کمی (؟)
عَبِرات ([؟] عبارت) «کمی (؟)» معنیهای زیر را دارائَد ([؟] دارا است):
- کَمْئی:❖ کمی (دارای میزان کم)؛
- یِتی:❖ میزان کمی؛
- اَنْدَکی:❖ تعداد کمی؛
- مثال. کمی از دوستانم آنجا بودند.معادل: اَنْدَکی (؟ تعداد کمی) از دوستان اَم ([؟] من/خودم) آنجا حَضِرْمائْدَنْد ([؟] حاضر بودند).
- کَماً:❖ بهحالت کمی؛
- مثال. بهتر است زبان را کمی آسان کنیم.معادل: هایَد ([؟] بهتر بوده/است/خواهد بود) زبان را کَماً (؟ بهحالت کمی) [[اسناندن|آواثاء:باسنانیم]] ([؟] معناء:باسنانیم).
- یِتاً:❖ بهحالت کممیزان (کمی؛ اندکی)؛
- مثال. باید کمی متنت را ویرایش کنی.معادل: بایَد ([؟] باید) یِتاً (؟ بهحالت کممیزان (کمی؛ اندکی)) مَتِناء ([؟] نوشتارکن (متن)) اَت ([؟] تو) را بِتَوَرِیی ([؟] مورد ویرایشیافته قرار بدهی).
- کوتَهاً:❖ بهحالت کوتاهتر از انتظار/معمول؛
- مثال. به خانوادهاش گفت کمی مکث کنند.معادل: به خانواده اَش ([؟] مال آن؛ آن را) گویْد ([؟] مورد گفتهشدن قرار داد) کوتَهاً (؟ بهحالت کوتاهتر از انتظار/معمول) بِمَکِثَنْد ([؟] مورد مکثگرفتن قرار بدهند).