عَبِرات ([؟] عبارت) «ریزش (؟)» معنیهای زیر را دارائَد ([؟] دارا است):
- هَلِوِش:❖ روند ریزش (مایع)؛
- 🗝️مثال. باید مواظب ریزش آن دستگاه باشیم، چون سمی است.🔮معادل: بایَد ([؟] باید) هَلِوِش (؟ روند ریزش (مایع)) دستگاه هه ([؟] مذکور؛ یادشده) را بِوَظِبیم ([؟] مورد مواظبتشدن قرار بدهیم)، چون سمی ئَد ([؟] است (فعل ربط)).
- هَلِوْماء:❖ ریزشگرفتهشو (ریزش؛ ترشح)؛
- 🗝️مثال. باید مواظب ریزش آن دستگاه باشیم، چون سمی است.🔮معادل: بایَد ([؟] باید) هَلِوْماء (؟ ریزشگرفتهشو (ریزش؛ ترشح)) دستگاه هه ([؟] مذکور؛ یادشده) را بِوَظِبیم ([؟] مورد مواظبتشدن قرار بدهیم)، چون سمی ئَد ([؟] است (فعل ربط)).
- رِژِش:❖ روند ریزش؛
- 🗝️مثال. آگاه کردن مردم از خطر ریزش سنگ خیلی مهم است.🔮معادل: تَآگَهْدَن ([؟] مورد آگاهییافته قرار دادن) مردم بامِل ([؟] با مفعولیت (عملشوندگی)) خطر رِژِش (؟ روند ریزش) سنگ خِیْلی ([؟] مقدار زیادی) أَهِمْناک ([؟] دارای اهمیت) ئَد ([؟] است (فعل ربط)).
- رِژاف:❖ ریزشزا (عامل ریزش)؛
- 🗝️مثال. عامل ریزش کوه هنگامی به وجود میآید که قسمتی از یک تختهسنگ در شیب باشد.🔮معادل: رِژاف (؟ ریزشزا (عامل ریزش)) کوه هنگامی بِوُجویائَد ([؟] بهوجودیتگرفته باشد) که تکه هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع) از یِه ([؟] یک (حرف تعریف نامعین مفرد)) تختهسنگ در شیب بِئَد ([؟] باشد).
- رِژْماء:❖ ریختهگرفتهشو (ریزش)؛
- 🗝️مثال. ریزش کوه باعث بسته شدن جاده شد.🔮معادل: رِژْماء (؟ ریختهگرفتهشو (ریزش)) کوه، قُرُقْدَن ([؟] مورد مسدود شدن قرار دادن) جاده را باعِثْد ([؟] مورد باعثشدن قرار داد).
- دَراتِش:❖ روند از دستدهی (ریزش)؛
- 🗝️مثال. در پاییز، ریزش برگها شدید میشود.🔮معادل: در پاییز، دَراتِش (؟ روند از دستدهی (ریزش)) برگها شَدّْناک ([؟] دارای شدت (شدید)) بِئِشَد ([؟] بشود).
- دَراتماء:❖ ازدستدهیگرفتهشده (ریزش)؛
- 🗝️مثال. ریزش موی سرم زیاد شده است.🔮معادل: دَراتماء (؟ ازدستدهیگرفتهشده (ریزش)) موی سر اَم ([؟] من/خودم) زیاد ([؟] تعداد بالا (زیاد)) ئِشْدِه ئَد ([؟] شده است).
- توکْماء:❖ فروریزیگرفتهشو (نخالههای فروریخته)؛
- 🗝️مثال. ریزش دیوار کوچه را کثیف کرد.🔮معادل: توکْماء (؟ فروریزیگرفتهشو (نخالههای فروریخته)) دیوار کوچه را تَکَثِفْد ([؟] مورد کثیفیگرفته قرار داد).
- کاهِش:❖ روند کمشدن ارزش (کاهش)؛
- 🗝️مثال. ریزش قیمت دلار خیلی نبود.🔮معادل: کاهِش (؟ روند کمشدن ارزش (کاهش)) قیمت دلار فَزِنْناک ([؟] دارای فزونیت (زیادی)) نائِد ([؟] نبود (فعل ربط)).