کار کردن
ظاهر
عَبِرات ([؟] عبارت) «کار کردن» معنیهای زیر را دارائَد ([؟] دارا است):
- کارانْدَن:❖ مورد کارشدگیگرفتهشده قرار دادن؛
- تَکارْدَن:❖ مورد کارشدگیگرفته قرار دادن؛
- مثال. دیروز روی خانهاش کار کردم.معادل: دیروز خانه اَش ([؟] مال آن؛ آن را) را تَکارْدَم (؟ مورد کارشدگیگرفته قرار دادم).
- سِکارْدَن:❖ مورد کارشدگیگرفته-کرده قرار دادن؛
- مثال. چند سال در شرکتمان کار کردم.ترجمه: چند سال شَرِکْگاه ([؟] تشکل اقتصادی (شرکت)) اِمان ([؟] ما) را سِکارْدَم (؟ مورد کارشدگیگرفته-کرده قرار دادم).