اوضفدن
ظاهر
مصدر «أوضِفْدَن» بهمعنی «مورد اضافدرآمدن قرار دادن» میباشد؛ بهعبارتی دیگر، فرایندی که در آن «فاعل» به «مفعول» اضافه بشود. این مصدر از «أ-ض-ف × *ـو**ـدن [※ الگو «*ـو**ـدن» یک «شالویاء» بر وزن «فوعِلْدَن» است؛ که مانند «وَنْدامو اُ»، برای ساختن «دوگان مصدر پایه» - مصدری که در آن نقشهای «فاعل» و «مفعول» باهم جابهجا شده - با تاکید بر عاملبودن «فاعل» استفاده میشود؛ مثل: «أوضِفْدَن ([؟] مورد اضافدرآمدن قرار دادن)» و «تومِسْدَن ([؟] مورد تماسگرفتن قرار دادن)»] » ساختهشده است.
; بنهای تصریفی «أوضِفْدَن»
بنهای تصریفی «أوضِفْدَن» بهگونه زیر ساخته میشوند:
- بُنْپیشْگُذَشْتِه [※ پایه فعلهای گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِد» ← «أوضِفْتِد»
- بُنْگُذَشْتِه [※ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «أوضِفْد»
- بُنْپَسْگُذَشْتِه [※ پایه فعلهای آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِن» ← «أوضِفْتِن»
- بُنْکُنون [※ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «أوضِف»
- بُنْپیشْآیَنْدِه [※ پایه فعلهای گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِت» ← «أوضِفْنِت»
- بُنْآیَنْدِه [※ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «أوضِفْن»
- بُنْپَسْآیَنْدِه [※ پایه فعلهای آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِن» ← «أوضِفْنِن»
فارسی
همچنین ببین: أَضِفْدَن ([؟] مورد اضافهیافتن قرار دادن)؛ أَضِفانْدَن ([؟] مورد اضافهیافتهشده قرار دادن)؛ أَضَفودَن ([؟] مورد اضافهگرفتن قرار دادن)؛ أَضَتِفْدَن ([؟] مورد اضافهیافته قرار دادن)؛ أوضِفانْدَن ([؟] مورد اضافدرآمدهشده قرار دادن)
مصدر
- ️تلفظ: /أوضِفْدَن/📥 ریشهشناسی: أ-ض-ف × *ـو**ـدن [※ الگو «*ـو**ـدن» یک «شالویاء» بر وزن «فوعِلْدَن» است؛ که مانند «وَنْدامو اُ»، برای ساختن «دوگان مصدر پایه» - مصدری که در آن نقشهای «فاعل» و «مفعول» باهم جابهجا شده - با تاکید بر عاملبودن «فاعل» استفاده میشود؛ مثل: «أوضِفْدَن ([؟] مورد اضافدرآمدن قرار دادن)» و «تومِسْدَن ([؟] مورد تماسگرفتن قرار دادن)»] ❖ | همردیف(های) «اوضفدن»: ربطاء:اوضفدن/هر | هممعنی(های) «اوضفدن»: اُؤَضِفْدَن ([؟] مورد اضافهگرفتن قرار دادن)
- مَصْدَر عَمَلی ناصَریح کُنایی کُنادین عَلِنِئا شالویاءی عَمَلاءی فوعِلین «أَضِفْدَن»: [💬به زبان ساده: «مورد اضافدرآمدن قرار دادن»]
- مثال. بَرای ([؟] برای؛ بهخاطر) أوضِفْدَن (؟ مورد اضافدرآمدن قرار دادن) گروه هه ([؟] مذکور؛ یادشده) بایَد ([؟] باید) حسن را بِتَماشِسی ([؟] مورد تماسگیریدیدن قرار بدهی).ترجمه: برای به اضافه آن گروه درآمدن باید با حسن تماس بگیری.
عملواژه
- ️تلفظ: /أوضِفْدَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «اوضفدن»: ▶ بن گذشته در گذشته «اوضفدن»: «أوضِفْتِد»؛ بن گذشته «اوضفدن»: ↦«أوضِفْد»↤؛ بن آینده در گذشته «اوضفدن»: «أوضِفْتِن»⟼«أوضِف» (بنکنون «اوضفدن»)، ⟻؛ بن گذشته در آینده «اوضفدن»: «أوضِفْنِت»؛ بن آینده «اوضفدن»: ↦«أوضِفْن»؛ بن آینده در آینده «اوضفدن»: ↤«أوضِفْنِن»◀
- عَمَلْواژه ناصَریح کُنایی کُنادین عَلِنِئا شالویاءی عَمَلاءی فوعِلین «أَضِفْدَن»: [💬به زبان ساده: «مورد اضافدرآمدن قرار دادن»]
| عَمَلْواژههای اَنِجاءی فَرْمانی سادی «أوضِفْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟 | |||||||
| نَهادْنَما | تَکْتایی | جَمِعْتایی | |||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|
| یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] | دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] | سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] | یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] | دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] | سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آنها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.] | ||
| مُثْبَت [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] | - | آواثاء:باوضف | - | - | آواثاء:باوضفید | - | |
| طَرْدی [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] | - | آواثاء:ناوضف | - | - | آواثاء:ناوضفید | - | |
| حَذَری [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] | - | آواثاء:نااوضف | - | - | آواثاء:نااوضفید | - | |
ترجمه
مصدر فوعِلین «أَضِفْدَن (؟ مورد اضافهیافتن قرار دادن)»
- ترجمه (معادل) انگلیسی «اوضفدن»: To enter into
ردهها:
- صفحههای دارای پیوند خراب به پرونده
- واژهها
- واژه فارسی
- مصدر فارسی
- مصدر فارسی عملی
- مصدر فارسی عملی ناصریح
- مصدر فارسی عملی کنایی
- مصدر فارسی عملی کنادین
- مصدر فارسی عملی علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنادین
- مصدر فارسی عملی ناصریح علنئا
- مصدر فارسی عملی کنایی کنادین
- مصدر فارسی عملی کنایی علنئا
- مصدر فارسی عملی کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی کنادین
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی کنایی کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی کنادین علنئا
- مصدر فارسی شالویاءی
- مصدر فارسی شالویاءی عملاءی
- مصدر فارسی شالویاءی عملاءی فوعلین