سهدن
ظاهر
(تغییرمسیر از سهتن)
مصدر «سُهْدَن» بهمعنی «مور احساس قرار دادن» میباشد؛ بهعبارتی دیگر، فرایندی که در آن احساس یا هیجانی، بخاطر تجربههای پیشین، در کسی یا چیزی برانگیخته بشود. این مصدر از «سهـ + ـدن [※ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده میشود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] » ساختهشده است.
; بنهای تصریفی «سُهْدَن»
بنهای تصریفی «سُهْدَن» بهگونه زیر ساخته میشوند:
- بُنْپیشْگُذَشْتِه [※ پایه فعلهای گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِد» ← «سُهْتِد»
- بُنْگُذَشْتِه [※ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «سُهْد»
- بُنْپَسْگُذَشْتِه [※ پایه فعلهای آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِن» ← «سُهْتِن»
- بُنْکُنون [※ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «سُه»
- بُنْپیشْآیَنْدِه [※ پایه فعلهای گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِت» ← «سُهْنِت»
- بُنْآیَنْدِه [※ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «سُهْن»
- بُنْپَسْآیَنْدِه [※ پایه فعلهای آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِن» ← «سُهْنِن»
فایزنی
مصدر
- ️تلفظ: /سُهْدَن/📥 ریشهشناسی: سهـ + ـدن [※ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده میشود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] ❖ | همردیف(های) «سهدن»: حِسّْدَن ([؟] مورد حسشدن قرار دادن)؛ عُطوفْدَن ([؟] مورد عطوفت قرار دادن)
- تعریف «سهدن». فرایند دَرْیابْدَن ([؟] مورد آگاهییافتهشدن قرار دادن) هیجان درونی هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع) حین تَجْرُبْدَن ([؟] مورد تجربه قرار دادن) وَقِعِیَّت ([؟] واقعیت) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع): [💬یا بعبارتی «مور احساس قرار دادن»]
عملواژه
- ️تلفظ: /سُهْدَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «سهدن»: ▶ بن گذشته در گذشته «سهدن»: «سُهْتِد»؛ بن گذشته «سهدن»: ↦«سُهْد»↤؛ بن آینده در گذشته «سهدن»: «سُهْتِن»⟼«سُه» (بنکنون «سهدن»)، ⟻؛ بن گذشته در آینده «سهدن»: «سُهْنِت»؛ بن آینده «سهدن»: ↦«سُهْن»؛ بن آینده در آینده «سهدن»: ↤«سُهْنِن»◀
- تعریف «سهدن». هیجان درونی هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع) را حین تَجْرُبْدَن ([؟] مورد تجربه قرار دادن) وَقِعِیَّت ([؟] واقعیت) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع) دَرْیابْدَن ([؟] مورد آگاهییافتهشدن قرار دادن): [💬یا بعبارتی «مور احساس قرار دادن»]
- مثال. با بینْدَن ([؟] مورد دیدهیافتن قرار دادن) یِه ([؟] یک (حرف تعریف نامعین مفرد)) شیر گرسنه در صد قدمی اَم ([؟] من/خودم)، وحشت شَدّْناک ([؟] دارای شدت (شدید)) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع) را سُهْدَم (؟ مور احساس قرار دادم)!ترجمه: با دیدن یک شیر گرسنه در صد قدمیم، وحشت شدیدی را احساس کردم.
- مثال. با بینْدَن ([؟] مورد دیدهیافتن قرار دادن) یِه ([؟] یک (حرف تعریف نامعین مفرد)) شیر گرسنه در صد قدمی اَم ([؟] من/خودم)، یِتاً ([؟] بهحالت کممیزان (کمی؛ اندکی)) وحشت هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع) را سُهْدَم (؟ مور احساس قرار دادم)!ترجمه: با دیدن یک شیر گرسنه در صد قدمیم، کمی احساس وحشت کردم.
| عَمَلْواژههای اَنِجایی فَرْمانی سادی «سُهْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟 | |||||||
| نَهادْنَما | تَکْتایی | جَمِعْتایی | |||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|
| یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] | دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] | سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] | یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] | دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] | سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آنها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.] | ||
| مُثْبَت [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] | - | آواثاء:بسه | - | - | آواثاء:بسهید | - | |
| طَرْدی [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] | - | آواثاء:نسه | - | - | آواثاء:نسهید | - | |
| حَذَری [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] | - | آواثاء:ناسه | - | - | آواثاء:ناسهید | - | |
ترجمه
دَرْیابْدَن (؟ مورد آگاهییافتهشدن قرار دادن) هیجان
- ترجمه (معادل) انگلیسی «سهدن»: To feel
ردهها:
- صفحههای دارای پیوند خراب به پرونده
- واژهها
- واژه فایزنی
- مصدر فایزنی
- مصدر فایزنی عملی
- مصدر فایزنی ناصریح
- مصدر فایزنی کنایی
- مصدر فایزنی کنادین
- مصدر فایزنی علنئا
- مصدر فایزنی عملی ناصریح
- مصدر فایزنی عملی کنایی
- مصدر فایزنی عملی کنادین
- مصدر فایزنی عملی علنئا
- مصدر فایزنی ناصریح کنایی
- مصدر فایزنی ناصریح کنادین
- مصدر فایزنی ناصریح علنئا
- مصدر فایزنی کنایی کنادین
- مصدر فایزنی کنایی علنئا
- مصدر فایزنی کنادین علنئا
- مصدر فایزنی عملی ناصریح کنایی
- مصدر فایزنی عملی ناصریح کنادین
- مصدر فایزنی عملی ناصریح علنئا
- مصدر فایزنی عملی کنایی کنادین
- مصدر فایزنی عملی کنایی علنئا
- مصدر فایزنی عملی کنادین علنئا
- مصدر فایزنی ناصریح کنایی کنادین
- مصدر فایزنی ناصریح کنایی علنئا
- مصدر فایزنی ناصریح کنادین علنئا
- مصدر فایزنی کنایی کنادین علنئا
- مصدر فایزنی عملی ناصریح کنایی کنادین
- مصدر فایزنی عملی ناصریح کنایی علنئا
- مصدر فایزنی عملی ناصریح کنادین علنئا
- مصدر فایزنی عملی کنایی کنادین علنئا
- مصدر فایزنی ناصریح کنایی کنادین علنئا
- مصدر فایزنی عملی ناصریح کنایی کنادین علنئا