پرش به محتوا

اوضفدن

از واژسین
نسخهٔ تاریخ ‏۳ اردیبهشت ۱۴۰۵، ساعت ۰۵:۵۸ توسط Hakhsin (بحث | مشارکت‌ها) (آغزدن)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

مصدر «أوضِفْدَن» به‌معنی «مورد اضاف‌درآمدن قرار دادن» می‌باشد؛ به‌عبارتی دیگر، فرایندی که در آن «فاعل» به «مفعول» اضافه بشود. این مصدر از «أ-ض-ف × *ـو**ـدن [ الگو «*ـو**ـدن» یک «شالویاء» بر وزن «فوعِلْدَن» است؛ که مانند «وَنْدامو اُ»، برای ساختن «دوگان مصدر پایه» - مصدری که در آن نقش‌های «فاعل» و «مفعول» باهم جابه‌جا شده - با تاکید بر عامل‌بودن «فاعل» استفاده می‌شود؛ مثل: «أوضِفْدَن ([؟] مورد اضاف‌درآمدن قرار دادن)» و «تومِسْدَن ([؟] مورد تماس‌گرفتن قرار دادن)»] » ساخته‌شده است.

; بن‌های تصریفی «أوضِفْدَن»

بن‌های تصریفی «أوضِفْدَن» به‌گونه زیر ساخته می‌شوند:

  • بُنْ‌پیشْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِد» ← «أوضِفْتِد»
  • بُنْ‌گُذَشْتِه [ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «أوضِفْد»
  • بُنْ‌پَسْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِن» ← «أوضِفْتِن»
  • بُنْ‌کُنون [ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «أوضِف»
  • بُنْ‌پیشْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِت» ← «أوضِفْنِت»
  • بُنْ‌آیَنْدِه [ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «أوضِفْن»
  • بُنْ‌پَسْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِن» ← «أوضِفْنِن»

فارسی

🕸️ همچنین ببین: أَضِفْدَن ([؟] مورد اضافه‌یافتن قرار دادن)؛ أَضِفانْدَن ([؟] مورد اضافه‌یافته‌شده قرار دادن)؛ أَضَفودَن ([؟] مورد اضافه‌گرفتن قرار دادن)؛ أَضَتِفْدَن ([؟] مورد اضافه‌یافته قرار دادن)؛ أوضِفانْدَن ([؟] مورد اضاف‌درآمده‌شده قرار دادن)

مصدر

  • 🗣تلفظ: /أوضِفْدَن/📥 ریشه‌شناسی: أ-ض-ف × *ـو**ـدن [ الگو «*ـو**ـدن» یک «شالویاء» بر وزن «فوعِلْدَن» است؛ که مانند «وَنْدامو اُ»، برای ساختن «دوگان مصدر پایه» - مصدری که در آن نقش‌های «فاعل» و «مفعول» باهم جابه‌جا شده - با تاکید بر عامل‌بودن «فاعل» استفاده می‌شود؛ مثل: «أوضِفْدَن ([؟] مورد اضاف‌درآمدن قرار دادن)» و «تومِسْدَن ([؟] مورد تماس‌گرفتن قرار دادن)»] | هم‌ردیف(های) «اوضفدن»: ربطاء:اوضفدن/هر | هم‌معنی(های) «اوضفدن»: اُؤَضِفْدَن ([؟] مورد اضافه‌گرفتن قرار دادن)
  1. مَصْدَر عَمَلی ناصَریح کُنایی کُنادین عَلِنِئا شالویاءی عَمَلاءی فوعِلین «أَضِفْدَن»:‌ [💬به زبان ساده: «مورد اضاف‌درآمدن قرار دادن»]
    🚀مثال. بَرای ([؟] برای؛ به‌خاطر) أوضِفْدَن (؟ مورد اضاف‌درآمدن قرار دادن) گروه هه ([؟] مذکور؛ یادشده) بایَد ([؟] باید) حسن را بِتَماشِسی ([؟] مورد تماس‌گیری‌دیدن قرار بدهی).🌐ترجمه: برای به اضافه آن گروه درآمدن باید با حسن تماس بگیری.

عملواژه

  • 🗣تلفظ: /أوضِفْدَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «اوضفدن»: بن گذشته در گذشته «اوضفدن»: «أوضِفْتِد»؛ بن گذشته «اوضفدن»: «أوضِفْد»؛ بن آینده در گذشته «اوضفدن»: «أوضِفْتِن»«أوضِف» (بن‌کنون «اوضفدن»)، ؛ بن گذشته در آینده «اوضفدن»: «أوضِفْنِت»؛ بن آینده «اوضفدن»: «أوضِفْن»؛ بن آینده در آینده «اوضفدن»: «أوضِفْنِن»
  1. عَمَلْواژه ناصَریح کُنایی کُنادین عَلِنِئا شالویاءی عَمَلاءی فوعِلین «أَضِفْدَن»:‌ [💬به زبان ساده: «مورد اضاف‌درآمدن قرار دادن»]
    🚀مثال. حسن هون ([؟] آن؛ مذکور؛ یادشده (حرف تعریف معرفه)) گروه را أوضِفْد (؟ مورد اضاف‌درآمدن قرار داد).🌐ترجمه: حسن به اضافه آن گروه درآمد.
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی نافَرْجامی سادی «أوضِفْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
قبل پیشْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشگذشته] آواثاء:اوضفتدم آواثاء:اوضفتدی أوضِفْتِد آواثاء:اوضفتدیم آواثاء:اوضفتدید آواثاء:اوضفتدند
گُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/گذشته] آواثاء:اوضفدم آواثاء:اوضفدی أوضِفْد آواثاء:اوضفدیم آواثاء:اوضفدید آواثاء:اوضفدند
پَسْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسگذشته] آواثاء:اوضفتنم آواثاء:اوضفتنی آواثاء:اوضفتند آواثاء:اوضفتنیم آواثاء:اوضفتنید آواثاء:اوضفتنند
حال کُنون [ فراثاء:عملواژه/زمانما/کنون] آواثاء:اوضفم آواثاء:اوضفی آواثاء:اوضفَد آواثاء:اوضفیم آواثاء:اوضفید آواثاء:اوضفند
بعد پیشْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشآینده] آواثاء:اوضفنتم آواثاء:اوضفنتی أوضِفْنِت آواثاء:اوضفنتیم آواثاء:اوضفنتید آواثاء:اوضفنتند
آیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/آینده] آواثاء:اوضفنم آواثاء:اوضفنی آواثاء:اوضفنَد آواثاء:اوضفنیم آواثاء:اوضفنید آواثاء:اوضفنند
پَسْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسآینده] آواثاء:اوضفننم آواثاء:اوضفننی آواثاء:اوضفننَد آواثاء:اوضفننیم آواثاء:اوضفننید آواثاء:اوضفننند
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی فَرْمانی سادی «أوضِفْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
مُثْبَت [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] - آواثاء:باوضف - - آواثاء:باوضفید -
طَرْدی [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] - آواثاء:ناوضف - - آواثاء:ناوضفید -
حَذَری [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] - آواثاء:نااوضف - - آواثاء:نااوضفید -

ترجمه

مصدر فوعِلین «أَضِفْدَن (؟ مورد اضافه‌یافتن قرار دادن)»
  • ترجمه (معادل) انگلیسی «اوضفدن»: To enter into