پرش به محتوا

رجحدن

از واژسین

مصدر «رَجِحْدَن» به‌معنی «مورد ارجحیت‌یافتن قرار دادن» می‌باشد؛ به‌عبارتی دیگر، فرایندی که در آن «فاعل» دارای ارجحیت کمتری نسبت به «مفعول» شمرده بشود. این مصدر از «رجحـ + ـدن [ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده می‌شود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] » ساخته‌شده است.

; بن‌های تصریفی «رَجِحْدَن»

بن‌های تصریفی «رَجِحْدَن» به‌گونه زیر ساخته می‌شوند:

  • بُنْ‌پیشْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِد» ← «رَجِحْتِد»
  • بُنْ‌گُذَشْتِه [ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «رَجِحْد»
  • بُنْ‌پَسْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِن» ← «رَجِحْتِن»
  • بُنْ‌کُنون [ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «رَجِح»
  • بُنْ‌پیشْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِت» ← «رَجِحْنِت»
  • بُنْ‌آیَنْدِه [ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «رَجِحْن»
  • بُنْ‌پَسْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِن» ← «رَجِحْنِن»

فایزنی

🕸️ شبکه عامل-مبنا «رجحدن»: 👈 مصدر پایه «رجحدن»: 👉 دوگان «رجحدن»: رَجْحِوْدَن ([؟] معناء:رجحِودن) | مصدر عامل-محور «رجحدن»: رَجْحادَن ([؟] معناء:رجحادن) دوگان عامل-محور «رجحدن»: رَجْحودَن ([؟] معناء:رجحودن) | ⌘‬ مصدر انگیزی «رجحدن»: رَجْحانْدَن ([؟] مورد ارجحیت‌یافته‌شده قرار دادن) دوگان انگیزی «رجحدن»: رَجْحونْدَن ([؟] معناء:رجحوندن) | مصدر شورانی «رجحدن»: رَجِحْتانْدَن ([؟] معناء:رجحتاندن) دوگان شورانی «رجحدن»: رَجِحْتونْدَن ([؟] معناء:رجحتوندن) | مصدر مجابی «رجحدن»: رَجِحْبانْدَن ([؟] معناء:رجحباندن) دوگان مجابی «رجحدن»: رَجِحْبونْدَن ([؟] معناء:رجحبوندن)
🧊 مصدرهای اثر-مفعول‌نما «رجحدن»: رَجْحِدَن ([؟] معناء:رجحِدن)؛ رَجْحُدَن ([؟] معناء:رجحُدن) | 🪸 مصدرهای عاملیت‌نما «رجحدن»: رَجْحِنْدَن ([؟] معناء:رجحندن)؛ رَجْحِزْدَن ([؟] معناء:رجحزدن)؛ رَجْحِرْدَن ([؟] معناء:رجحردن)؛ رَجْحِژْدَن ([؟] معناء:رجحژدن)

مصدر

  1. تعریف «رجحدن». فرایند دَهِیْدَن ([؟] مورد دهش‌یافتن قرار دادن) بافِل ([؟] با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) رَجْحاء ([؟] ارجحیت‌یافته (ارجح)) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع):‌ [💬یا بعبارتی «مورد ارجحیت‌یافتن قرار دادن»]
    🚀مثال. رَجِحْدَن (؟ مورد ارجحیت‌یافتن قرار دادن) کَفْراء ([؟] کفریافته (کفر)) خِیْلی ([؟] مقدار زیادی) خوب نائَد ([؟] نیست (فعل ربط)).🌐ترجمه: ارجحیت یافتن کفر خیلی خوب نیست.

عملواژه

  • 🗣تلفظ: /رَجِحْدَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «رجحدن»: بن گذشته در گذشته «رجحدن»: «رَجِحْتِد»؛ بن گذشته «رجحدن»: «رَجِحْد»؛ بن آینده در گذشته «رجحدن»: «رَجِحْتِن»«رَجِح» (بن‌کنون «رجحدن»)، ؛ بن گذشته در آینده «رجحدن»: «رَجِحْنِت»؛ بن آینده «رجحدن»: «رَجِحْن»؛ بن آینده در آینده «رجحدن»: «رَجِحْنِن»
  1. تعریف «رجحدن». بافِل ([؟] با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) رَجْحاء ([؟] ارجحیت‌یافته (ارجح)) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع) دَهِیْدَن ([؟] مورد دهش‌یافتن قرار دادن):‌ [💬یا بعبارتی «مورد ارجحیت‌یافتن قرار دادن»]
    🚀مثال. أَیْماء ([؟] ایمان‌یافته (ایمان))، کَفْراء ([؟] کفریافته (کفر)) را رَجِحْد (؟ مورد ارجحیت‌یافتن قرار داد).🌐ترجمه: کفر بر ایمان ارجحیت یافت.
عَمَلْواژه‌های اَنِجایی نافَرْجامی سادی «رَجِحْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
قبل پیشْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشگذشته] آواثاء:رجحتدم آواثاء:رجحتدی رَجِحْتِد آواثاء:رجحتدیم آواثاء:رجحتدید آواثاء:رجحتدند
گُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/گذشته] آواثاء:رجحدم آواثاء:رجحدی رَجِحْد آواثاء:رجحدیم آواثاء:رجحدید آواثاء:رجحدند
پَسْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسگذشته] آواثاء:رجحتنم آواثاء:رجحتنی آواثاء:رجحتند آواثاء:رجحتنیم آواثاء:رجحتنید آواثاء:رجحتنند
حال کُنون [ فراثاء:عملواژه/زمانما/کنون] آواثاء:رجحم آواثاء:رجحی آواثاء:رجحَد آواثاء:رجحیم رَجِحید آواثاء:رجحند
بعد پیشْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشآینده] آواثاء:رجحنتم آواثاء:رجحنتی رَجِحْنِت آواثاء:رجحنتیم آواثاء:رجحنتید آواثاء:رجحنتند
آیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/آینده] آواثاء:رجحنم آواثاء:رجحنی آواثاء:رجحنَد آواثاء:رجحنیم آواثاء:رجحنید آواثاء:رجحنند
پَسْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسآینده] آواثاء:رجحننم آواثاء:رجحننی آواثاء:رجحننَد آواثاء:رجحننیم آواثاء:رجحننید آواثاء:رجحننند
عَمَلْواژه‌های اَنِجایی فَرْمانی سادی «رَجِحْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
مُثْبَت [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] - آواثاء:برجح - - آواثاء:برجحید -
طَرْدی [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] - آواثاء:نرجح - - آواثاء:نرجحید -
حَذَری [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] - آواثاء:نارجح - - آواثاء:نارجحید -

ترجمه

دَهِیْدَن (؟ مورد دهش‌یافتن قرار دادن) بافِل (؟ با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) رَجْحاء (؟ ارجحیت‌یافته (ارجح)) هی (؟ حرف نکره مفرد و جمع)

🔖 واژه‌های مرتبط با «رجحدن»: تَرْجِحْدَن ([؟] معناء:ترجحدن)