پرش به محتوا

قربدن

از واژسین
نسخهٔ تاریخ ‏۱۸ اسفند ۱۴۰۴، ساعت ۱۳:۱۲ توسط Hakhsin (بحث | مشارکت‌ها) (آغازدن)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

مصدر «قُرِبْدَن» به‌معنی «مورد تقرب‌گرفتن قرار دادن» می‌باشد؛ به‌عبارتی دیگر، فرایندی که در آن «فاعل»، با انجام اقداماتی، از جنبه‌ای (تعاملی، معاشرتی، ارتباطی) به «مفعول» نزدیک بشود. این مصدر از «قربـ + ـدن [ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده می‌شود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] » ساخته‌شده است.

; بن‌های تصریفی «قُرِبْدَن»

بن‌های تصریفی «قُرِبْدَن» به‌گونه زیر ساخته می‌شوند:

  • بُنْ‌پیشْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـِتْد» ← «قُرِبِتْد»
  • بُنْ‌گُذَشْتِه [ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «قُرِبْد»
  • بُنْ‌پَسْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـِتْن» ← «قُرِبِتْن»
  • بُنْ‌کُنون [ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «قُرِب»
  • بُنْ‌پیشْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـِنْت» ← «قُرِبِنْت»
  • بُنْ‌آیَنْدِه [ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «قُرِبْن»
  • بُنْ‌پَسْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـِنْن» ← «قُرِبِنْن»

فارسی

🕸️ همچنین ببین: قُرِبانْدَن ([؟] مورد تقرب‌گرفته‌شده قرار دادن)؛ تَقُرِبْدَن ([؟] مورد تقرب‌گرفته قرار دادن)

مصدر

  1. تعریف «قربدن». فرایند تَکَمْدَن ([؟] مورد کاهش‌کیفیت‌گرفته قرار دادن) خَلِفْماء ([؟] اختلاف‌گرفته‌شو (اختلاف)) خود با دیگری:‌ [💬یا بعبارتی «مورد تقرب‌گرفتن قرار دادن»]
    🚀مثال. برای قُرِبْدَن (؟ مورد تقرب‌گرفتن قرار دادن) دوستان بایَد ([؟] باید) اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی)) را تَحُرِمْد ([؟] مورد حرمت‌احترامی‌گرفته قرار داد).🌐ترجمه: برای تقرب یافتن با دوستان باید به آن‌ها احترام گذاشت.

عملواژه

  • 🗣تلفظ: /قُرِبْدَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «قربدن»: بن گذشته در گذشته «قربدن»: «قُرِبِتْد»؛ بن گذشته «قربدن»: «قُرِبْد»؛ بن آینده در گذشته «قربدن»: «قُرِبِتْن»«قُرِب» (بن‌کنون «قربدن»)، ؛ بن گذشته در آینده «قربدن»: «قُرِبِنْت»؛ بن آینده «قربدن»: «قُرِبْن»؛ بن آینده در آینده «قربدن»: «قُرِبِنْن»
  1. تعریف «قربدن». خَلِفْماء ([؟] اختلاف‌گرفته‌شو (اختلاف)) خود با دیگری را تَکَمْدَن ([؟] مورد کاهش‌کیفیت‌گرفته قرار دادن):‌ [💬یا بعبارتی «مورد تقرب‌گرفتن قرار دادن»]
    🚀مثال. دوستان اَش ([؟] آن؛ مال آن) را با تَحُرِمْدَن ([؟] مورد حرمت‌احترامی‌گرفته قرار دادن) اِشان ([؟] آن‌ها/خودشان) قُرِبْد (؟ مورد تقرب‌گرفتن قرار داد).🌐ترجمه: با احترام گذاشتن به دوستانش با آن‌ها تقرب یافت.
عَمَلْواژه‌های اَنِجائی نافَرْجامی سادی «قُرِبْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
قبل پیشْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشگذشته] آواثاء:قربتدم آواثاء:قربتدی قُرِبِتْد آواثاء:قربتدیم آواثاء:قربتدید آواثاء:قربتدند
گُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/گذشته] آواثاء:قربدم آواثاء:قربدی قُرِبْد قُرِبْدیم آواثاء:قربدید آواثاء:قربدند
پَسْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسگذشته] آواثاء:قربتنم آواثاء:قربتنی آواثاء:قربتند آواثاء:قربتنیم آواثاء:قربتنید آواثاء:قربتنند
حال کُنون [ فراثاء:عملواژه/زمانما/کنون] آواثاء:قربم آواثاء:قربی آواثاء:قربَد آواثاء:قربیم آواثاء:قربید آواثاء:قربند
بعد پیشْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشآینده] آواثاء:قربنتم آواثاء:قربنتی قُرِبِنْت آواثاء:قربنتیم آواثاء:قربنتید آواثاء:قربنتند
آیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/آینده] آواثاء:قربنم آواثاء:قربنی آواثاء:قربنَد آواثاء:قربنیم آواثاء:قربنید آواثاء:قربنند
پَسْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسآینده] آواثاء:قربننم آواثاء:قربننی آواثاء:قربننَد آواثاء:قربننیم آواثاء:قربننید آواثاء:قربننند
عَمَلْواژه‌های اَنِجائی فَرْمانی سادی «قُرِبْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
مُثْبَت [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] - آواثاء:بقرب - - آواثاء:بقربید -
طَرْدی [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] - آواثاء:نقرب - - آواثاء:نقربید -
حَذَری [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] - آواثاء:ناقرب - - آواثاء:ناقربید -

ترجمه

تَکَمْدَن (؟ مورد کاهش‌کیفیت‌گرفته قرار دادن) خَلِفْماءْها (؟ اختلاف‌گرفته‌شوها (اختلاف‌ها))