قطع کردن
ظاهر
عَبِرات ([؟] عبارت) «قطع کردن» معنیهای زیر را دارائَد ([؟] دارا است):
- قَطِعْدَن:❖ مورد قطعشدن قرار دادن؛
- مثال. برای ساختن جاده، از روی اجبار چند درخت کهنسال را قطع کردند.معادل: برای تَسازْدَن ([؟] مورد ترکیبیافته قرار دادن) جاده، تَجَبِّرانِه ([؟] بهشکل اجباریافتهکننده) چند درخت کهنسال را قَطِعْدَنْد (؟ مورد قطعشدن قرار دادند).
- خَتِمْدَن:❖ مورد خاتمهیافتن قرار دادن؛
- مثال. بعد از آن دعوا، تصمیم گرفت همه روابطش را با آن خانواده قطع کند.معادل: پَسَز ([؟] پس از) دعوا هه ([؟] مذکور؛ یادشده)، صَمِمْد ([؟] مورد تصمیمگیری قرار داد) همه رَبْطاءْها ([؟] ربطدهها (رابطهها)) اَش ([؟] مال آن؛ آن را) را با خانواده هه ([؟] مذکور؛ یادشده) بِخَتِمْد (؟ مورد خاتمهداده شدن قرار بدهد).
همچنین ببین: برش دادن؛ پایان دادن؛ خاتمه دادن؛ رها کردن