ریزش (؟)
عَبِرات ([؟] عبارت) «ریزش (؟)» معنیهای زیر را دارائَد ([؟] دارا است):
- هَلِوِش:❖ روند ریزش (مایع)؛
- هَلِوْماء:❖ ریزشگرفتهشو (ریزش؛ ترشح)؛
- رِژِش:❖ روند ریزش؛
- رِژاف:❖ ریزشزا (عامل ریزش)؛
- مثال. عامل ریزش کوه هنگامی به وجود میآید که قسمتی از یک تختهسنگ در شیب باشد.معادل: رِژاف (؟ ریزشزا (عامل ریزش)) کوه هنگامی بِوُجویائَد ([؟] بهوجودیتگرفته باشد) که تکه هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع) از یِه ([؟] یک (حرف تعریف نامعین مفرد)) تختهسنگ در شیب بِئَد ([؟] باشد).
- رِژْماء:❖ ریختهگرفتهشو (ریزش)؛
- دَراتِش:❖ روند از دستدهی (ریزش)؛
- دَراتماء:❖ ازدستدهیگرفتهشده (ریزش)؛
- مثال. ریزش موی سرم زیاد شده است.معادل: دَراتماء (؟ ازدستدهیگرفتهشده (ریزش)) موی سر اَم ([؟] من/خودم) زیاد ([؟] تعداد بالا (زیاد)) ئِشْدِه ئَد ([؟] شده است).
- توکْماء:❖ فروریزیگرفتهشو (نخالههای فروریخته)؛
- کاهِش:❖ روند کمشدن ارزش (کاهش)؛