ([؟] دارای نیاز (نیازمند)) رویه بهتر هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع) ئَد ([؟] است (فعل ربط)).🌐ترجمه: برای آسان یافتن احراز هویت، نیازمند رویه‌ای بهتر است.

عملواژه

  • 🗣تلفظ: /أَسِندَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «اسندن»: بن گذشته در گذشته «اسندن»: «أَسِنتِد»؛ بن گذشته «اسندن»: «أَسِند»؛ بن آینده در گذشته «اسندن»: «أَسِنتِن»«أَسِن» (بن‌کنون «اسندن»)، ؛ بن گذشته در آینده «اسندن»: «أَسِننِت»؛ بن آینده «اسندن»: «أَسِنن»؛ بن آینده در آینده «اسندن»: «أَسِننِن»
  1. تعریف «اسندن». باعِل ([؟] با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) [[آساء|آواثاء:آساء]] ([؟] سادگی‌یافته (ساده)) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع) دَهِیْدَن ([؟] مورد دهش‌یافتن قرار دادن):‌ [💬یا بعبارتی «مورد سادگی‌یافتن قرار دادن»]
    🚀مثال. این رویه، کیاجِش ([؟] احراز هویت) را أَسِند (؟ مورد سادگی‌یافتن قرار داد).🌐ترجمه: فرایند احراز هویت با این رویه آسان یافت.
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی نافَرْجامی سادی «أَسِندَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
قبل پیشْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشگذشته] آواثاء:آستدم آواثاء:آستدی أَسِنتِد آواثاء:آستدیم آواثاء:آستدید آواثاء:آستدند
گُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/گذشته] آواثاء:اسندم آواثاء:اسندی أَسِند آواثاء:اسندیم آواثاء:اسندید آواثاء:اسندند
پَسْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسگذشته] آواثاء:آستنم آواثاء:آستنی آواثاء:آستند آواثاء:آستنیم آواثاء:آستنید آواثاء:آستنند
حال کُنون [ فراثاء:عملواژه/زمانما/کنون] آواثاء:اسنم آواثاء:اسنی آواثاء:اسنَد آواثاء:اسنیم آواثاء:اسنید آواثاء:اسنند
بعد پیشْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشآینده] آواثاء:آسنتم آواثاء:آسنتی أَسِننِت آواثاء:آسنتیم آواثاء:آسنتید آواثاء:آسنتند
آیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/آینده] آواثاء:آسنم آواثاء:آسنی آواثاء:آسند آواثاء:آسنیم آواثاء:آسنید آواثاء:آسنند
پَسْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسآینده] آواثاء:آسننم آواثاء:آسننی آواثاء:آسنند آواثاء:آسننیم آواثاء:آسننید آواثاء:آسننند
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی فَرْمانی سادی «أَسِندَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
مُثْبَت [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] - آواثاء:باسن - - آواثاء:باسنید -
طَرْدی [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] - آواثاء:ناسن - - آواثاء:ناسنید -
حَذَری [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] - آواثاء:نااسن - - آواثاء:نااسنید -

ترجمه

دَهِیْدَن (؟ مورد دهش‌یافتن قرار دادن) باعِل (؟ با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) آواثاء:آساء (؟ سادگی‌یافته (ساده)) هی (؟ حرف نکره مفرد و جمع)