پرش به محتوا

اضفدن

از واژسین
نسخهٔ تاریخ ‏۲ اردیبهشت ۱۴۰۵، ساعت ۲۱:۴۸ توسط Hakhsin (بحث | مشارکت‌ها) (آغزدن)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

مصدر «أَضِفْدَن» به‌معنی «مورد اضافه‌یافتن قرار دادن» می‌باشد؛ به‌عبارتی دیگر، فرایندی که در آن «فاعل»، به‌عنوان یک کل، شامل «مفعول» بشود. این مصدر از «اضفـ + ـدن [ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده می‌شود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] » ساخته‌شده است.

; بن‌های تصریفی «أَضِفْدَن»

بن‌های تصریفی «أَضِفْدَن» به‌گونه زیر ساخته می‌شوند:

  • بُنْ‌پیشْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِد» ← «أَضِفْتِد»
  • بُنْ‌گُذَشْتِه [ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «أَضِفْد»
  • بُنْ‌پَسْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِن» ← «أَضِفْتِن»
  • بُنْ‌کُنون [ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «أَضِف»
  • بُنْ‌پیشْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِت» ← «أَضِفْنِت»
  • بُنْ‌آیَنْدِه [ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «أَضِفْن»
  • بُنْ‌پَسْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِن» ← «أَضِفْنِن»

فارسی

🕸️ همچنین ببین: أَضِفانْدَن ([؟] مورد اضافه‌یافته‌شده قرار دادن)؛ أَضَفودَن ([؟] مورد اضافه‌گرفتن قرار دادن)؛ أَضَتِفْدَن ([؟] مورد اضافه‌یافته قرار دادن)؛ أوضِفْدَن ([؟] مورد اضاف‌درآمدن قرار دادن)؛ أوضِفانْدَن ([؟] مورد اضاف‌درآمده‌شده قرار دادن)

مصدر

  1. تعریف «اضفدن». فرایند دِهْدَن ([؟] مورد دهش‌یافتن قرار دادن) باعِل ([؟] با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) أَضِفاء ([؟] اضافه‌یافته (آنچه بهش اضافه شود)) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع):‌ [💬یا بعبارتی «مورد اضافه‌یافتن قرار دادن»]
    🚀مثال. أَضِفْدَن (؟ مورد اضافه‌یافتن قرار دادن) یِتی ([؟] میزان کمی) نمک خوبْناک ([؟] دارای خوبیت (خوب)) ئَد ([؟] است (فعل ربط)).🌐ترجمه: اضافه یافتن کمی نمک خوب است.

عملواژه

  • 🗣تلفظ: /أَضِفْدَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «اضفدن»: بن گذشته در گذشته «اضفدن»: «أَضِفْتِد»؛ بن گذشته «اضفدن»: «أَضِفْد»؛ بن آینده در گذشته «اضفدن»: «أَضِفْتِن»«أَضِف» (بن‌کنون «اضفدن»)، ؛ بن گذشته در آینده «اضفدن»: «أَضِفْنِت»؛ بن آینده «اضفدن»: «أَضِفْن»؛ بن آینده در آینده «اضفدن»: «أَضِفْنِن»
  1. تعریف «اضفدن». باعِل ([؟] با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) أَضِفاء ([؟] اضافه‌یافته (آنچه بهش اضافه شود)) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع) دِهْدَن ([؟] مورد دهش‌یافتن قرار دادن):‌ [💬یا بعبارتی «مورد اضافه‌یافتن قرار دادن»]
    🚀مثال. قابلمه هه ([؟] مذکور؛ یادشده) یِتی ([؟] میزان کمی) نمک را أَضِفْد (؟ مورد اضافه‌یافتن قرار داد).🌐ترجمه: آن قابلمه کمی نمک را به اضافه یافت.
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی نافَرْجامی سادی «أَضِفْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
قبل پیشْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشگذشته] آواثاء:اضفتدم آواثاء:اضفتدی أَضِفْتِد آواثاء:اضفتدیم آواثاء:اضفتدید آواثاء:اضفتدند
گُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/گذشته] آواثاء:اضفدم آواثاء:اضفدی أَضِفْد آواثاء:اضفدیم آواثاء:اضفدید آواثاء:اضفدند
پَسْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسگذشته] آواثاء:اضفتنم آواثاء:اضفتنی آواثاء:اضفتند آواثاء:اضفتنیم آواثاء:اضفتنید آواثاء:اضفتنند
حال کُنون [ فراثاء:عملواژه/زمانما/کنون] آواثاء:اضفم آواثاء:اضفی آواثاء:اضفَد آواثاء:اضفیم آواثاء:اضفید آواثاء:اضفند
بعد پیشْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشآینده] آواثاء:اضفنتم آواثاء:اضفنتی أَضِفْنِت آواثاء:اضفنتیم آواثاء:اضفنتید آواثاء:اضفنتند
آیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/آینده] آواثاء:اضفنم آواثاء:اضفنی آواثاء:اضفنَد آواثاء:اضفنیم آواثاء:اضفنید آواثاء:اضفنند
پَسْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسآینده] آواثاء:اضفننم آواثاء:اضفننی آواثاء:اضفننَد آواثاء:اضفننیم آواثاء:اضفننید آواثاء:اضفننند
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی فَرْمانی سادی «أَضِفْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
مُثْبَت [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] - آواثاء:باضف - - آواثاء:باضفید -
طَرْدی [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] - آواثاء:ناضف - - آواثاء:ناضفید -
حَذَری [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] - آواثاء:نااضف - - آواثاء:نااضفید -

ترجمه

دِهْدَن (؟ مورد دهش‌یافتن قرار دادن) باعِل (؟ با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) أَضِفاء (؟ اضافه‌یافته (آنچه بهش اضافه شود)) هی (؟ حرف نکره مفرد و جمع)