فرمدن
ظاهر
مصدر «فَرِمْدَن» بهمعنی «مورد فرمایشیافتن قرار دادن» میباشد؛ بهعبارتی دیگر، فرایندی که در آن «فاعل» فرمایشی برای «مفعول» بشود. این مصدر از «فرمـ + ـدن [※ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده میشود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] » ساختهشده است.
; بنهای تصریفی «فَرِمْدَن»
بنهای تصریفی «فَرِمْدَن» بهگونه زیر ساخته میشوند:
- بُنْپیشْگُذَشْتِه [※ پایه فعلهای گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِد» ← «فَرِمْتِد»
- بُنْگُذَشْتِه [※ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «فَرِمْد»
- بُنْپَسْگُذَشْتِه [※ پایه فعلهای آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِن» ← «فَرِمْتِن»
- بُنْکُنون [※ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «فَرِم»
- بُنْپیشْآیَنْدِه [※ پایه فعلهای گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِت» ← «فَرِمْنِت»
- بُنْآیَنْدِه [※ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «فَرِمْن»
- بُنْپَسْآیَنْدِه [※ پایه فعلهای آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِن» ← «فَرِمْنِن»
فارسی
شبکه عامل-مبنا «فرمدن»: 👈 مصدر پایه «فرمدن»: 👉 دوگان «فرمدن»: فَرْمودَن ([؟] مورد ابلاغ قرار دادن) | مصدر عامل-محور «فرمدن»: فَرْمادَن ([؟] معناء:فرمادن) دوگان عامل-محور «فرمدن»: فَرْمِنْدَن ([؟] معناء:فرمندن) | مصدر انگیزی «فرمدن»: فَرْمانْدَن ([؟] معناء:فرماندن) دوگان انگیزی «فرمدن»: فَرْمونْدَن ([؟] معناء:فرموندن) | مصدر شورانی «فرمدن»: فَرِمْتانْدَن ([؟] معناء:فرمتاندن) دوگان شورانی «فرمدن»: فَرِمْتونْدَن ([؟] معناء:فرمتوندن) | مصدر مجابی «فرمدن»: فَرِمْبانْدَن ([؟] معناء:فرمباندن) دوگان مجابی «فرمدن»: فَرِمْبونْدَن ([؟] معناء:فرمبوندن)
مصدرهای اثر-مفعولنما «فرمدن»: فَرْمُدَن ([؟] معناء:فرمُدن)؛ فَرْمِدَن ([؟] معناء:فرمِدن) | مصدرهای عاملیتنما «فرمدن»: فَرْمِزْدَن ([؟] معناء:فرمزدن)؛ فَرْمِرْدَن ([؟] معناء:فرمردن)؛ فَرْمِژْدَن ([؟] معناء:فرمژدن)
مصدر
- ️تلفظ: /فَرِمْدَن/📥 ریشهشناسی: فرمـ + ـدن [※ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده میشود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] ❖ | همردیف(های) «فرمدن»: حَکِمْدَن ([؟] مورد حکم قرار دادن)؛ أَمِرْدَن ([؟] معناء:امردن)؛ ضَبِطْدَن ([؟] معناء:ضبطدن)
- تعریف «فرمدن». فرایند دَهِیْدَن ([؟] مورد دهشیافتن قرار دادن) بافِل ([؟] با فاعلیت (بهواسطه؛ توسط)) فَرْماء ([؟] فرمایشیافته (به فرمایش درآور)) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع): [💬یا بعبارتی «مورد فرمایشیافتن قرار دادن»]
- مثال. برای فَرِمْدَن (؟ مورد فرمایشیافتن قرار دادن) کَرْنانِش ([؟] روند خرید (خرید)) نان، بایَد ([؟] باید) با فارِم ([؟] فرماندهنده (رئیس)) بِصَحْبانیم ([؟] مورد صحبتیافتهشده قرار بدهیم).ترجمه: برای فرمانشدیده یافتن خرید نان، باید با رئیس صحبت کنیم.
عملواژه
- ️تلفظ: /فَرِمْدَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «فرمدن»: ▶ بن گذشته در گذشته «فرمدن»: «فَرِمْتِد»؛ بن گذشته «فرمدن»: ↦«فَرِمْد»↤؛ بن آینده در گذشته «فرمدن»: «فَرِمْتِن»⟼«فَرِم» (بنکنون «فرمدن»)، ⟻؛ بن گذشته در آینده «فرمدن»: «فَرِمْنِت»؛ بن آینده «فرمدن»: ↦«فَرِمْن»؛ بن آینده در آینده «فرمدن»: ↤«فَرِمْنِن»◀
- تعریف «فرمدن». بافِل ([؟] با فاعلیت (بهواسطه؛ توسط)) فَرْماء ([؟] فرمایشیافته (به فرمایش درآور)) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع) دَهِیْدَن ([؟] مورد دهشیافتن قرار دادن): [💬یا بعبارتی «مورد فرمایشیافتن قرار دادن»]
- مثال. این نَوْساء ([؟] نوشتهیافته (نوشته)) فارِم ([؟] فرماندهنده (رئیس))، کَرْنانْدَن ([؟] مورد خریدیافتهشده قرار دادن) نان را فَرِمَد (؟ مورد فرمایشیافتن قرار دهد).ترجمه: این نوشته رئیس، خریدن نان را فرمانشدیده مییابد.
| عَمَلْواژههای اَنِجاءی فَرْمانی سادی «فَرِمْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟 | |||||||
| نَهادْنَما | تَکْتایی | جَمِعْتایی | |||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|
| یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] | دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] | سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] | یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] | دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] | سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آنها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.] | ||
| مُثْبَت [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] | - | آواثاء:بفرم | - | - | آواثاء:بفرمید | - | |
| طَرْدی [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] | - | آواثاء:نفرم | - | - | آواثاء:نفرمید | - | |
| حَذَری [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] | - | آواثاء:نافرم | - | - | آواثاء:نافرمید | - | |
ترجمه
دَهِیْدَن (؟ مورد دهشیافتن قرار دادن) بافِل (؟ با فاعلیت (بهواسطه؛ توسط)) فَرْماء (؟ فرمایشیافته (به فرمایش درآور)) هی (؟ حرف نکره مفرد و جمع)
- ترجمه (معادل) انگلیسی «فرمدن»: To be commanded
واژههای مرتبط با «فرمدن»: فَرْثِمْدَن ([؟] مورد برنامهنویسییافتن قرار دادن)؛ فَرْمِثْدَن ([؟] مورد برنامهنویسییافتن قرار دادن)؛ فَرِثْمانْدَن ([؟] مورد برنامهنویسییافتهشده قرار دادن)؛ فَرْمِثانْدَن ([؟] مورد برنامهنویسییافتهشده قرار دادن)
ردهها:
- صفحههای دارای پیوند خراب به پرونده
- واژهها
- واژه فارسی
- مصدر فارسی
- مصدر فارسی عملی
- مصدر فارسی ناصریح
- مصدر فارسی کنایی
- مصدر فارسی کنادین
- مصدر فارسی علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح
- مصدر فارسی عملی کنایی
- مصدر فارسی عملی کنادین
- مصدر فارسی عملی علنئا
- مصدر فارسی ناصریح کنایی
- مصدر فارسی ناصریح کنادین
- مصدر فارسی ناصریح علنئا
- مصدر فارسی کنایی کنادین
- مصدر فارسی کنایی علنئا
- مصدر فارسی کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنادین
- مصدر فارسی عملی ناصریح علنئا
- مصدر فارسی عملی کنایی کنادین
- مصدر فارسی عملی کنایی علنئا
- مصدر فارسی عملی کنادین علنئا
- مصدر فارسی ناصریح کنایی کنادین
- مصدر فارسی ناصریح کنایی علنئا
- مصدر فارسی ناصریح کنادین علنئا
- مصدر فارسی کنایی کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی کنادین
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی کنایی کنادین علنئا
- مصدر فارسی ناصریح کنایی کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی کنادین علنئا