حرمدن
مصدر «حَرِمْدَن» بهمعنی «مورد حرمتمنعیگرفتن قرار دادن» میباشد؛ بهعبارتی دیگر، فرایندی که در آن «فاعل» نسبت به «مفعول» دارای حریمی برای پرهیزیکنی یا دوریگزینی بشود. این مصدر از «حرمـ + ـدن [※ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده میشود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] » ساختهشده است.
بنهای تصریفی «حَرِمْدَن» بهگونه زیر ساخته میشوند:
- بُنْپیشْگُذَشْتِه [※ پایه فعلهای گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِد» ← «حَرِمْتِد»
- بُنْگُذَشْتِه [※ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «حَرِمْد»
- بُنْپَسْگُذَشْتِه [※ پایه فعلهای آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِن» ← «حَرِمْتِن»
- بُنْکُنون [※ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «حَرِم»
- بُنْپیشْآیَنْدِه [※ پایه فعلهای گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِت» ← «حَرِمْنِت»
- بُنْآیَنْدِه [※ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «حَرِمْن»
- بُنْپَسْآیَنْدِه [※ پایه فعلهای آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِن» ← «حَرِمْنِن»
مصدر «حَرَمْدَن» بهمعنی «مورد حرمتمراقبتیگرفتن قرار دادن» میباشد؛ بهعبارتی دیگر، فرایندی که در آن «فاعل» نسبت به «مفعول» دارای حریمی برای مراقبت یا مواظبت بشود. این مصدر از «حرمـ + ـدن [※ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده میشود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] » ساختهشده است.
بنهای تصریفی «حَرَمْدَن» بهگونه زیر ساخته میشوند:
- بُنْپیشْگُذَشْتِه [※ پایه فعلهای گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِد» ← «حَرَمْتِد»
- بُنْگُذَشْتِه [※ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «حَرَمْد»
- بُنْپَسْگُذَشْتِه [※ پایه فعلهای آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِن» ← «حَرَمْتِن»
- بُنْکُنون [※ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «حَرَم»
- بُنْپیشْآیَنْدِه [※ پایه فعلهای گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِت» ← «حَرَمْنِت»
- بُنْآیَنْدِه [※ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «حَرَمْن»
- بُنْپَسْآیَنْدِه [※ پایه فعلهای آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِن» ← «حَرَمْنِن»
مصدر «حُرِمْدَن» بهمعنی «مورد حرمتاحترامیگرفتن قرار دادن» میباشد؛ بهعبارتی دیگر، فرایندی که در آن «فاعل» نسبت به «مفعول» دارای حریمی برای حرمت، احترام، یا اهمیت دهی بشود. این مصدر از «حرمـ + ـدن [※ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده میشود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] » ساختهشده است.
بنهای تصریفی «حُرِمْدَن» بهگونه زیر ساخته میشوند:
- بُنْپیشْگُذَشْتِه [※ پایه فعلهای گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِد» ← «حُرِمْتِد»
- بُنْگُذَشْتِه [※ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «حُرِمْد»
- بُنْپَسْگُذَشْتِه [※ پایه فعلهای آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِن» ← «حُرِمْتِن»
- بُنْکُنون [※ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «حُرِم»
- بُنْپیشْآیَنْدِه [※ پایه فعلهای گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِت» ← «حُرِمْنِت»
- بُنْآیَنْدِه [※ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «حُرِمْن»
- بُنْپَسْآیَنْدِه [※ پایه فعلهای آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِن» ← «حُرِمْنِن»
فایزنی
مصدر
- ️تلفظ: /حَرِمْدَن/📥 ریشهشناسی: حرمـ + ـدن [※ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده میشود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] ❖ | متضاد «حرمدن»: حَلِلْدَن ([؟] مورد حلالبودن قرار دادن)
- تعریف «حرمدن». فرایند وَضِعْدَن ([؟] مورد وضعیتیافتن قرار دادن) یِه ([؟] یک (حرف تعریف نامعین مفرد)) حَدّاژ ([؟] عمل محدودیتگیری) مَنِعایی ([؟] منعگرفتهای (مربوط به منعیت دیده)): [💬یا بعبارتی «مورد حرمتمنعیگرفتن قرار دادن»]
- مثال. حَرِمْدَن (؟ مورد حرمتمنعیگرفتن قرار دادن) خوردن چربی گوسفند بافِل ([؟] با فاعلیت (بهواسطه؛ توسط)) اویان ([؟] آنها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))، بِدَلیل ([؟] به دلیل) گناهها اِشان ([؟] آنها/خودشان) ئِد ([؟] بود (فعل ربط)).ترجمه: حرام یافتن خوردن چربی گوسفند برای آنها، بهخاطر گناههایشان بود.
- ️تلفظ: /حَرَمْدَن/📥 ریشهشناسی: حرمـ + ـدن [※ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده میشود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] ❖ | متضاد «حرمدن»: ربطاء:حرَمدن/ضد
- تعریف «حرمدن». فرایند وَضِعْدَن ([؟] مورد وضعیتیافتن قرار دادن) یِه ([؟] یک (حرف تعریف نامعین مفرد)) حَدّاژ ([؟] عمل محدودیتگیری) رَقِبایی ([؟] مراقبتگرفتهای (مربوط به مراقبت کرده)): [💬یا بعبارتی «مورد حرمتمراقبتیگرفتن قرار دادن»]
- ️تلفظ: /حُرِمْدَن/📥 ریشهشناسی: حرمـ + ـدن [※ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده میشود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] ❖ | متضاد «حرمدن»: ربطاء:حُرمدن/ضد
- تعریف «حرمدن». فرایند وَضِعْدَن ([؟] مورد وضعیتیافتن قرار دادن) یِه ([؟] یک (حرف تعریف نامعین مفرد)) حَدّاژ ([؟] عمل محدودیتگیری) رَعِیایی ([؟] رعایتگرفتهای (مربوط به رعایت)): [💬یا بعبارتی «مورد حرمتاحترامیگرفتن قرار دادن»]
- مثال. خدا انسان را باعِل ([؟] به عاملیت (به عملکنندگی)) حُرِمْدَن ([؟] مورد حرمتاحترامیگرفتن قرار دادن) سُخَناژ ([؟] فعل سخنرانی) [[آرمانه|آواثاء:آرمانه]] ([؟] معناء:آرمانه) بافِل ([؟] با فاعلیت (بهواسطه؛ توسط)) پدر و مادر تَکَلِفْدِه ئَد ([؟] مورد تکلیفگرفته قرار داده است).ترجمه: حرمت یافتن سخن آرام با پدر و مادر را خدا برای انسان تکلیف کرده است و خود نیز برای آن مکلف شده.
عملواژه
- ️تلفظ: /حَرِمْدَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «حرمدن»: ▶ بن گذشته در گذشته «حرمدن»: «حَرِمْتِد»؛ بن گذشته «حرمدن»: ↦«حَرِمْد»↤؛ بن آینده در گذشته «حرمدن»: «حَرِمْتِن»⟼«حَرِم» (بنکنون «حرمدن»)، ⟻؛ بن گذشته در آینده «حرمدن»: «حَرِمْنِت»؛ بن آینده «حرمدن»: ↦«حَرِمْن»؛ بن آینده در آینده «حرمدن»: ↤«حَرِمْنِن»◀
- تعریف «حرمدن». یِه ([؟] یک (حرف تعریف نامعین مفرد)) حَدّاژ ([؟] عمل محدودیتگیری) مَنِعایی ([؟] منعگرفتهای (مربوط به منعیت دیده)) را وَضِعْدَن ([؟] مورد وضعیتیافتن قرار دادن): [💬یا بعبارتی «مورد حرمتمنعیگرفتن قرار دادن»]
| عَمَلْواژههای اَنِجایی فَرْمانی سادی «حَرِمْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟 | |||||||
| نَهادْنَما | تَکْتایی | جَمِعْتایی | |||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|
| یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] | دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] | سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] | یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] | دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] | سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آنها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.] | ||
| مُثْبَت [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] | - | آواثاء:بحرم | - | - | آواثاء:بحرمید | - | |
| طَرْدی [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] | - | آواثاء:نحرم | - | - | آواثاء:نحرمید | - | |
| حَذَری [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] | - | آواثاء:ناحرم | - | - | آواثاء:ناحرمید | - | |
- ️تلفظ: /حَرَمْدَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «حرَمدن»: ▶ بن گذشته در گذشته «حرَمدن»: «حَرَمْتِد»؛ بن گذشته «حرَمدن»: ↦«حَرَمْد»↤؛ بن آینده در گذشته «حرَمدن»: «حَرَمْتِن»⟼«حَرَم» (بنکنون «حرَمدن»)، ⟻؛ بن گذشته در آینده «حرَمدن»: «حَرَمْنِت»؛ بن آینده «حرَمدن»: ↦«حَرَمْن»؛ بن آینده در آینده «حرَمدن»: ↤«حَرَمْنِن»◀
- تعریف «حرمدن». یِه ([؟] یک (حرف تعریف نامعین مفرد)) حَدّاژ ([؟] عمل محدودیتگیری) رَقِبایی ([؟] مراقبتگرفتهای (مربوط به مراقبت کرده)) را وَضِعْدَن ([؟] مورد وضعیتیافتن قرار دادن): [💬یا بعبارتی «مورد حرمتمراقبتیگرفتن قرار دادن»]
- مثال. مزار دانشمندها اِشان ([؟] آنها/خودشان) وُرویاژ ([؟] عمل ورود (وارد شدن)) بدون کفش را حَرَمَنْد (؟ مورد حرمتمراقبتیگرفتن قرار دهند).ترجمه: مزار دانشمندهایشان ورود بدون کفش را حرم یافتند.
| عَمَلْواژههای اَنِجایی فَرْمانی سادی «حَرَمْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟 | |||||||
| نَهادْنَما | تَکْتایی | جَمِعْتایی | |||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|
| یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] | دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] | سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] | یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] | دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] | سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آنها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.] | ||
| مُثْبَت [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] | - | آواثاء:بحرَم | - | - | آواثاء:بحرَمید | - | |
| طَرْدی [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] | - | آواثاء:نحرَم | - | - | آواثاء:نحرَمید | - | |
| حَذَری [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] | - | آواثاء:ناحرَم | - | - | آواثاء:ناحرَمید | - | |
- ️تلفظ: /حُرِمْدَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «حُرمدن»: ▶ بن گذشته در گذشته «حُرمدن»: «حُرِمْتِد»؛ بن گذشته «حُرمدن»: ↦«حُرِمْد»↤؛ بن آینده در گذشته «حُرمدن»: «حُرِمْتِن»⟼«حُرِم» (بنکنون «حُرمدن»)، ⟻؛ بن گذشته در آینده «حُرمدن»: «حُرِمْنِت»؛ بن آینده «حُرمدن»: ↦«حُرِمْن»؛ بن آینده در آینده «حُرمدن»: ↤«حُرِمْنِن»◀
- تعریف «حرمدن». یِه ([؟] یک (حرف تعریف نامعین مفرد)) حد رَعِیایی ([؟] رعایتگرفتهای (مربوط به رعایت)) را وَضِعْدَن ([؟] مورد وضعیتیافتن قرار دادن): [💬یا بعبارتی «مورد حرمتاحترامیگرفتن قرار دادن»]
- مثال. مادر اَش ([؟] مال آن؛ آن را) سُخَناژ ([؟] فعل سخنرانی) [[آرمانه|آواثاء:آرمانه]] ([؟] معناء:آرمانه) را حُرِمَد (؟ مورد حرمتاحترامیگرفتن قرار دهد).ترجمه: مادرش با سخنگویی آرام حرمت یافت.
| عَمَلْواژههای اَنِجایی فَرْمانی سادی «حُرِمْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟 | |||||||
| نَهادْنَما | تَکْتایی | جَمِعْتایی | |||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|
| یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] | دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] | سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] | یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] | دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] | سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آنها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.] | ||
| مُثْبَت [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] | - | آواثاء:بحُرم | - | - | آواثاء:بحُرمید | - | |
| طَرْدی [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] | - | آواثاء:نحُرم | - | - | آواثاء:نحُرمید | - | |
| حَذَری [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] | - | آواثاء:ناحُرم | - | - | آواثاء:ناحُرمید | - | |
ترجمه
ترجمه (معادل) انگلیسی «حرمدن»: To prohibit؛ ترجمه (معادل) انگلیسی «حرمدن»: To forbid؛ ترجمه (معادل) انگلیسی «حرمدن»: To declare unlawful
ترجمه (معادل) انگلیسی «حرمدن»: To safeguard؛ ترجمه (معادل) انگلیسی «حرمدن»: To protect as sacred / protected space؛ ترجمه (معادل) انگلیسی «حرمدن»: To preserve
ترجمه (معادل) انگلیسی «حرمدن»: To respect؛ ترجمه (معادل) انگلیسی «حرمدن»: To honor؛ ترجمه (معادل) انگلیسی «حرمدن»: To hold in esteem
- صفحههای دارای پیوند خراب به پرونده
- واژهها
- واژه فایزنی
- مصدر فایزنی
- مصدر فایزنی عملی
- مصدر فایزنی ناصریح
- مصدر فایزنی کنایی
- مصدر فایزنی کنادین
- مصدر فایزنی علنئا
- مصدر فایزنی عملی ناصریح
- مصدر فایزنی عملی کنایی
- مصدر فایزنی عملی کنادین
- مصدر فایزنی عملی علنئا
- مصدر فایزنی ناصریح کنایی
- مصدر فایزنی ناصریح کنادین
- مصدر فایزنی ناصریح علنئا
- مصدر فایزنی کنایی کنادین
- مصدر فایزنی کنایی علنئا
- مصدر فایزنی کنادین علنئا
- مصدر فایزنی عملی ناصریح کنایی
- مصدر فایزنی عملی ناصریح کنادین
- مصدر فایزنی عملی ناصریح علنئا
- مصدر فایزنی عملی کنایی کنادین
- مصدر فایزنی عملی کنایی علنئا
- مصدر فایزنی عملی کنادین علنئا
- مصدر فایزنی ناصریح کنایی کنادین
- مصدر فایزنی ناصریح کنایی علنئا
- مصدر فایزنی ناصریح کنادین علنئا
- مصدر فایزنی کنایی کنادین علنئا
- مصدر فایزنی عملی ناصریح کنایی کنادین
- مصدر فایزنی عملی ناصریح کنایی علنئا
- مصدر فایزنی عملی ناصریح کنادین علنئا
- مصدر فایزنی عملی کنایی کنادین علنئا
- مصدر فایزنی ناصریح کنایی کنادین علنئا
- مصدر فایزنی عملی ناصریح کنایی کنادین علنئا