اریدن
مصدر «أَرِیْدَن» بهمعنی «مورد آرایشیافتن قرار دادن» میباشد؛ بهعبارتی دیگر، فرایندی که در آن «فاعل» باعث پسندیدگی وضعیت یا حالت «مفعول» - شامل نظم، ترتیب، هماهنگی، همخوانی، یا خصلت - بشود. این مصدر از «اریـ + ـدن [※ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده میشود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] » ساختهشده است.
; بنهای تصریفی «أَرِیْدَن»
بنهای تصریفی «أَرِیْدَن» بهگونه زیر ساخته میشوند:
- بُنْپیشْگُذَشْتِه [※ پایه فعلهای گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِد» ← «أَرِیْتِد»
- بُنْگُذَشْتِه [※ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «أَرِیْد»
- بُنْپَسْگُذَشْتِه [※ پایه فعلهای آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِن» ← «أَرِیْتِن»
- بُنْکُنون [※ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «أَرِی»
- بُنْپیشْآیَنْدِه [※ پایه فعلهای گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِت» ← «أَرِیْنِت»
- بُنْآیَنْدِه [※ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «أَرِیْن»
- بُنْپَسْآیَنْدِه [※ پایه فعلهای آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِن» ← «أَرِیْنِن»
فارسی
واژههای مرتبط با «اریدن»: أَرِیانْدَن ([؟] مورد آرایشیافتهشده قرار دادن)؛ اُؤَرِیْدَن ([؟] مورد آرایشگرفتن قرار دادن)؛ أَرِیودَن ([؟] مورد آرایشگرفتن قرار دادن)؛ أورِیْدَن ([؟] مورد آرایشدرآمدن قرار دادن)؛ تَأَرِیْدَن ([؟] مورد آرایشیافته قرار دادن)؛ أَتَرِیْدَن ([؟] مورد آرایشیافته قرار دادن)
مصدر
- ️تلفظ: /أَرِیْدَن/📥 ریشهشناسی: اریـ + ـدن [※ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده میشود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] ❖ | همخانواده «اریدن»: أَرِسْدَن ([؟] مورد آرایستگییافتن قرار دادن)؛ رَژِنْدَن ([؟] مورد رنگولعابیافتن قرار دادن)؛ چِهْرایْدَن ([؟] مورد گریمیافتن قرار دادن)؛ وَرِیْدَن ([؟] مورد ویرایشیافتن قرار دادن) | متضاد «اریدن»: ربطاء:اریدن/ضد
- تعریف «اریدن». فرایند دَهِیْدَن ([؟] مورد دهشیافتن قرار دادن) باعِل ([؟] با فاعلیت (بهواسطه؛ توسط)) أَرِیاء ([؟] آرایشیافته (آرایش)) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع): [💬یا بعبارتی «مورد آرایشیافتن قرار دادن»]
- مثال. برای أَرِیْدَن (؟ مورد آرایشیافتن قرار دادن) باغ، یِه ([؟] یک (حرف تعریف نامعین مفرد)) باغبان را نَیاشِزائیم ([؟] نیازدیده هستیم).ترجمه: برای آرایش یافتن باغ، به یک باغبان نیاز داریم.
عملواژه
- ️تلفظ: /أَرِیْدَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «اریدن»: ▶ بن گذشته در گذشته «اریدن»: «أَرِیْتِد»؛ بن گذشته «اریدن»: ↦«أَرِیْد»↤؛ بن آینده در گذشته «اریدن»: «أَرِیْتِن»⟼«أَرِی» (بنکنون «اریدن»)، ⟻؛ بن گذشته در آینده «اریدن»: «أَرِیْنِت»؛ بن آینده «اریدن»: ↦«أَرِیْن»؛ بن آینده در آینده «اریدن»: ↤«أَرِیْنِن»◀
- تعریف «اریدن». باعِل ([؟] با فاعلیت (بهواسطه؛ توسط)) أَرِیاء ([؟] آرایشیافته (آرایش)) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع) دَهِیْدَن ([؟] مورد دهشیافتن قرار دادن): [💬یا بعبارتی «مورد آرایشیافتن قرار دادن»]
- مثال. نَظِمْدَن ([؟] مورد نظمیافتن قرار دادن) کَتِباءْها ([؟] کتبیتیافتهها (مطلبها)) اَش ([؟] مال آن؛ آن را)، کمد اَش ([؟] مال آن؛ آن را) را أَرِیْد (؟ مورد آرایشیافتن قرار داد).ترجمه: با نظم یافتن کتابهایش کمدش آرایش یافت.
| عَمَلْواژههای اَنِجاءی فَرْمانی سادی «أَرِیْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟 | |||||||
| نَهادْنَما | تَکْتایی | جَمِعْتایی | |||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|
| یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] | دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] | سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] | یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] | دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] | سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آنها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.] | ||
| مُثْبَت [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] | - | آواثاء:باری | - | - | آواثاء:باریید | - | |
| طَرْدی [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] | - | آواثاء:ناری | - | - | آواثاء:ناریید | - | |
| حَذَری [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] | - | آواثاء:نااری | - | - | آواثاء:نااریید | - | |
ترجمه
دَهِیْدَن (؟ مورد دهشیافتن قرار دادن) باعِل (؟ با فاعلیت (بهواسطه؛ توسط)) أَرِیاء (؟ آرایشیافته (آرایش)) هی (؟ حرف نکره مفرد و جمع)
- ترجمه (معادل) انگلیسی «اریدن»: To become arranged