پرش به محتوا

ماهردن

از واژسین
نسخهٔ تاریخ ‏۸ فروردین ۱۴۰۵، ساعت ۱۷:۱۶ توسط Hakhsin (بحث | مشارکت‌ها) (آغزدن)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

مصدر «ماهِرْدَن» به‌معنی «مورد مهارت‌یافتن قرار دادن» می‌باشد؛ به‌عبارتی دیگر، فرایندی که در آن «فاعل» مهارت «مفعول» بشود. این مصدر از «ماهر + دن [ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده می‌شود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] » ساخته‌شده است.

; بن‌های تصریفی «ماهِرْدَن»

بن‌های تصریفی «ماهِرْدَن» به‌گونه زیر ساخته می‌شوند:

  • بُنْ‌پیشْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِد» ← «ماهِرْتِد»
  • بُنْ‌گُذَشْتِه [ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «ماهِرْد»
  • بُنْ‌پَسْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِن» ← «ماهِرْتِن»
  • بُنْ‌کُنون [ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «ماهِر»
  • بُنْ‌پیشْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِت» ← «ماهِرْنِت»
  • بُنْ‌آیَنْدِه [ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «ماهِرْن»
  • بُنْ‌پَسْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِن» ← «ماهِرْنِن»

فارسی

🔖 واژه‌های مرتبط با «ماهردن»: ماهِرانْدَن ([؟] مورد مهارت‌یافته‌شده قرار دادن)؛ اُماهِرْدَن ([؟] مورد مهارت‌گرفتن قرار دادن)؛ تَماهِرْدَن ([؟] مورد مهارت‌یافته قرار دادن)

مصدر

  1. تعریف «ماهردن». فرایند دَهِیْدَن ([؟] مورد دهش‌یافتن قرار دادن) باعِل ([؟] با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) ماهِراء ([؟] مهارت‌یافته (مهارت)) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع):‌ [💬یا بعبارتی «مورد مهارت‌یافتن قرار دادن»]
    🚀مثال. برای ماهِرْدَن (؟ مورد مهارت‌یافتن قرار دادن) باعِل ([؟] با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) فن هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع)، بایَد ([؟] باید) تَلِشْد ([؟] مورد تلاش‌یافتن قرار داد).🌐ترجمه: برای مهارت یافتن در فنی، باید تلاش کرد.

عملواژه

  • 🗣تلفظ: /ماهِرْدَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «ماهردن»: بن گذشته در گذشته «ماهردن»: «ماهِرْتِد»؛ بن گذشته «ماهردن»: «ماهِرْد»؛ بن آینده در گذشته «ماهردن»: «ماهِرْتِن»«ماهِر» (بن‌کنون «ماهردن»)، ؛ بن گذشته در آینده «ماهردن»: «ماهِرْنِت»؛ بن آینده «ماهردن»: «ماهِرْن»؛ بن آینده در آینده «ماهردن»: «ماهِرْنِن»
  1. تعریف «ماهردن». باعِل ([؟] با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) ماهِراء ([؟] مهارت‌یافته (مهارت)) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع) دَهِیْدَن ([؟] مورد دهش‌یافتن قرار دادن):‌ [💬یا بعبارتی «مورد مهارت‌یافتن قرار دادن»]
    🚀مثال. فَرْمِثانْدَن ([؟] مورد برنامه‌نویسی‌یافته‌شده قرار دادن)، علی را پارسال ماهِرْد (؟ مورد مهارت‌یافتن قرار داد).🌐ترجمه: علی پارسال در برنامه‌نویسی مهارت یافت.
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی نافَرْجامی سادی «ماهِرْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
قبل پیشْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشگذشته] آواثاء:ماهرتدم آواثاء:ماهرتدی ماهِرْتِد آواثاء:ماهرتدیم آواثاء:ماهرتدید آواثاء:ماهرتدند
گُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/گذشته] آواثاء:ماهردم آواثاء:ماهردی ماهِرْد آواثاء:ماهردیم آواثاء:ماهردید آواثاء:ماهردند
پَسْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسگذشته] آواثاء:ماهرتنم آواثاء:ماهرتنی آواثاء:ماهرتند آواثاء:ماهرتنیم آواثاء:ماهرتنید آواثاء:ماهرتنند
حال کُنون [ فراثاء:عملواژه/زمانما/کنون] آواثاء:ماهرم آواثاء:ماهری آواثاء:ماهرَد آواثاء:ماهریم آواثاء:ماهرید آواثاء:ماهرند
بعد پیشْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشآینده] آواثاء:ماهرنتم آواثاء:ماهرنتی ماهِرْنِت آواثاء:ماهرنتیم آواثاء:ماهرنتید آواثاء:ماهرنتند
آیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/آینده] آواثاء:ماهرنم آواثاء:ماهرنی آواثاء:ماهرنَد آواثاء:ماهرنیم آواثاء:ماهرنید آواثاء:ماهرنند
پَسْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسآینده] آواثاء:ماهرننم آواثاء:ماهرننی آواثاء:ماهرننَد آواثاء:ماهرننیم آواثاء:ماهرننید آواثاء:ماهرننند
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی فَرْمانی سادی «ماهِرْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
مُثْبَت [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] - آواثاء:بماهر - - آواثاء:بماهرید -
طَرْدی [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] - آواثاء:نماهر - - آواثاء:نماهرید -
حَذَری [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] - آواثاء:ناماهر - - آواثاء:ناماهرید -

ترجمه

دَهِیْدَن (؟ مورد دهش‌یافتن قرار دادن) باعِل (؟ با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) ماهِراء (؟ مهارت‌یافته (مهارت)) هی (؟ حرف نکره مفرد و جمع)