حببدن
ظاهر
مصدر «حَبِبْدَن» بهمعنی «مورد محبتیافتن قرار دادن» میباشد؛ بهعبارتی دیگر، فرایندی که در آن «فاعل» از دریافتههای «مفعول» بهخاطر حفظ حب یا مهربانی بشود. این مصدر از «حببـ + ـدن [※ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده میشود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] » ساختهشده است.
; بنهای تصریفی «حَبِبْدَن»
بنهای تصریفی «حَبِبْدَن» بهگونه زیر ساخته میشوند:
- بُنْپیشْگُذَشْتِه [※ پایه فعلهای گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِد» ← «حَبِبْتِد»
- بُنْگُذَشْتِه [※ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «حَبِبْد»
- بُنْپَسْگُذَشْتِه [※ پایه فعلهای آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِن» ← «حَبِبْتِن»
- بُنْکُنون [※ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «حَبِب»
- بُنْپیشْآیَنْدِه [※ پایه فعلهای گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِت» ← «حَبِبْنِت»
- بُنْآیَنْدِه [※ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «حَبِبْن»
- بُنْپَسْآیَنْدِه [※ پایه فعلهای آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِن» ← «حَبِبْنِن»
فارسی
همچنین ببین: حَبِبانْدَن ([؟] مورد محبتیافتهشده قرار دادن)؛ اُحَبِبْدَن ([؟] مورد محبتگرفتن قرار دادن)؛ حَبِبودَن ([؟] مورد محبتگرفتن قرار دادن)؛ حوبِبْدَن ([؟] مورد محبتدرآمدن قرار دادن)؛ اِشْحَبِبْدَن ([؟] مورد محبتدیدن قرار دادن)؛ حَباشِبْدَن ([؟] مورد محبتدیدن قرار دادن)؛ اِنْحَبِبْدَن ([؟] مورد محبتدیده-رسان قرار دادن)؛ حَبانِبْدَن ([؟] مورد محبتدیده-رسان قرار دادن)؛ تَحَبِبْدَن ([؟] مورد محبتیافته قرار دادن)؛ حَبَتِبْدَن ([؟] مورد محبتیافته قرار دادن)؛ حابِبْدَن ([؟] مورد محبتکن قرار دادن)
مصدر
- ️تلفظ: /حَبِبْدَن/📥 ریشهشناسی: حببـ + ـدن [※ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده میشود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] ❖ | همردیف(های) «حببدن»: ربطاء:حببدن/هر | متضاد «حببدن»: غَضِبْدَن ([؟] مورد غضبیافتن قرار دادن)
- تعریف «حببدن». فرایند دِهْدَن ([؟] مورد دهشیافتن قرار دادن) باعِل ([؟] با فاعلیت (بهواسطه؛ توسط)) حَبِباء ([؟] محبتیافته (محبت)) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع): [💬یا بعبارتی «مورد محبتیافتن قرار دادن»]
عملواژه
- ️تلفظ: /حَبِبْدَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «حببدن»: ▶ بن گذشته در گذشته «حببدن»: «حَبِبْتِد»؛ بن گذشته «حببدن»: ↦«حَبِبْد»↤؛ بن آینده در گذشته «حببدن»: «حَبِبْتِن»⟼«حَبِب» (بنکنون «حببدن»)، ⟻؛ بن گذشته در آینده «حببدن»: «حَبِبْنِت»؛ بن آینده «حببدن»: ↦«حَبِبْن»؛ بن آینده در آینده «حببدن»: ↤«حَبِبْنِن»◀
- تعریف «حببدن». باعِل ([؟] با فاعلیت (بهواسطه؛ توسط)) حَبِباء ([؟] محبتیافته (محبت)) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع) دِهْدَن ([؟] مورد دهشیافتن قرار دادن): [💬یا بعبارتی «مورد محبتیافتن قرار دادن»]
- مثال. کَرِنانْدَن ([؟] مورد خریدیافتهشده قرار دادن) خانه، علی را حَبِبْد (؟ معناء:حببد).ترجمه: خریدن خانه به علی محبت یافت.
| عَمَلْواژههای اَنِجاءی فَرْمانی سادی «حَبِبْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟 | |||||||
| نَهادْنَما | تَکْتایی | جَمِعْتایی | |||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|
| یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] | دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] | سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] | یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] | دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] | سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آنها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.] | ||
| مُثْبَت [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] | - | آواثاء:بحبب | - | - | آواثاء:بحببید | - | |
| طَرْدی [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] | - | آواثاء:نحبب | - | - | آواثاء:نحببید | - | |
| حَذَری [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] | - | آواثاء:ناحبب | - | - | آواثاء:ناحببید | - | |
ترجمه
دِهْدَن (؟ مورد دهشیافتن قرار دادن) باعِل (؟ با فاعلیت (بهواسطه؛ توسط)) حَبِباء (؟ محبتیافته (محبت)) هی (؟ حرف نکره مفرد و جمع)
- ترجمه (معادل) انگلیسی «حببدن»: To find affection
ردهها:
- صفحههای دارای پیوند خراب به پرونده
- واژهها
- واژه فارسی
- مصدر فارسی
- مصدر فارسی عملی
- مصدر فارسی عملی ناصریح
- مصدر فارسی عملی کنایی
- مصدر فارسی عملی کنادین
- مصدر فارسی عملی علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنادین
- مصدر فارسی عملی ناصریح علنئا
- مصدر فارسی عملی کنایی کنادین
- مصدر فارسی عملی کنایی علنئا
- مصدر فارسی عملی کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی کنادین
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی کنایی کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی کنادین علنئا