پرش به محتوا

سهدن

از واژسین

مصدر «سُهْدَن» به‌معنی «مور احساس قرار دادن» می‌باشد؛ به‌عبارتی دیگر، فرایندی که در آن احساس یا هیجانی، بخاطر تجربه‌های پیشین، در کسی یا چیزی برانگیخته بشود. این مصدر از «سهـ + ـدن [ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده می‌شود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] » ساخته‌شده است.

; بن‌های تصریفی «سُهْدَن»

بن‌های تصریفی «سُهْدَن» به‌گونه زیر ساخته می‌شوند:

  • بُنْ‌پیشْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـِتْد» ← «سُهِتْد»
  • بُنْ‌گُذَشْتِه [ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «سُهْد»
  • بُنْ‌پَسْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـِتْن» ← «سُهِتْن»
  • بُنْ‌کُنون [ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «سُه»
  • بُنْ‌پیشْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـِنْت» ← «سُهِنْت»
  • بُنْ‌آیَنْدِه [ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «سُهْن»
  • بُنْ‌پَسْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـِنْن» ← «سُهِنْن»

فارسی

مصدر

  1. تعریف «سهدن». فرایند دَرْیابْدَن ([؟] مورد آگاهی‌یافته‌شدن قرار دادن) هیجان درونی هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع) حین تَجْرُبْدَن ([؟] مورد تجربه قرار دادن) وَقِعِیَّت ([؟] واقعیت) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع):‌ [💬یا بعبارتی «مور احساس قرار دادن»]
    🚀مثال. سُهْدَن (؟ مور احساس قرار دادن) ترس هنگام بینْدَن ([؟] مورد دیده‌شدن قرار دادن) شیر گرسنه در نزدیکی خود، خِیْلی ([؟] مقدار زیادی) طَبیعْناک ([؟] دارای طبیعیت (طبیعی)) ئَد ([؟] است (فعل ربط))!🌐ترجمه: احساس ترس کردن هنگام دیدن شیر گرسنه در نزدیکی خود، خیلی طبیعی است.

عملواژه

  • 🗣تلفظ: /سُهْدَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «سهدن»: بن گذشته در گذشته «سهدن»: «سُهِتْد»؛ بن گذشته «سهدن»: «سُهْد»؛ بن آینده در گذشته «سهدن»: «سُهِتْن»«سُه» (بن‌کنون «سهدن»)، ؛ بن گذشته در آینده «سهدن»: «سُهِنْت»؛ بن آینده «سهدن»: «سُهْن»؛ بن آینده در آینده «سهدن»: «سُهِنْن»
  1. تعریف «سهدن». هیجان درونی هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع) را حین تَجْرُبْدَن ([؟] مورد تجربه قرار دادن) وَقِعِیَّت ([؟] واقعیت) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع) دَرْیابْدَن ([؟] مورد آگاهی‌یافته‌شدن قرار دادن):‌ [💬یا بعبارتی «مور احساس قرار دادن»]
    🚀مثال. با بینْدَن ([؟] مورد دیده‌شدن قرار دادن) یِه ([؟] یک (حرف تعریف نامعین مفرد)) شیر گرسنه در صد قدمی اَم ([؟] من/خودم)، وحشت شَدّْناک ([؟] دارای شدت (شدید)) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع) را سُهْدَم (؟ مور احساس قرار دادم)!🌐ترجمه: با دیدن یک شیر گرسنه در صد قدمیم، وحشت شدیدی را احساس کردم.
    🚀مثال. با بینْدَن ([؟] مورد دیده‌شدن قرار دادن) یِه ([؟] یک (حرف تعریف نامعین مفرد)) شیر گرسنه در صد قدمی اَم ([؟] من/خودم)، یَتاً ([؟] به‌حالت کم‌میزان (کمی؛ اندکی)) وحشت هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع) را سُهْدَم (؟ مور احساس قرار دادم)!🌐ترجمه: با دیدن یک شیر گرسنه در صد قدمیم، کمی احساس وحشت کردم.
عَمَلْواژه‌های اَنِجائی نافَرْجامی سادی «سُهْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
قبل پیشْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشگذشته] آواثاء:سهتدم آواثاء:سهتدی سُهِتْد آواثاء:سهتدیم آواثاء:سهتدید آواثاء:سهتدند
گُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/گذشته] سُهْدَم آواثاء:سهدی سُهْد آواثاء:سهدیم آواثاء:سهدید آواثاء:سهدند
پَسْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسگذشته] آواثاء:سهتنم آواثاء:سهتنی آواثاء:سهتند آواثاء:سهتنیم آواثاء:سهتنید آواثاء:سهتنند
حال کُنون [ فراثاء:عملواژه/زمانما/کنون] آواثاء:سهم آواثاء:سهی آواثاء:سهَد آواثاء:سهیم آواثاء:سهید آواثاء:سهند
بعد پیشْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشآینده] آواثاء:سهنتم آواثاء:سهنتی سُهِنْت آواثاء:سهنتیم آواثاء:سهنتید آواثاء:سهنتند
آیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/آینده] آواثاء:سهنم آواثاء:سهنی آواثاء:سهنَد آواثاء:سهنیم آواثاء:سهنید آواثاء:سهنند
پَسْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسآینده] آواثاء:سهننم آواثاء:سهننی آواثاء:سهننَد آواثاء:سهننیم آواثاء:سهننید آواثاء:سهننند
عَمَلْواژه‌های اَنِجائی فَرْمانی سادی «سُهْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
مُثْبَت [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] - آواثاء:بسه - - آواثاء:بسهید -
طَرْدی [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] - آواثاء:نسه - - آواثاء:نسهید -
حَذَری [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] - آواثاء:ناسه - - آواثاء:ناسهید -

ترجمه

دَرْیابْدَن (؟ مورد آگاهی‌یافته‌شدن قرار دادن) هیجان
  • ترجمه (معادل) انگلیسی «سهدن»: To feel