ساختن
ظاهر
عَبِرات ([؟] عبارت) «ساختن» معنیهای زیر را دارائَد ([؟] دارا است):
- سازانْدَن:❖ مورد ترکیبیافتهشده قرار دادن؛
- مثال. برای ساختن خانه، از روی اجبار چند درخت کهنسال را قطع کردند.معادل: برای سازانْدَن (؟ مورد ترکیبیافتهشده قرار دادن) خانه، جَبِّرانِه ([؟] بهشکل اجباریابی (مجبورانه)) چند درخت کهنسال را قَطِعْدَنْد ([؟] مورد قطعشدن قرار دادند).
همچنین ببین: ایجاد کردن؛ احداث کردن؛ بهوجود آوردن؛ درست کردن؛ خلق کردن