پرش به محتوا

آشتیدن

از واژسین

مصدر «آشْتیدَن» به‌معنی «مورد آشتی‌یافتن قرار دادن» می‌باشد؛ به‌عبارتی دیگر، فرایندی که در آن «فاعل» توسط «مفعول» بخشیده و به آشتی گرفته بشود. این مصدر از «آشتـ + ـیدن [※ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده می‌شود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] » ساخته‌شده است.

; بن‌های تصریفی «آشْتیدَن»

بن‌های تصریفی «آشْتیدَن» به‌گونه زیر ساخته می‌شوند:

  • بُنْ‌پیشْگُذَشْتِه [※ پایه فعل‌های گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِد» ← «آشْتیتْد»
  • بُنْ‌گُذَشْتِه [※ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «آشْتید»
  • بُنْ‌پَسْگُذَشْتِه [※ پایه فعل‌های آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِن» ← «آشْتیتْن»
  • بُنْ‌کُنون [※ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «آشْت»
  • بُنْ‌پیشْآیَنْدِه [※ پایه فعل‌های گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِت» ← «آشْتینْت»
  • بُنْ‌آیَنْدِه [※ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «آشْتین»
  • بُنْ‌پَسْآیَنْدِه [※ پایه فعل‌های آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِن» ← «آشْتینْن»

فایزنی

🔖 واژه‌های مرتبط با «آشتیدن»: آشْتانْدَن ([؟] مورد آشتی‌یافته‌شده قرار دادن)؛ اُؤاشْتیدَن ([؟] مورد آشتی‌گرفتن قرار دادن)؛ اِشْآشْتیدَن ([؟] مورد آشتی‌دیدن قرار دادن)؛ اِشْآشْتانْدَن ([؟] مورد آشتی‌دیده‌شده قرار دادن)

مصدر

  • ️🗣تلفظ: /آشْتیدَن/📥 ⚓ریشه‌شناسی: آشتـ + ـیدن [※ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده می‌شود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] ❖ | ⋈هم‌ردیف(های) «آشتیدن»: رَزِنْدَن ([؟] مورد رضایت‌یافتن قرار دادن)؛ اَلِفْدَن ([؟] مورد الفت‌یافتن قرار دادن) | ⊥متضاد «آشتیدن»: قَهِرْدَن ([؟] مورد قهریافتن قرار دادن)؛ قینْدَن ([؟] مورد مناقشه‌یافتن قرار دادن)؛ کینْدَن ([؟] مورد کینه‌یافتن قرار دادن)
  1. تعریف «آشتیدن». فرایند دَهِیْدَن ([؟] مورد دهش‌یافتن قرار دادن) بافِل ([؟] با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) آشْتاء ([؟] آشتی‌یافته (آنچه بخشیده‌شده)) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع):‌ [💬یا بعبارتی «مورد آشتی‌یافتن قرار دادن»]
    🚀مثال. نَیْزاء ([؟] نیازیافته (نیاز)) آشْتیدَن (؟ مورد آشتی‌یافتن قرار دادن) حسن اِشْفَرامودَن ([؟] معناء:اشفرامودن) قدیم ئَد ([؟] است (فعل ربط)).🌐ترجمه: نیاز گذشت کردن حسن فراموش کردن گذشته است.

عملواژه

  • ️🗣تلفظ: /آشْتیدَن/📥 ⇯بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «آشتیدن»: ▶ بن گذشته در گذشته «آشتیدن»: «آشْتیتْد»؛ بن گذشته «آشتیدن»: ↦«آشْتید»↤؛ بن آینده در گذشته «آشتیدن»: «آشْتیتْن»⟼«آشْت» (بن‌کنون «آشتیدن»)، ⟻؛ بن گذشته در آینده «آشتیدن»: «آشْتینْت»؛ بن آینده «آشتیدن»: ↦«آشْتین»؛ بن آینده در آینده «آشتیدن»: ↤«آشْتینْن»◀
  1. تعریف «آشتیدن». بافِل ([؟] با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) آشْتاء ([؟] آشتی‌یافته (آنچه بخشیده‌شده)) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع) دَهِیْدَن ([؟] مورد دهش‌یافتن قرار دادن):‌ [💬یا بعبارتی «مورد آشتی‌یافتن قرار دادن»]
    🚀مثال. ناسزا اَش ([؟] مال آن؛ آن را)، حسن را آشْتید (؟ مورد آشتی‌یافتن قرار داد).🌐ترجمه: حسن از ناسزایش گذشت و باهاش آشتی کرد.
عَمَلْواژه‌های اَنِجایی نافَرْجامی سادی «آشْتیدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
قبل پیشْگُذَشْتِه [※ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشگذشته] آواثاء:آشتیتدم آواثاء:آشتیتدی آشْتیتْد آواثاء:آشتیتدیم آواثاء:آشتیتدید آواثاء:آشتیتدند
گُذَشْتِه [※ فراثاء:عملواژه/زمانما/گذشته] آواثاء:آشتیدم آواثاء:آشتیدی آشْتید آواثاء:آشتیدیم آواثاء:آشتیدید آواثاء:آشتیدند
پَسْگُذَشْتِه [※ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسگذشته] آواثاء:آشتیتنم آواثاء:آشتیتنی آواثاء:آشتیتند آواثاء:آشتیتنیم آواثاء:آشتیتنید آواثاء:آشتیتنند
حال کُنون [※ فراثاء:عملواژه/زمانما/کنون] آواثاء:آشتم آواثاء:آشتی آواثاء:آشتد آواثاء:آشتیم آواثاء:آشتیٓد آواثاء:آشتند
بعد پیشْآیَنْدِه [※ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشآینده] آواثاء:آشتینتم آواثاء:آشتینتی آشْتینْت آواثاء:آشتینتیم آواثاء:آشتینتید آواثاء:آشتینتند
آیَنْدِه [※ فراثاء:عملواژه/زمانما/آینده] آواثاء:آشتینم آواثاء:آشتینی آواثاء:آشتیند آواثاء:آشتینیم آواثاء:آشتینید آواثاء:آشتینند
پَسْآیَنْدِه [※ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسآینده] آواثاء:آشتیننم آواثاء:آشتیننی آواثاء:آشتینند آواثاء:آشتیننیم آواثاء:آشتیننید آواثاء:آشتیننند
عَمَلْواژه‌های اَنِجایی فَرْمانی سادی «آشْتیدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
مُثْبَت [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] - آواثاء:بآشت - - بِآشْتید -
طَرْدی [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] - آواثاء:نآشت - - آواثاء:نآشتید -
حَذَری [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] - آواثاء:ناآشت - - آواثاء:ناآشتید -

ترجمه

دَهِیْدَن (؟ مورد دهش‌یافتن قرار دادن) بافِل (؟ با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) آشْتاء (؟ آشتی‌یافته (آنچه بخشیده‌شده)) هی (؟ حرف نکره مفرد و جمع)
  • ترجمه (معادل) انگلیسی «آشتیدن»: To be reconciled؛ ترجمه (معادل) انگلیسی «آشتیدن»: To make peace