چرخیدن (؟)
ظاهر
عَبِرات ([؟] عبارت) «چرخیدن (؟)» معنیهای زیر را دارائَد ([؟] دارا است):
- اُفیرْدَن:❖ مورد چرخشگرفتن قرار دادن؛
- مثال. حین حمل و نقل، به دستگاه برش آسیب زدند؛ طوریکه دیگر به عکس نمیچرخد.معادل: بُرِشال ([؟] وسیله برش (دستگاه برش)) را حین حَمِلِش ([؟] روند حمل) نَقِصانْدَنْد ([؟] مورد نقصیافتهشده قرار دادند)؛ بِطوریکِه ([؟] بهطوریکه) دیگر باجَهَت ([؟] بهجهت؛ در جهت) وارون نمیاُفیرَد (؟ مورد چرخشگرفتن قرار نمیدهد).