پرش به محتوا

برهندن

از واژسین

مصدر «بِرَهِنْدَن» به‌معنی «مورد برهنه‌شدن قرار دادن» می‌باشد؛ به‌عبارتی دیگر، فرایندی که در آن پوشش چیزی حذف بشود. این مصدر از «برهنـ + ـدن [※ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده می‌شود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] » ساخته‌شده است.

; بن‌های تصریفی «بِرَهِنْدَن»

بن‌های تصریفی «بِرَهِنْدَن» به‌گونه زیر ساخته می‌شوند:

  • بُنْ‌پیشْگُذَشْتِه [※ پایه فعل‌های گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِد» ← «بِرَهِنْتِد»
  • بُنْ‌گُذَشْتِه [※ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «بِرَهِنْد»
  • بُنْ‌پَسْگُذَشْتِه [※ پایه فعل‌های آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِن» ← «بِرَهِنْتِن»
  • بُنْ‌کُنون [※ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «بِرَهِن»
  • بُنْ‌پیشْآیَنْدِه [※ پایه فعل‌های گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِت» ← «بِرَهِنْنِت»
  • بُنْ‌آیَنْدِه [※ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «بِرَهِنْن»
  • بُنْ‌پَسْآیَنْدِه [※ پایه فعل‌های آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِن» ← «بِرَهِنْنِن»

فایزنی

مصدر

  1. تعریف «برهندن». فرایند حَذِفْدَن ([؟] مورد حذفیت‌یافتن قرار دادن) پوشاء ([؟] پوشیده‌کن (پوشش)) چیزی:‌ [💬یا بعبارتی «مورد برهنه‌شدن قرار دادن»]
    🚀مثال. بِرَهِنْدَن (؟ مورد برهنه‌شدن قرار دادن) سیم برای لَحِمْدَن ([؟] مورد لحیم‌شدن قرار دادن) اَش ([؟] مال آن؛ آن را) نَیِزْمائَد ([؟] نیازش‌دریافته (نیازمند) است).🌐ترجمه: برهنه کردن سیم برای لحیم کردنش نیاز است.

عملواژه

  • ️🗣تلفظ: /بِرَهِنْدَن/📥 ⇯بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «برهندن»: ▶ بن گذشته در گذشته «برهندن»: «بِرَهِنْتِد»؛ بن گذشته «برهندن»: ↦«بِرَهِنْد»↤؛ بن آینده در گذشته «برهندن»: «بِرَهِنْتِن»⟼«بِرَهِن» (بن‌کنون «برهندن»)، ⟻؛ بن گذشته در آینده «برهندن»: «بِرَهِنْنِت»؛ بن آینده «برهندن»: ↦«بِرَهِنْن»؛ بن آینده در آینده «برهندن»: ↤«بِرَهِنْنِن»◀
  1. تعریف «برهندن». پوشاء ([؟] پوشیده‌کن (پوشش)) چیزی را حَذِفْدَن ([؟] مورد حذفیت‌یافتن قرار دادن):‌ [💬یا بعبارتی «مورد برهنه‌شدن قرار دادن»]
    🚀مثال. پیشَز ([؟] پیش از) لَحِمْدَن ([؟] مورد لحیم‌شدن قرار دادن)، سر سیم هه ([؟] مذکور؛ یادشده) را بِرَهِنْدَم (؟ مورد برهنه‌شدن قرار دادم).🌐ترجمه: پیش از لحیم کردن، سر آن سیم را برهنه کردم.
عَمَلْواژه‌های اَنِجایی نافَرْجامی سادی «بِرَهِنْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
قبل پیشْگُذَشْتِه [※ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشگذشته] آواثاء:برهنتدم آواثاء:برهنتدی بِرَهِنْتِد آواثاء:برهنتدیم آواثاء:برهنتدید آواثاء:برهنتدند
گُذَشْتِه [※ فراثاء:عملواژه/زمانما/گذشته] بِرَهِنْدَم آواثاء:برهندی بِرَهِنْد آواثاء:برهندیم آواثاء:برهندید آواثاء:برهندند
پَسْگُذَشْتِه [※ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسگذشته] آواثاء:برهنتنم آواثاء:برهنتنی آواثاء:برهنتند آواثاء:برهنتنیم آواثاء:برهنتنید آواثاء:برهنتنند
حال کُنون [※ فراثاء:عملواژه/زمانما/کنون] آواثاء:برهنم آواثاء:برهنی آواثاء:برهنَد آواثاء:برهنیم آواثاء:برهنید آواثاء:برهنند
بعد پیشْآیَنْدِه [※ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشآینده] آواثاء:برهننتم آواثاء:برهننتی بِرَهِنْنِت آواثاء:برهننتیم آواثاء:برهننتید آواثاء:برهننتند
آیَنْدِه [※ فراثاء:عملواژه/زمانما/آینده] آواثاء:برهننم آواثاء:برهننی آواثاء:برهننَد آواثاء:برهننیم آواثاء:برهننید آواثاء:برهننند
پَسْآیَنْدِه [※ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسآینده] آواثاء:برهنننم آواثاء:برهنننی آواثاء:برهنننَد آواثاء:برهنننیم آواثاء:برهنننید آواثاء:برهنننند
عَمَلْواژه‌های اَنِجایی فَرْمانی سادی «بِرَهِنْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
مُثْبَت [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] - آواثاء:ببرهن - - آواثاء:ببرهنید -
طَرْدی [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] - آواثاء:نبرهن - - آواثاء:نبرهنید -
حَذَری [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] - آواثاء:نابرهن - - آواثاء:نابرهنید -

ترجمه

حَذِفْدَن (؟ مورد حذفیت‌یافتن قرار دادن) پوشاء (؟ پوشیده‌کن (پوشش))
  • ترجمه (معادل) انگلیسی «برهندن»: To strip؛ ترجمه (معادل) انگلیسی «برهندن»: To uncover