عَبِرات ([؟] عبارت) «جواب دادن» معنیهای زیر را دارائَد ([؟] دارا است):
- جَوِبانْدَن:❖ مورد جوابگرفتهشده قرار دادن؛
- 🗝️مثال. لطفاً ایمیلم را جواب بده.🔮معادل: لُطِفیاً ([؟] لطفاً) اِلْنامه ([؟] رایانامه) اَم ([؟] من/خودم) را بِجَوِبان (؟ مورد جوابگرفتهشده قرار بده).
- پاسُخانْدَن:❖ مورد پاسخگرفتهشده قرار دادن؛
- 🗝️مثال. لطفاً به پرسشم جواب بده.🔮معادل: لُطِفیاً ([؟] لطفاً) پرسش اَم ([؟] من/خودم) را بِپاسُخان (؟ مورد پاسخگرفتهشده قرار بده).
- اَثَرانْدَن:❖ مورد اثرگرفتهشده قرار دادن؛
- 🗝️مثال. آن دارو بالاخره جواب داد و حالش بهتر شد.🔮معادل: دارو هه ([؟] مذکور؛ یادشده) دَرْنَهایَت ([؟] در نهایت) اَثَرانْد (؟ مورد اثرگرفتهشده قرار داد) و هال ([؟] احوال) اَش ([؟] آن؛ مال آن) بهتر ئِشْد ([؟] شد).
- تَلافانْدَن:❖ مورد تلافیگرفتهشده قرار دادن؛
- 🗝️مثال. اگر اذیتم کند، کارش را با لو دادنش جواب میدهم.🔮معادل: اگر بِتَاَذّییَد ([؟] مورد اذیتگرفته قرار بدهد) اَم ([؟] من/خودم)، کار اَش ([؟] آن؛ مال آن) را با تَلُودَن ([؟] مورد لوگرفته قرار دادن) اَش ([؟] آن؛ مال آن) بِتَلافانَم (؟ مورد تلافیگرفتهشده قرار بدهم).
- پاژانْدَن:❖ مورد پاسخگوییگرفتهشده قرار دادن؛
- 🗝️مثال. او باید در مورد کارهایش به مردم جواب بدهد.🔮معادل: او بایَد ([؟] باید) دَرمُورِد ([؟] در مورد) کارها اَش ([؟] آن؛ مال آن) بِعِل ([؟] به عاملیت (به عملکنندگی)) مردم بِپاژانَد (؟ مورد پاسخگوییگرفتهشده قرار بدهد).