پرش به محتوا

حملدن

از واژسین
نسخهٔ تاریخ ‏۱۶ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۲:۳۶ توسط Hakhsin (بحث | مشارکت‌ها) (آغزدن)

مصدر «حَمِلْدَن» به‌معنی «مورد حملش‌یافتن قرار دادن» می‌باشد؛ به‌عبارتی دیگر، فرایندی که در آن «فاعل» به حمل درآورنده بر/درون خود «مفعول» بشود. این مصدر از «حملـ + ـدن [ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده می‌شود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] » ساخته‌شده است.

; بن‌های تصریفی «حَمِلْدَن»

بن‌های تصریفی «حَمِلْدَن» به‌گونه زیر ساخته می‌شوند:

  • بُنْ‌پیشْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِد» ← «حَمِلْتِد»
  • بُنْ‌گُذَشْتِه [ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «حَمِلْد»
  • بُنْ‌پَسْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِن» ← «حَمِلْتِن»
  • بُنْ‌کُنون [ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «حَمِل»
  • بُنْ‌پیشْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِت» ← «حَمِلْنِت»
  • بُنْ‌آیَنْدِه [ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «حَمِلْن»
  • بُنْ‌پَسْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِن» ← «حَمِلْنِن»

فارسی

🕸️ شبکه عامل-مبنا «حملدن»: 👈 مصدر پایه «حملدن»: 👉 دوگان «حملدن»: حَمْلِوْدَن ([؟] معناء:حملِودن) | مصدر عامل-محور «حملدن»: حَمْلادَن ([؟] معناء:حملادن) دوگان عامل-محور «حملدن»: حَمْلودَن ([؟] معناء:حملودن) | ⌘‬ مصدر انگیزی «حملدن»: حَمْلانْدَن ([؟] مورد حملش‌یافته‌شده قرار دادن) دوگان انگیزی «حملدن»: حَمْلونْدَن ([؟] معناء:حملوندن) | مصدر شورانی «حملدن»: حَمِلْتانْدَن ([؟] معناء:حملتاندن) دوگان شورانی «حملدن»: حَمِلْتونْدَن ([؟] معناء:حملتوندن) | مصدر مجابی «حملدن»: حَمِلْبانْدَن ([؟] معناء:حملباندن) دوگان مجابی «حملدن»: حَمِلْبونْدَن ([؟] معناء:حملبوندن)
🧊 مصدرهای اثر-مفعول‌نما «حملدن»: حَمْلِدَن ([؟] معناء:حملِدن)؛ حَمْلُدَن ([؟] معناء:حملُدن) | 🪸 مصدرهای عاملیت‌نما «حملدن»: حَمْلِنْدَن ([؟] معناء:حملندن)؛ حَمْلِزْدَن ([؟] معناء:حملزدن)؛ حَمْلِرْدَن ([؟] معناء:حملردن)؛ حَمْلِژْدَن ([؟] معناء:حملژدن)

مصدر

  1. تعریف «حملدن». فرایند دَهِیْدَن ([؟] مورد دهش‌یافتن قرار دادن) بافِل ([؟] با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) حَمْلاء ([؟] حملش‌یافته (حمل‌شده)) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع):‌ [💬یا بعبارتی «مورد حملش‌یافتن قرار دادن»]
    🚀مثال. برای حَمِلْدَن (؟ مورد حملش‌یافتن قرار دادن) بسته ها ([؟] حرف معرفه جمع) باعِل ([؟] به عاملیت (به عمل‌کنندگی)) قطار هه ([؟] مذکور؛ یادشده)، بایَد ([؟] باید) این سَیْراء ([؟] سِیریافته (مسیر)) را بِعَوْرانی ([؟] مورد عبورش‌یافته‌شده قرار بدهی).🌐ترجمه: برای به حمل در آمدن آن بسته‌ها توسط آن قطار، باید از این مسیر عبور کنی.

عملواژه

  • 🗣تلفظ: /حَمِلْدَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «حملدن»: بن گذشته در گذشته «حملدن»: «حَمِلْتِد»؛ بن گذشته «حملدن»: «حَمِلْد»؛ بن آینده در گذشته «حملدن»: «حَمِلْتِن»«حَمِل» (بن‌کنون «حملدن»)، ؛ بن گذشته در آینده «حملدن»: «حَمِلْنِت»؛ بن آینده «حملدن»: «حَمِلْن»؛ بن آینده در آینده «حملدن»: «حَمِلْنِن»
  1. تعریف «حملدن». بافِل ([؟] با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) حَمْلاء ([؟] حملش‌یافته (حمل‌شده)) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع) دَهِیْدَن ([؟] مورد دهش‌یافتن قرار دادن):‌ [💬یا بعبارتی «مورد حملش‌یافتن قرار دادن»]
    🚀مثال. قطار هه ([؟] مذکور؛ یادشده) بسته ها ([؟] حرف معرفه جمع) را حَمِلْد ([؟] مورد حملش‌یافتن قرار داد).🌐ترجمه: آن بسته‌ها در آن قطار به حمل در آمدند.
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی نافَرْجامی سادی «حَمِلْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
قبل پیشْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشگذشته] آواثاء:حملتدم آواثاء:حملتدی حَمِلْتِد آواثاء:حملتدیم آواثاء:حملتدید آواثاء:حملتدند
گُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/گذشته] آواثاء:حملدم آواثاء:حملدی حَمِلْد آواثاء:حملدیم آواثاء:حملدید آواثاء:حملدند
پَسْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسگذشته] آواثاء:حملتنم آواثاء:حملتنی آواثاء:حملتند آواثاء:حملتنیم آواثاء:حملتنید آواثاء:حملتنند
حال کُنون [ فراثاء:عملواژه/زمانما/کنون] آواثاء:حملم آواثاء:حملی آواثاء:حملَد آواثاء:حملیم آواثاء:حملید آواثاء:حملند
بعد پیشْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشآینده] آواثاء:حملنتم آواثاء:حملنتی حَمِلْنِت آواثاء:حملنتیم آواثاء:حملنتید آواثاء:حملنتند
آیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/آینده] آواثاء:حملنم آواثاء:حملنی آواثاء:حملنَد آواثاء:حملنیم آواثاء:حملنید آواثاء:حملنند
پَسْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسآینده] آواثاء:حملننم آواثاء:حملننی آواثاء:حملننَد آواثاء:حملننیم آواثاء:حملننید آواثاء:حملننند
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی فَرْمانی سادی «حَمِلْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
مُثْبَت [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] - آواثاء:بحمل - - آواثاء:بحملید -
طَرْدی [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] - آواثاء:نحمل - - آواثاء:نحملید -
حَذَری [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] - آواثاء:ناحمل - - آواثاء:ناحملید -

ترجمه

دَهِیْدَن (؟ مورد دهش‌یافتن قرار دادن) بافِل (؟ با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) حَمْلاء (؟ حملش‌یافته (حمل‌شده)) هی (؟ حرف نکره مفرد و جمع)
  • ترجمه (معادل) انگلیسی «حملدن»: To be carried

🔖 واژه‌های مرتبط با «حملدن»: اُحَمِلْدَن ([؟] مورد حملش‌یافتن قرار دادن)؛ تَحَمِلْدَن ([؟] مورد حملش‌گرفته قرار دادن)