مکندن
مصدر «مَکِنْدَن» بهمعنی «مورد امکانیافتن قرار دادن» میباشد؛ بهعبارتی دیگر، فرایندی که در آن «فاعل» از امکانات «مفعول» بشود. این مصدر از «مکنـ + ـدن [※ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده میشود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] » ساختهشده است.
; بنهای تصریفی «مَکِنْدَن»
بنهای تصریفی «مَکِنْدَن» بهگونه زیر ساخته میشوند:
- بُنْپیشْگُذَشْتِه [※ پایه فعلهای گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـِتْد» ← «مَکِنِتْد»
- بُنْگُذَشْتِه [※ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «مَکِنْد»
- بُنْپَسْگُذَشْتِه [※ پایه فعلهای آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـِتْن» ← «مَکِنِتْن»
- بُنْکُنون [※ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «مَکِن»
- بُنْپیشْآیَنْدِه [※ پایه فعلهای گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـِنْت» ← «مَکِنِنْت»
- بُنْآیَنْدِه [※ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «مَکِنْن»
- بُنْپَسْآیَنْدِه [※ پایه فعلهای آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـِنْن» ← «مُکِنِنْن»
فارسی
مصدر
- ️تلفظ: /مَکِنْدَن/📥 ریشهشناسی: مکنـ + ـدن [※ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده میشود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] ❖ | متضاد «مکندن»: ربطاء:مکندن/ضد
- تعریف «مکندن». فرایند کَسِبْدَن ([؟] مورد کسبیتیافتن قرار دادن) لَزِمّاءْها ([؟] لازمشوها) یا تَواناییهای ([؟] تواناییهای (توانمندیهای)) اَنِجْدَن ([؟] مورد انجامشدگیگرفتن قرار دادن) کار هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع): [💬یا بعبارتی «مورد امکانیافتن قرار دادن»]
عملواژه
- ️تلفظ: /مَکِنْدَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «مکندن»: ▶ بن گذشته در گذشته «مکندن»: «مَکِنِتْد»؛ بن گذشته «مکندن»: ↦«مَکِنْد»↤؛ بن آینده در گذشته «مکندن»: «مَکِنِتْن»⟼«مَکِن» (بنکنون «مکندن»)، ⟻؛ بن گذشته در آینده «مکندن»: «مَکِنِنْت»؛ بن آینده «مکندن»: ↦«مَکِنْن»؛ بن آینده در آینده «مکندن»: ↤«مُکِنِنْن»◀
- تعریف «مکندن». لَزِمّاءْها ([؟] لازمشوها) یا تَواناییهای ([؟] تواناییهای (توانمندیهای)) اَنِجْدَن ([؟] مورد انجامشدگیگرفتن قرار دادن) کار هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع) را کَسِبْدَن ([؟] مورد کسبیتیافتن قرار دادن): [💬یا بعبارتی «مورد امکانیافتن قرار دادن»]
- مثال. با کَسِبْدَن ([؟] مورد کسبیتیافتن قرار دادن) میانْگین ([؟] معدل؛ میانگین) بالا، دَرِسْدَن ([؟] مورد تحصیلعلمگرفتن قرار دادن) رشته ریاضی را مَکِنْدَم (؟ مورد امکانیافتن قرار دادم).ترجمه: با کسب کردن معدل بالا، تحصیل کردن در رشته ریاضی را امکان یافتم.
| عَمَلْواژههای اَنِجاءی فَرْمانی سادی «مَکِنْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟 | |||||||
| نَهادْنَما | تَکْتایی | جَمِعْتایی | |||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|
| یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] | دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] | سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] | یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] | دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] | سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آنها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.] | ||
| مُثْبَت [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] | - | آواثاء:بمکن | - | - | آواثاء:بمکنید | - | |
| طَرْدی [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] | - | آواثاء:نمکن | - | - | آواثاء:نمکنید | - | |
| حَذَری [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] | - | آواثاء:نامکن | - | - | آواثاء:نامکنید | - | |
ترجمه
کَسِبْدَن (؟ مورد کسبیتیافتن قرار دادن) لَزِمّاءْها (؟ لازمشوها) یا تَواناییها (؟ تواناییها (توانمندیها))
- ترجمه (معادل) انگلیسی «مکندن»: To enable؛ ترجمه (معادل) انگلیسی «مکندن»: To make possible