انجدن
ظاهر
(تغییرمسیر از انجیدن)
مصدر «اَنِجْدَن» بهمعنی «مورد انجامشدگیگرفتن قرار دادن» میباشد؛ بهعبارتی دیگر، فرایندی که در آن «فاعل» دریافتکننده «مفعول» بهعنوان عملی به سرانجامرسیده بشود. این مصدر از «انجـ + ـدن [※ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده میشود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] » ساختهشده است.
; بنهای تصریفی «اَنِجْدَن»
بنهای تصریفی «اَنِجْدَن» بهگونه زیر ساخته میشوند:
- بُنْپیشْگُذَشْتِه [※ پایه فعلهای گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِد» ← «اَنِجْتِد»
- بُنْگُذَشْتِه [※ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «اَنِجْد»
- بُنْپَسْگُذَشْتِه [※ پایه فعلهای آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِن» ← «اَنِجْتِن»
- بُنْکُنون [※ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «اَنِج»
- بُنْپیشْآیَنْدِه [※ پایه فعلهای گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِت» ← «اَنِجْنِت»
- بُنْآیَنْدِه [※ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «اَنِجْن»
- بُنْپَسْآیَنْدِه [※ پایه فعلهای آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِن» ← «اَنِجْنِن»
فایزنی
واژههای مرتبط با «انجدن»: أَنْجانْدَن ([؟] مورد انجامگرفتهشو قرار دادن)؛ تَاَنِجْدَن ([؟] معناء:تانجدن)
مصدر
- ️تلفظ: /اَنِجْدَن/📥 ریشهشناسی: انجـ + ـدن [※ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده میشود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] ❖ | همردیف(های) «انجدن»: ربطاء:انجدن/هر
- تعریف «انجدن». فرایند خَتِمْدَن ([؟] مورد خاتمهیافتن قرار دادن) کارِکاً ([؟] با موفقیت) کار هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع): [💬یا بعبارتی «مورد انجامشدگیگرفتن قرار دادن»]
- مثال. اَنِجْدَن (؟ مورد انجامشدگیگرفتن قرار دادن) کیاجاء ([؟] سنجشهویتیافته (کارتشناسایی)) بافِل ([؟] با فاعلیت (بهواسطه؛ توسط)) سیستم هه ([؟] مذکور؛ یادشده) دیروز نَئِد ([؟] نمیبود).ترجمه: به انجام گرفتن احراز هویت آن سیستم دیروز نبود.
عملواژه
- ️تلفظ: /اَنِجْدَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «انجدن»: ▶ بن گذشته در گذشته «انجدن»: «اَنِجْتِد»؛ بن گذشته «انجدن»: ↦«اَنِجْد»↤؛ بن آینده در گذشته «انجدن»: «اَنِجْتِن»⟼«اَنِج» (بنکنون «انجدن»)، ⟻؛ بن گذشته در آینده «انجدن»: «اَنِجْنِت»؛ بن آینده «انجدن»: ↦«اَنِجْن»؛ بن آینده در آینده «انجدن»: ↤«اَنِجْنِن»◀
- تعریف «انجدن». کار هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع) را کارِکاً ([؟] با موفقیت) خَتِمْدَن ([؟] مورد خاتمهیافتن قرار دادن): [💬یا بعبارتی «مورد انجامشدگیگرفتن قرار دادن»]
- مثال. سیستم هه ([؟] مذکور؛ یادشده) اَسِسْدَن ([؟] مورد پیادهسازیگرفتن قرار دادن) کیاجاء ([؟] سنجشهویتیافته (کارتشناسایی)) را اَنِجْد (؟ مورد انجامشدگیگرفتن قرار داد).ترجمه: آن سیستم پیادهسازی سیستم احراز هویت را به انجام گرفت.
| عَمَلْواژههای اَنِجایی فَرْمانی سادی «اَنِجْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟 | |||||||
| نَهادْنَما | تَکْتایی | جَمِعْتایی | |||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|
| یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] | دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] | سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] | یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] | دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] | سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آنها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.] | ||
| مُثْبَت [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] | - | آواثاء:بانج | - | - | آواثاء:بانجید | - | |
| طَرْدی [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] | - | آواثاء:نانج | - | - | آواثاء:نانجید | - | |
| حَذَری [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] | - | آواثاء:ناانج | - | - | آواثاء:ناانجید | - | |
ترجمه
خَتِمْدَن (؟ مورد خاتمهیافتن قرار دادن) کارِکاً (؟ معناء:کارکا)
- ترجمه (معادل) انگلیسی «انجدن»: To accomplish؛ ترجمه (معادل) انگلیسی «انجدن»: To finalize
ردهها:
- صفحههای دارای پیوند خراب به پرونده
- واژهها
- واژه فایزنی
- مصدر فایزنی
- مصدر فایزنی عملی
- مصدر فایزنی ناصریح
- مصدر فایزنی کنایی
- مصدر فایزنی کنادین
- مصدر فایزنی علنئا
- مصدر فایزنی عملی ناصریح
- مصدر فایزنی عملی کنایی
- مصدر فایزنی عملی کنادین
- مصدر فایزنی عملی علنئا
- مصدر فایزنی ناصریح کنایی
- مصدر فایزنی ناصریح کنادین
- مصدر فایزنی ناصریح علنئا
- مصدر فایزنی کنایی کنادین
- مصدر فایزنی کنایی علنئا
- مصدر فایزنی کنادین علنئا
- مصدر فایزنی عملی ناصریح کنایی
- مصدر فایزنی عملی ناصریح کنادین
- مصدر فایزنی عملی ناصریح علنئا
- مصدر فایزنی عملی کنایی کنادین
- مصدر فایزنی عملی کنایی علنئا
- مصدر فایزنی عملی کنادین علنئا
- مصدر فایزنی ناصریح کنایی کنادین
- مصدر فایزنی ناصریح کنایی علنئا
- مصدر فایزنی ناصریح کنادین علنئا
- مصدر فایزنی کنایی کنادین علنئا
- مصدر فایزنی عملی ناصریح کنایی کنادین
- مصدر فایزنی عملی ناصریح کنایی علنئا
- مصدر فایزنی عملی ناصریح کنادین علنئا
- مصدر فایزنی عملی کنایی کنادین علنئا
- مصدر فایزنی ناصریح کنایی کنادین علنئا
- مصدر فایزنی عملی ناصریح کنایی کنادین علنئا