پرش به محتوا

مشیدن

از واژسین

مصدر «مَشِیْدَن» به‌معنی «مورد مشی‌یافتن قرار دادن» می‌باشد؛ به‌عبارتی دیگر، فرایندی که در آن «فاعل» شالوده تشکیل «مفعول» بشود. این مصدر از «مشیـ + ـدن [※ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده می‌شود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] » ساخته‌شده است.

; بن‌های تصریفی «مَشِیْدَن»

بن‌های تصریفی «مَشِیْدَن» به‌گونه زیر ساخته می‌شوند:

  • بُنْ‌پیشْگُذَشْتِه [※ پایه فعل‌های گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِد» ← «مَشِیْتِد»
  • بُنْ‌گُذَشْتِه [※ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «مَشِیْد»
  • بُنْ‌پَسْگُذَشْتِه [※ پایه فعل‌های آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِن» ← «مَشِیْتِن»
  • بُنْ‌کُنون [※ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «مَشِی»
  • بُنْ‌پیشْآیَنْدِه [※ پایه فعل‌های گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِت» ← «مَشِیْنِت»
  • بُنْ‌آیَنْدِه [※ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «مَشِیْن»
  • بُنْ‌پَسْآیَنْدِه [※ پایه فعل‌های آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِن» ← «مَشِیْنِن»

فایزنی

🕸️ شبکه عامل-مبنا «مشیدن»: 👈 ⏚ مصدر پایه «مشیدن»: 👉 ⥂ دوگان «مشیدن»: مَشْیودَن ([؟] معناء:مشیودن) | ∇ مصدر عامل-محور «مشیدن»: مَشْیادَن ([؟] معناء:مشیادن) ⇆ دوگان عامل-محور «مشیدن»: مَشْیِنْدَن ([؟] معناء:مشیندن) | ⌘‬ مصدر انگیزی «مشیدن»: مَشْیانْدَن ([؟] معناء:مشیاندن) ⇋ دوگان انگیزی «مشیدن»: مَشْیونْدَن ([؟] معناء:مشیوندن) | ⧣ مصدر شورانی «مشیدن»: مَشِیْتانْدَن ([؟] معناء:مشیتاندن) ⬌ دوگان شورانی «مشیدن»: مَشِیْتونْدَن ([؟] معناء:مشیتوندن) | ⇅ مصدر مجابی «مشیدن»: مَشِیْبانْدَن ([؟] معناء:مشیباندن) ⬄ دوگان مجابی «مشیدن»: مَشِیْبونْدَن ([؟] معناء:مشیبوندن)
🧊 مصدرهای اثر-مفعول‌نما «مشیدن»: مَشْیُدَن ([؟] معناء:مشیُدن)؛ مَشْیِدَن ([؟] معناء:مشیِدن) | 🪸 مصدرهای عاملیت‌نما «مشیدن»: مَشِیْزادَن ([؟] معناء:مشیزادن)؛ مَشِیْرادَن ([؟] معناء:مشیرادن)؛ مَشِیْژادَن ([؟] معناء:مشیژادن)

مصدر

  1. تعریف «مشیدن». فرایند دَهِیْدَن ([؟] مورد دهش‌یافتن قرار دادن) بافِل ([؟] با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) مَشْیاء ([؟] مشی‌یافته (مشی)) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع):‌ [💬یا بعبارتی «مورد مشی‌یافتن قرار دادن»]
    🚀مثال. برای مَشِیْدَن (؟ مورد مشی‌یافتن قرار دادن) أَسْسانِش ([؟] روند پیاده‌سازی) پروژه هه ([؟] مذکور؛ یادشده)، هایَد ([؟] بهتر بوده/است/خواهد بود) با حسن صَحْبانی ([؟] مورد صحبت‌یافته‌شده قرار بدهی).🌐ترجمه: برای مشی یافتن پیاده‌سازی آن پروژه، بهتر است با حسن صحبت کنی.

عملواژه

  • ️🗣تلفظ: /مَشِیْدَن/📥 ⇯بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «مشیدن»: ▶ بن گذشته در گذشته «مشیدن»: «مَشِیْتِد»؛ بن گذشته «مشیدن»: ↦«مَشِیْد»↤؛ بن آینده در گذشته «مشیدن»: «مَشِیْتِن»⟼«مَشِی» (بن‌کنون «مشیدن»)، ⟻؛ بن گذشته در آینده «مشیدن»: «مَشِیْنِت»؛ بن آینده «مشیدن»: ↦«مَشِیْن»؛ بن آینده در آینده «مشیدن»: ↤«مَشِیْنِن»◀
  1. تعریف «مشیدن». بافِل ([؟] با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) مَشْیاء ([؟] مشی‌یافته (مشی)) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع) دَهِیْدَن ([؟] مورد دهش‌یافتن قرار دادن):‌ [💬یا بعبارتی «مورد مشی‌یافتن قرار دادن»]
    🚀مثال. نَوِعْپانِش ([؟] شیءگرایی)، أَسْسانْدَن ([؟] مورد پیاده‌سازی‌گرفته‌شده قرار دادن) پروژه هه ([؟] مذکور؛ یادشده) را مَشِیْد (؟ مورد مشی‌یافتن قرار داد).🌐ترجمه: شیءگرایی، برای پیاده‌سازی کردن آن پروژه مشی یافت.
عَمَلْواژه‌های اَنِجایی نافَرْجامی سادی «مَشِیْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
قبل پیشْگُذَشْتِه [※ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشگذشته] آواثاء:مشیتدم آواثاء:مشیتدی مَشِیْتِد آواثاء:مشیتدیم آواثاء:مشیتدید آواثاء:مشیتدند
گُذَشْتِه [※ فراثاء:عملواژه/زمانما/گذشته] آواثاء:مشیدم آواثاء:مشیدی مَشِیْد آواثاء:مشیدیم آواثاء:مشیدید آواثاء:مشیدند
پَسْگُذَشْتِه [※ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسگذشته] آواثاء:مشیتنم آواثاء:مشیتنی آواثاء:مشیتند آواثاء:مشیتنیم آواثاء:مشیتنید آواثاء:مشیتنند
حال کُنون [※ فراثاء:عملواژه/زمانما/کنون] آواثاء:مشیم آواثاء:مشیی آواثاء:مشیَد آواثاء:مشییم آواثاء:مشیید آواثاء:مشیند
بعد پیشْآیَنْدِه [※ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشآینده] آواثاء:مشینتم آواثاء:مشینتی مَشِیْنِت آواثاء:مشینتیم آواثاء:مشینتید آواثاء:مشینتند
آیَنْدِه [※ فراثاء:عملواژه/زمانما/آینده] آواثاء:مشینم آواثاء:مشینی آواثاء:مشینَد آواثاء:مشینیم آواثاء:مشینید آواثاء:مشینند
پَسْآیَنْدِه [※ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسآینده] آواثاء:مشیننم آواثاء:مشیننی آواثاء:مشیننَد آواثاء:مشیننیم آواثاء:مشیننید آواثاء:مشیننند
عَمَلْواژه‌های اَنِجایی فَرْمانی سادی «مَشِیْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
مُثْبَت [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] - آواثاء:بمشی - - آواثاء:بمشیید -
طَرْدی [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] - آواثاء:نمشی - - آواثاء:نمشیید -
حَذَری [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] - آواثاء:نامشی - - آواثاء:نامشیید -

ترجمه

دَهِیْدَن (؟ مورد دهش‌یافتن قرار دادن) بافِل (؟ با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) مَشْیاء (؟ مشی‌یافته (مشی)) هی (؟ حرف نکره مفرد و جمع)