پرش به محتوا

سببدن

از واژسین
نسخهٔ تاریخ ‏۳۱ فروردین ۱۴۰۵، ساعت ۰۹:۱۶ توسط Hakhsin (بحث | مشارکت‌ها) (آغزدن)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

مصدر «سَبِبْدَن» به‌معنی «مورد مسبب‌یافتن قرار دادن» می‌باشد؛ به‌عبارتی دیگر، فرایندی که در آن «فاعل» به‌شکلی (مستقیم یا غیر مستقیم) مسبب «مفعول» بشود. این مصدر از «سببـ + ـدن [ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده می‌شود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] » ساخته‌شده است.

; بن‌های تصریفی «سَبِبْدَن»

بن‌های تصریفی «سَبِبْدَن» به‌گونه زیر ساخته می‌شوند:

  • بُنْ‌پیشْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـِتْد» ← «سَبِبِتْد»
  • بُنْ‌گُذَشْتِه [ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «سَبَبْد»
  • بُنْ‌پَسْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـِتْن» ← «سَبِبِتْن»
  • بُنْ‌کُنون [ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «سَبِب»
  • بُنْ‌پیشْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـِنْت» ← «سَبِبِنْت»
  • بُنْ‌آیَنْدِه [ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «سَبِبْن»
  • بُنْ‌پَسْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـِنْن» ← «سَبِبِنْن»

فارسی

🕸️ همچنین ببین: سَبِبانْدَن ([؟] مورد مسبب‌گرفته‌شده قرار دادن)؛ اُسَبِبْدَن ([؟] مورد سبب‌گرفتن قرار دادن)؛ تَسَبِبْدَن ([؟] مورد سبب‌یافته قرار دادن)

مصدر

  1. تعریف «سببدن». فرایند دِهْدَن ([؟] مورد دهش‌یافتن قرار دادن) باعِل ([؟] با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) سَبِباء ([؟] سبب‌یافته (اسباب؛ سبب)) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع):‌ [💬یا بعبارتی «مورد مسبب‌یافتن قرار دادن»]
    🚀مثال. سَبِبْدَن (؟ مورد مسبب‌یافتن قرار دادن) عَرِقانِش ([؟] روند تعریق (تعریق)) حیوان‌ها باعِل ([؟] با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) گرما صَدِقاء ([؟] تصدیق‌یافته (صادق)) ئَد ([؟] است (فعل ربط)).🌐ترجمه: مسبب شدن گرما در تعریق کردن حیوان‌ها، صادق است.

عملواژه

  • 🗣تلفظ: /سَبِبْدَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «سببدن»: بن گذشته در گذشته «سببدن»: «سَبِبِتْد»؛ بن گذشته «سببدن»: «سَبَبْد»؛ بن آینده در گذشته «سببدن»: «سَبِبِتْن»«سَبِب» (بن‌کنون «سببدن»)، ؛ بن گذشته در آینده «سببدن»: «سَبِبِنْت»؛ بن آینده «سببدن»: «سَبِبْن»؛ بن آینده در آینده «سببدن»: «سَبِبِنْن»
  1. تعریف «سببدن». باعِل ([؟] با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) سَبِباء ([؟] سبب‌یافته (اسباب؛ سبب)) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع) دِهْدَن ([؟] مورد دهش‌یافتن قرار دادن):‌ [💬یا بعبارتی «مورد مسبب‌یافتن قرار دادن»]
    🚀مثال. گرما، عارِقْدَن ([؟] مورد عرق‌کردن قرار دادن) حیوان‌ها را سَبِبَد (؟ مورد مسبب‌یافتن قرار دهد).🌐ترجمه: گرما عرق کردن حیوان‌ها را مسبب شود.
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی نافَرْجامی سادی «سَبِبْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
قبل پیشْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشگذشته] آواثاء:سببتدم آواثاء:سببتدی سَبِبِتْد آواثاء:سببتدیم آواثاء:سببتدید آواثاء:سببتدند
گُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/گذشته] آواثاء:سببدم آواثاء:سببدی سَبَبْد آواثاء:سببدیم آواثاء:سببدید آواثاء:سببدند
پَسْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسگذشته] آواثاء:سببتنم آواثاء:سببتنی آواثاء:سببتند آواثاء:سببتنیم آواثاء:سببتنید آواثاء:سببتنند
حال کُنون [ فراثاء:عملواژه/زمانما/کنون] آواثاء:سببم سَبَبی سَبِبَد آواثاء:سببیم آواثاء:سببید آواثاء:سببند
بعد پیشْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشآینده] آواثاء:سببنتم آواثاء:سببنتی سَبِبِنْت آواثاء:سببنتیم آواثاء:سببنتید آواثاء:سببنتند
آیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/آینده] آواثاء:سببنم آواثاء:سببنی آواثاء:سببنَد آواثاء:سببنیم آواثاء:سببنید آواثاء:سببنند
پَسْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسآینده] آواثاء:سببننم آواثاء:سببننی آواثاء:سببننَد آواثاء:سببننیم آواثاء:سببننید آواثاء:سببننند
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی فَرْمانی سادی «سَبِبْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
مُثْبَت [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] - بِسَبَب - - آواثاء:بسببید -
طَرْدی [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] - آواثاء:نسبب - - آواثاء:نسببید -
حَذَری [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] - آواثاء:ناسبب - - آواثاء:ناسببید -

ترجمه

دِهْدَن (؟ مورد دهش‌یافتن قرار دادن) باعِل (؟ با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) سَبِباء (؟ سبب‌یافته (اسباب؛ سبب)) هی (؟ حرف نکره مفرد و جمع)
  • ترجمه (معادل) انگلیسی «سببدن»: To be caused