دعودن
مصدر «دَعِوْدَن» بهمعنی «مورد ادعاگرفتن قرار دادن» میباشد؛ بهعبارتی دیگر، فرایندی که در آن «فاعل» با ادعای «مفعول» که حقیقتش مشخص نیست مواجه بشود. این مصدر از «دعو + دن [※ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده میشود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] » ساختهشده است.
; بنهای تصریفی «دَعِوْدَن»
بنهای تصریفی «دَعِوْدَن» بهگونه زیر ساخته میشوند:
- بُنْپیشْگُذَشْتِه [※ پایه فعلهای گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـِتْد» ← «دَعِوِتْد»
- بُنْگُذَشْتِه [※ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «دَعِوْد»
- بُنْپَسْگُذَشْتِه [※ پایه فعلهای آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـِتْن» ← «دَعِوِتْن»
- بُنْکُنون [※ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «دَعِو»
- بُنْپیشْآیَنْدِه [※ پایه فعلهای گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـِنْت» ← «دَعِوِنْت»
- بُنْآیَنْدِه [※ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «دَعِوْن»
- بُنْپَسْآیَنْدِه [※ پایه فعلهای آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـِنْن» ← «دَعِوِنْن»
فارسی
همچنین ببین: دَعِوادَن ([؟] مورد ادعاکردن قرار دادن)؛ تَدَعِوْدَن ([؟] معناء:تدعودن)؛ دَعِوانْدَن ([؟] مورد ادعاگرفتهشده قرار دادن)
مصدر
- ️تلفظ: /دَعِوْدَن/📥 ریشهشناسی: دعو + دن [※ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده میشود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] ❖
- تعریف «دعودن». فرایند اِسْتودَن ([؟] مورد ستاندهشدن قرار دادن) دَعِوْماء ([؟] ادعاشو (ادعا)) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع) که صَدِقَنْدِگی ([؟] صدقیابندگی (صدقیت)) اَش ([؟] آن؛ مال آن) ناآشِکْناک ([؟] دارای عدم آشکاریت) ئَد ([؟] است (فعل ربط)): [💬یا بعبارتی «مورد ادعاگرفتن قرار دادن»]
- مثال. دَعِوْدَن (؟ مورد ادعاگرفتن قرار دادن) جوشَنْدِگی ([؟] جوششیابندگی (جوشیدن)) در دمای صد درجه باعِل ([؟] با فاعلیت (بهواسطه؛ توسط)) آب در اینْجا ([؟] اینجا؛ این مکان) صَدِقْمائَد ([؟] صادق است).ترجمه: ادعا گرفتن جوشش در دمای صد درجه توسط آب در اینجا صادق است.
عملواژه
- ️تلفظ: /دَعِوْدَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «دعودن»: ▶ بن گذشته در گذشته «دعودن»: «دَعِوِتْد»؛ بن گذشته «دعودن»: ↦«دَعِوْد»↤؛ بن آینده در گذشته «دعودن»: «دَعِوِتْن»⟼«دَعِو» (بنکنون «دعودن»)، ⟻؛ بن گذشته در آینده «دعودن»: «دَعِوِنْت»؛ بن آینده «دعودن»: ↦«دَعِوْن»؛ بن آینده در آینده «دعودن»: ↤«دَعِوِنْن»◀
- تعریف «دعودن». دَعِوْماء ([؟] ادعاشو (ادعا)) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع) که صَدِقَنْدِگی ([؟] صدقیابندگی (صدقیت)) اَش ([؟] آن؛ مال آن) ناآشِکْناک ([؟] دارای عدم آشکاریت) ئَد ([؟] است (فعل ربط)) را اِسْتودَن ([؟] مورد ستاندهشدن قرار دادن): [💬یا بعبارتی «مورد ادعاگرفتن قرار دادن»]
- مثال. آب جوشَنْدِگی ([؟] جوششیابندگی (جوشیدن)) در دمای صد درجه را دَعِوْد (؟ مورد ادعاگرفتن قرار داد).ترجمه: آب جوشیدن در دمای صد درجه را به ادعا گرفت.
| عَمَلْواژههای اَنِجائی فَرْمانی سادی «دَعِوْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟 | |||||||
| نَهادْنَما | تَکْتایی | جَمِعْتایی | |||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|
| یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] | دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] | سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] | یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] | دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] | سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آنها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.] | ||
| مُثْبَت [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] | - | آواثاء:بدعو | - | - | آواثاء:بدعوید | - | |
| طَرْدی [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] | - | آواثاء:ندعو | - | - | آواثاء:ندعوید | - | |
| حَذَری [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] | - | آواثاء:نادعو | - | - | آواثاء:نادعوید | - | |
ترجمه
اِسْتودَن (؟ مورد ستاندهشدن قرار دادن) دَعِوْماء (؟ ادعاشو (ادعا)) هی (؟ حرف نکره مفرد و جمع)