Telescope
ظاهر
انگلیسی
فعل
- ️معادل (ترجمه) فارسی «Telescope»: تَخُلِصْدَن ([؟] مورد خلوصگرفته قرار دادن):
- ️معادل (ترجمه) فارسی «Telescope»: خُلِصْدَن ([؟] مورد خلوصگرفتن قرار دادن):
- مثال. The events of the story telescope into a single moment of realization.ترجمه: رویدادهای داستان به یِه ([؟] یک (حرف تعریف نامعین مفرد)) لحظه محوری بِخُلِصَد (؟ مورد خلوصگرفتن قرار بدهد).
اسم
- ️معادل (ترجمه) فارسی «Telescope»: وَرابینال ([؟] تلسکوپ)؛ فَرابینال ([؟] تلسکوپ):
- ️معادل (ترجمه) فارسی «Telescope»: فَراگُشاء ([؟] محیا کننده؛ فراهم کننده):
- مثال. Her career progression was like a telescope, expanding her opportunities over time.ترجمه: پیشرفت شغلی اَش ([؟] آن/آنرا) مثل یِه ([؟] یک (حرف تعریف نامعین مفرد)) فَراگُشاء (؟ محیا کننده؛ فراهم کننده) ئِد ([؟] بود (فعل ربط))، فَرِصْماءْها ([؟] فرصتگرفتهشوها (فرصتها)) اَش ([؟] آن/آنرا) را دَرْطول ([؟] در طول؛ در امتداد) زمان گُسْتَرانْد ([؟] مورد گسترشگرفتهشو قرار داد).