پرش به محتوا

انجدن

از واژسین
نسخهٔ تاریخ ‏۱۷ اسفند ۱۴۰۴، ساعت ۱۰:۱۰ توسط Hakhsin (بحث | مشارکت‌ها) (آغزدن)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

مصدر «اَنِجْدَن» به‌معنی «مورد انجام‌شدگی‌گرفتن قرار دادن» می‌باشد؛ به‌عبارتی دیگر، فرایندی که در آن «فاعل» دریافت‌کننده «مفعول» به‌عنوان عملی به سرانجام‌رسیده بشود. این مصدر از «انجـ + ـدن [ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده می‌شود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] » ساخته‌شده است.

; بن‌های تصریفی «اَنِجْدَن»

بن‌های تصریفی «اَنِجْدَن» به‌گونه زیر ساخته می‌شوند:

  • بُنْ‌پیشْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِد» ← «اَنِجْتِد»
  • بُنْ‌گُذَشْتِه [ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «اَنِجْد»
  • بُنْ‌پَسْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِن» ← «اَنِجْتِن»
  • بُنْ‌کُنون [ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «اَنِج»
  • بُنْ‌پیشْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِت» ← «اَنِجْنِت»
  • بُنْ‌آیَنْدِه [ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «اَنِجْن»
  • بُنْ‌پَسْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِن» ← «اَنِجْنِن»

فارسی

🕸️ همچنین ببین: اَنِجانْدَن ([؟] مورد انجام‌گرفته‌شو قرار دادن)؛ تَاَنِجْدَن ([؟] معناء:تانجدن)

مصدر

  1. تعریف «انجدن». فرایند خَتِمْدَن ([؟] مورد خاتمه‌یافتن قرار دادن) کارِکاً ([؟] با موفقیت) کار هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع):‌ [💬یا بعبارتی «مورد انجام‌شدگی‌گرفتن قرار دادن»]
    🚀مثال. اَنِجْدَن (؟ مورد انجام‌شدگی‌گرفتن قرار دادن) کیاجاء ([؟] سنجش‌هویت‌یافته (کارت‌شناسایی)) باعِل ([؟] با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) سیستم هه ([؟] مذکور؛ یادشده) دیروز نَئِد ([؟] نمی‌بود).🌐ترجمه: به انجام گرفتن احراز هویت آن سیستم دیروز نبود.

عملواژه

  • 🗣تلفظ: /اَنِجْدَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «انجدن»: بن گذشته در گذشته «انجدن»: «اَنِجْتِد»؛ بن گذشته «انجدن»: «اَنِجْد»؛ بن آینده در گذشته «انجدن»: «اَنِجْتِن»«اَنِج» (بن‌کنون «انجدن»)، ؛ بن گذشته در آینده «انجدن»: «اَنِجْنِت»؛ بن آینده «انجدن»: «اَنِجْن»؛ بن آینده در آینده «انجدن»: «اَنِجْنِن»
  1. تعریف «انجدن». کار هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع) را کارِکاً ([؟] با موفقیت) خَتِمْدَن ([؟] مورد خاتمه‌یافتن قرار دادن):‌ [💬یا بعبارتی «مورد انجام‌شدگی‌گرفتن قرار دادن»]
    🚀مثال. سیستم هه ([؟] مذکور؛ یادشده) اَسِسْدَن ([؟] مورد پیاده‌سازی‌گرفتن قرار دادن) کیاجاء ([؟] سنجش‌هویت‌یافته (کارت‌شناسایی)) را اَنِجْد (؟ مورد انجام‌شدگی‌گرفتن قرار داد).🌐ترجمه: آن سیستم پیاده‌سازی سیستم احراز هویت را به انجام گرفت.
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی نافَرْجامی سادی «اَنِجْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
قبل پیشْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشگذشته] آواثاء:انجتدم آواثاء:انجتدی اَنِجْتِد آواثاء:انجتدیم آواثاء:انجتدید آواثاء:انجتدند
گُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/گذشته] اَنِجْدَم آواثاء:انجدی اَنِجْد آواثاء:انجدیم آواثاء:انجدید آواثاء:انجدند
پَسْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسگذشته] آواثاء:انجتنم آواثاء:انجتنی آواثاء:انجتند آواثاء:انجتنیم آواثاء:انجتنید آواثاء:انجتنند
حال کُنون [ فراثاء:عملواژه/زمانما/کنون] آواثاء:انجم آواثاء:انجی آواثاء:انجَد آواثاء:انجیم آواثاء:انجید آواثاء:انجند
بعد پیشْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشآینده] آواثاء:انجنتم آواثاء:انجنتی اَنِجْنِت آواثاء:انجنتیم آواثاء:انجنتید آواثاء:انجنتند
آیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/آینده] آواثاء:انجنم آواثاء:انجنی آواثاء:انجنَد آواثاء:انجنیم آواثاء:انجنید آواثاء:انجنند
پَسْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسآینده] آواثاء:انجننم آواثاء:انجننی آواثاء:انجننَد آواثاء:انجننیم آواثاء:انجننید آواثاء:انجننند
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی فَرْمانی سادی «اَنِجْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
مُثْبَت [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] - آواثاء:بانج - - آواثاء:بانجید -
طَرْدی [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] - آواثاء:نانج - - آواثاء:نانجید -
حَذَری [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] - آواثاء:ناانج - - آواثاء:ناانجید -

ترجمه

خَتِمْدَن (؟ مورد خاتمه‌یافتن قرار دادن) کارِکاً (؟ معناء:کارکا)
  • ترجمه (معادل) انگلیسی «انجدن»: To accomplish؛ ترجمه (معادل) انگلیسی «انجدن»: To finalize