پرش به محتوا

علندن

از واژسین
(تغییرمسیر از علنیدن)

مصدر «عَلَنْدَن» به‌معنی «مورد اعلان‌گرفتن قرار دادن» می‌باشد؛ به‌عبارتی دیگر، فرایندی که در آن «فاعل» گیرنده «مفعول» به‌عنوان یک اعلان (آنچه مشخص‌کننده/آشکارکننده است) بشود. این مصدر از «علنـ + ـدن [ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده می‌شود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] » ساخته‌شده است.

; بن‌های تصریفی «عَلَنْدَن»

بن‌های تصریفی «عَلَنْدَن» به‌گونه زیر ساخته می‌شوند:

  • بُنْ‌پیشْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـِتْد» ← «عَلَنِتْد»
  • بُنْ‌گُذَشْتِه [ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «عَلَنْد»
  • بُنْ‌پَسْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـِتْن» ← «عَلَنِتْن»
  • بُنْ‌کُنون [ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «عَلَن»
  • بُنْ‌پیشْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـِنْت» ← «عَلَنِنْت»
  • بُنْ‌آیَنْدِه [ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «عَلَنْن»
  • بُنْ‌پَسْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـِنْن» ← «عَلَنِنْن»

فارسی

🕸️ همچنین ببین: عَلَنانْدَن ([؟] مورد اعلان‌گرفته‌شده قرار دادن)؛ تَعَلَنْدَن ([؟] مورد اعلان‌گرفته قرار دادن)

مصدر

  • 🗣تلفظ: /عَلَنْدَن/📥 ریشه‌شناسی: علنـ + ـدن [ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده می‌شود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] | معکوس(های) «علندن»: آعَلَنْدَن ([؟] مورد نااعلان‌شدن قرار دادن)
  1. تعریف «علندن». فرایند اِسْتودَن ([؟] مورد ستانده‌شدن قرار دادن) چیزی بِعُنْوان ([؟] به‌عنوان) یِه ([؟] یک (حرف تعریف نامعین مفرد)) عَلَنْماء ([؟] اعلان‌گرفته‌شو (اعلان)):‌ [💬یا بعبارتی «مورد اعلان‌گرفتن قرار دادن»]
    🚀مثال. عَلَنْدَن (؟ مورد اعلان‌گرفتن قرار دادن) "Value" باعِل ([؟] با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) my_var خِیْلی ([؟] مقدار زیادی) سَریعْناک ([؟] دارای سرعت (سریع)) ئَد ([؟] است (فعل ربط)).🌐ترجمه: اعلان گرفتن "Value" توسط my_var خیلی سریع است.

عملواژه

  • 🗣تلفظ: /عَلَنْدَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «علندن»: بن گذشته در گذشته «علندن»: «عَلَنِتْد»؛ بن گذشته «علندن»: «عَلَنْد»؛ بن آینده در گذشته «علندن»: «عَلَنِتْن»«عَلَن» (بن‌کنون «علندن»)، ؛ بن گذشته در آینده «علندن»: «عَلَنِنْت»؛ بن آینده «علندن»: «عَلَنْن»؛ بن آینده در آینده «علندن»: «عَلَنِنْن»
  1. تعریف «علندن». چیزی را بِعُنْوان ([؟] به‌عنوان) یِه ([؟] یک (حرف تعریف نامعین مفرد)) عَلَنْماء ([؟] اعلان‌گرفته‌شو (اعلان)) اِسْتودَن ([؟] مورد ستانده‌شدن قرار دادن):‌ [💬یا بعبارتی «مورد اعلان‌گرفتن قرار دادن»]
    🚀مثال. غَیِرْپَذیر ([؟] پذیرنده غیر) my_var اَرِزاف ([؟] ارزش‌زا (ارزش)) "Value" را عَلَنْد (؟ مورد اعلان‌شدن قرار داد).🌐ترجمه: متغیر my_var ارزش "Value" را به‌عنوان اعلان گرفت.
عَمَلْواژه‌های اَنِجائی نافَرْجامی سادی «عَلَنْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
قبل پیشْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشگذشته] آواثاء:علنتدم آواثاء:علنتدی عَلَنِتْد آواثاء:علنتدیم آواثاء:علنتدید آواثاء:علنتدند
گُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/گذشته] عَلَنْدَم آواثاء:علندی عَلَنْد آواثاء:علندیم آواثاء:علندید آواثاء:علندند
پَسْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسگذشته] آواثاء:علنتنم آواثاء:علنتنی آواثاء:علنتند آواثاء:علنتنیم آواثاء:علنتنید آواثاء:علنتنند
حال کُنون [ فراثاء:عملواژه/زمانما/کنون] آواثاء:علنم عَلَنی آواثاء:علنَد آواثاء:علنیم آواثاء:علنید آواثاء:علنند
بعد پیشْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشآینده] آواثاء:علننتم آواثاء:علننتی عَلَنِنْت آواثاء:علننتیم آواثاء:علننتید آواثاء:علننتند
آیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/آینده] آواثاء:علننم آواثاء:علننی آواثاء:علننَد آواثاء:علننیم آواثاء:علننید آواثاء:علننند
پَسْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسآینده] آواثاء:علنننم آواثاء:علنننی آواثاء:علنننَد آواثاء:علنننیم آواثاء:علنننید آواثاء:علنننند
عَمَلْواژه‌های اَنِجائی فَرْمانی سادی «عَلَنْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
مُثْبَت [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] - آواثاء:بعلن - - آواثاء:بعلنید -
طَرْدی [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] - آواثاء:نعلن - - آواثاء:نعلنید -
حَذَری [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] - آواثاء:ناعلن - - آواثاء:ناعلنید -

ترجمه

اِسْتودَن (؟ مورد ستانده‌شدن قرار دادن) بِعُنْوان (؟ به‌عنوان) عَلَنْماء (؟ اعلان‌گرفته‌شو (اعلان))
  • ترجمه (معادل) انگلیسی «علندن»: To declare