دعودن

نسخهٔ تاریخ ‏۲۳ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۱۴:۰۸ توسط Hakhsin (بحث | مشارکت‌ها) (آغزدن)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

مصدر «دَعِوْدَن» به‌معنی «مورد ادعاگرفتن قرار دادن» می‌باشد؛ به‌عبارتی دیگر، فرایندی که در آن «فاعل» با ادعای «مفعول» که حقیقتش مشخص نیست مواجه بشود. این مصدر از «دعو + دن [ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده می‌شود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] » ساخته‌شده است.

; بن‌های تصریفی «دَعِوْدَن»

بن‌های تصریفی «دَعِوْدَن» به‌گونه زیر ساخته می‌شوند:

  • بُنْ‌پیشْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـِتْد» ← «دَعِوِتْد»
  • بُنْ‌گُذَشْتِه [ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «دَعِوْد»
  • بُنْ‌پَسْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـِتْن» ← «دَعِوِتْن»
  • بُنْ‌کُنون [ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «دَعِو»
  • بُنْ‌پیشْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـِنْت» ← «دَعِوِنْت»
  • بُنْ‌آیَنْدِه [ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «دَعِوْن»
  • بُنْ‌پَسْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـِنْن» ← «دَعِوِنْن»

فارسی

🕸️ همچنین ببین: دَعِوادَن ([؟] مورد ادعاکردن قرار دادن)؛ تَدَعِوْدَن ([؟] معناء:تدعودن)؛ دَعِوانْدَن ([؟] مورد ادعاگرفته‌شده قرار دادن)

مصدر

  1. تعریف «دعودن». فرایند اِسْتودَن ([؟] مورد ستانده‌شدن قرار دادن) دَعِوْماء ([؟] ادعاشو (ادعا)) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع) که صَدِقَنْدِگی ([؟] صدق‌یابندگی (صدقیت)) اَش ([؟] آن؛ مال آن) ناآشِکْناک ([؟] دارای عدم آشکاریت) ئَد ([؟] است (فعل ربط)):‌ [💬یا بعبارتی «مورد ادعاگرفتن قرار دادن»]
    🚀مثال. دَعِوْدَن (؟ مورد ادعاگرفتن قرار دادن) جوشَنْدِگی ([؟] جوشش‌یابندگی (جوشیدن)) در دمای صد درجه باعِل ([؟] با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) آب در اینْجا ([؟] این‌جا؛ این مکان) صَدِقْمائَد ([؟] صادق است).🌐ترجمه: ادعا گرفتن جوشش در دمای صد درجه توسط آب در اینجا صادق است.

عملواژه

  • 🗣تلفظ: /دَعِوْدَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «دعودن»: بن گذشته در گذشته «دعودن»: «دَعِوِتْد»؛ بن گذشته «دعودن»: «دَعِوْد»؛ بن آینده در گذشته «دعودن»: «دَعِوِتْن»«دَعِو» (بن‌کنون «دعودن»)، ؛ بن گذشته در آینده «دعودن»: «دَعِوِنْت»؛ بن آینده «دعودن»: «دَعِوْن»؛ بن آینده در آینده «دعودن»: «دَعِوِنْن»
  1. تعریف «دعودن». دَعِوْماء ([؟] ادعاشو (ادعا)) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع) که صَدِقَنْدِگی ([؟] صدق‌یابندگی (صدقیت)) اَش ([؟] آن؛ مال آن) ناآشِکْناک ([؟] دارای عدم آشکاریت) ئَد ([؟] است (فعل ربط)) را اِسْتودَن ([؟] مورد ستانده‌شدن قرار دادن):‌ [💬یا بعبارتی «مورد ادعاگرفتن قرار دادن»]
    🚀مثال. آب جوشَنْدِگی ([؟] جوشش‌یابندگی (جوشیدن)) در دمای صد درجه را دَعِوْد (؟ مورد ادعاگرفتن قرار داد).🌐ترجمه: آب جوشیدن در دمای صد درجه را به ادعا گرفت.
عَمَلْواژه‌های اَنِجائی نافَرْجامی سادی «دَعِوْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
قبل پیشْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشگذشته] آواثاء:دعوتدم آواثاء:دعوتدی دَعِوِتْد آواثاء:دعوتدیم آواثاء:دعوتدید آواثاء:دعوتدند
گُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/گذشته] آواثاء:دعودم آواثاء:دعودی دَعِوْد آواثاء:دعودیم آواثاء:دعودید آواثاء:دعودند
پَسْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسگذشته] آواثاء:دعوتنم آواثاء:دعوتنی آواثاء:دعوتند آواثاء:دعوتنیم آواثاء:دعوتنید آواثاء:دعوتنند
حال کُنون [ فراثاء:عملواژه/زمانما/کنون] آواثاء:دعوم دَعِوی دَعِوَد آواثاء:دعویم آواثاء:دعوید آواثاء:دعوند
بعد پیشْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشآینده] آواثاء:دعونتم آواثاء:دعونتی دَعِوِنْت آواثاء:دعونتیم آواثاء:دعونتید آواثاء:دعونتند
آیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/آینده] آواثاء:دعونم آواثاء:دعونی آواثاء:دعونَد آواثاء:دعونیم آواثاء:دعونید آواثاء:دعونند
پَسْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسآینده] آواثاء:دعوننم آواثاء:دعوننی آواثاء:دعوننَد آواثاء:دعوننیم آواثاء:دعوننید آواثاء:دعوننند
عَمَلْواژه‌های اَنِجائی فَرْمانی سادی «دَعِوْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
مُثْبَت [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] - آواثاء:بدعو - - آواثاء:بدعوید -
طَرْدی [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] - آواثاء:ندعو - - آواثاء:ندعوید -
حَذَری [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] - آواثاء:نادعو - - آواثاء:نادعوید -

ترجمه

اِسْتودَن (؟ مورد ستانده‌شدن قرار دادن) دَعِوْماء (؟ ادعاشو (ادعا)) هی (؟ حرف نکره مفرد و جمع)
  • ترجمه (معادل) انگلیسی «دعودن»: To claim؛ ترجمه (معادل) انگلیسی «دعودن»: To assert