پنزدن
ظاهر
مصدر «پَنِزْدَن» بهمعنی «مورد ذاتپنداشتیافتن قرار دادن» میباشد؛ بهعبارتی دیگر، فرایندی که در آن «فاعل» بهعنوان ذاتی از «مفعول» انگاشته بشود. این مصدر از «پنز + دن [※ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده میشود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] » ساختهشده است.
; بنهای تصریفی «پَنِزْدَن»
بنهای تصریفی «پَنِزْدَن» بهگونه زیر ساخته میشوند:
- بُنْپیشْگُذَشْتِه [※ پایه فعلهای گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِد» ← «پَنِزْتِد»
- بُنْگُذَشْتِه [※ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «پَنِزْد»
- بُنْپَسْگُذَشْتِه [※ پایه فعلهای آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِن» ← «پَنِزْتِن»
- بُنْکُنون [※ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «پَنِز»
- بُنْپیشْآیَنْدِه [※ پایه فعلهای گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِت» ← «پَنِزْنِت»
- بُنْآیَنْدِه [※ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «پَنِزْن»
- بُنْپَسْآیَنْدِه [※ پایه فعلهای آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِن» ← «پَنِزْنِن»
فارسی
شبکه عامل-مبنا «پنزدن»: 👈 مصدر پایه «پنزدن»: 👉 دوگان «پنزدن»: پَنْزودَن ([؟] معناء:پنزودن) | مصدر عامل-محور «پنزدن»: پَنْزادَن ([؟] معناء:پنزادن) دوگان عامل-محور «پنزدن»: پَنْزِنْدَن ([؟] معناء:پنزندن) | مصدر انگیزی «پنزدن»: پَنْزانْدَن ([؟] معناء:پنزاندن) دوگان انگیزی «پنزدن»: پَنْزونْدَن ([؟] معناء:پنزوندن) | مصدر شورانی «پنزدن»: پَنِزْتانْدَن ([؟] معناء:پنزتاندن) دوگان شورانی «پنزدن»: پَنِزْتونْدَن ([؟] معناء:پنزتوندن) | مصدر مجابی «پنزدن»: پَنِزْبانْدَن ([؟] معناء:پنزباندن) دوگان مجابی «پنزدن»: پَنِزْبونْدَن ([؟] معناء:پنزبوندن)
مصدرهای اثر-مفعولنما «پنزدن»: پَنْزُدَن ([؟] معناء:پنزُدن)؛ پَنْزِدَن ([؟] معناء:پنزِدن) | مصدرهای عاملیتنما «پنزدن»: پَنْزِزْدَن ([؟] معناء:پنززدن)؛ پَنْزِرْدَن ([؟] معناء:پنزردن)؛ پَنْزِژْدَن ([؟] معناء:پنزژدن)
مصدر
- ️تلفظ: /پَنِزْدَن/📥 ریشهشناسی: پنز + دن [※ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده میشود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] ❖ | همردیف(های) «پنزدن»: نَزِعْدَن ([؟] مورد انتزاعیافتن قرار دادن)؛ پَنِعْدَن ([؟] مورد نوعپندارییافتن قرار دادن)؛ پَنِوْدَن ([؟] معناء:پنودن)
- تعریف «پنزدن». فرایند دَهِیْدَن ([؟] مورد دهشیافتن قرار دادن) بافِل ([؟] با فاعلیت (بهواسطه؛ توسط)) پَنْزاء ([؟] ذاتپنداشتیافته (آنچه بهعنوان ذات پنداشتهشده)) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع): [💬یا بعبارتی «مورد ذاتپنداشتیافتن قرار دادن»]
- مثال. پَنِزْدَن (؟ مورد ذاتپنداشتیافتن قرار دادن) سیبها، شَماشْراندن ([؟] مورد شمارشیافتهشده قرار دادن) اِشان ([؟] آنها/خودشان) را نَیِزائَد ([؟] نیاز هست).ترجمه: ذاتپنداری یافتن سیبها، برای شمارش کردن آنها نیاز است.
عملواژه
- ️تلفظ: /پَنِزْدَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «پنزدن»: ▶ بن گذشته در گذشته «پنزدن»: «پَنِزْتِد»؛ بن گذشته «پنزدن»: ↦«پَنِزْد»↤؛ بن آینده در گذشته «پنزدن»: «پَنِزْتِن»⟼«پَنِز» (بنکنون «پنزدن»)، ⟻؛ بن گذشته در آینده «پنزدن»: «پَنِزْنِت»؛ بن آینده «پنزدن»: ↦«پَنِزْن»؛ بن آینده در آینده «پنزدن»: ↤«پَنِزْنِن»◀
- تعریف «پنزدن». بافِل ([؟] با فاعلیت (بهواسطه؛ توسط)) پَنْزاء ([؟] ذاتپنداشتیافته (آنچه بهعنوان ذات پنداشتهشده)) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع) دَهِیْدَن ([؟] مورد دهشیافتن قرار دادن): [💬یا بعبارتی «مورد ذاتپنداشتیافتن قرار دادن»]
- مثال. فَهْماء ([؟] فهمشیافته (مفهوم)) عدد یک، سیب هه ([؟] مذکور؛ یادشده) را پَنِزْد (؟ مورد ذاتپنداشتیافتن قرار داد).ترجمه: مفهوم عدد یک، برای آن سیب ذاتپنداری یافت.
| عَمَلْواژههای اَنِجاءی فَرْمانی سادی «پَنِزْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟 | |||||||
| نَهادْنَما | تَکْتایی | جَمِعْتایی | |||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|
| یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] | دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] | سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] | یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] | دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] | سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آنها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.] | ||
| مُثْبَت [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] | - | آواثاء:بپنز | - | - | آواثاء:بپنزید | - | |
| طَرْدی [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] | - | آواثاء:نپنز | - | - | آواثاء:نپنزید | - | |
| حَذَری [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] | - | آواثاء:ناپنز | - | - | آواثاء:ناپنزید | - | |
ترجمه
دَهِیْدَن (؟ مورد دهشیافتن قرار دادن) بافِل (؟ با فاعلیت (بهواسطه؛ توسط)) پَنْزاء (؟ ذاتپنداشتیافته (آنچه بهعنوان ذات پنداشتهشده)) هی (؟ حرف نکره مفرد و جمع)
- ترجمه (معادل) انگلیسی «پنزدن»: To be conceptualized as essence
ردهها:
- صفحههای دارای پیوند خراب به پرونده
- واژهها
- واژه فارسی
- مصدر فارسی
- مصدر فارسی عملی
- مصدر فارسی ناصریح
- مصدر فارسی کنایی
- مصدر فارسی کنادین
- مصدر فارسی علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح
- مصدر فارسی عملی کنایی
- مصدر فارسی عملی کنادین
- مصدر فارسی عملی علنئا
- مصدر فارسی ناصریح کنایی
- مصدر فارسی ناصریح کنادین
- مصدر فارسی ناصریح علنئا
- مصدر فارسی کنایی کنادین
- مصدر فارسی کنایی علنئا
- مصدر فارسی کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنادین
- مصدر فارسی عملی ناصریح علنئا
- مصدر فارسی عملی کنایی کنادین
- مصدر فارسی عملی کنایی علنئا
- مصدر فارسی عملی کنادین علنئا
- مصدر فارسی ناصریح کنایی کنادین
- مصدر فارسی ناصریح کنایی علنئا
- مصدر فارسی ناصریح کنادین علنئا
- مصدر فارسی کنایی کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی کنادین
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی کنایی کنادین علنئا
- مصدر فارسی ناصریح کنایی کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی کنادین علنئا