پرش به محتوا

وقعدن

از واژسین
نسخهٔ تاریخ ‏۱۸ اسفند ۱۴۰۴، ساعت ۱۳:۴۱ توسط Hakhsin (بحث | مشارکت‌ها) (آغازدن)

مصدر «وَقِعْدَن» به‌معنی «مورد واقعیت‌گرفتن قرار دادن» می‌باشد؛ به‌عبارتی دیگر، فرایندی که در آن «فاعل» به‌حالت/به‌شکل «مفعول» به‌واقعیت در آید. این مصدر از «وقعـ + ـدن [ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده می‌شود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] » ساخته‌شده است.

; بن‌های تصریفی «وَقِعْدَن»

بن‌های تصریفی «وَقِعْدَن» به‌گونه زیر ساخته می‌شوند:

  • بُنْ‌پیشْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـِتْد» ← «وَقِعِتْد»
  • بُنْ‌گُذَشْتِه [ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «وَقِعْد»
  • بُنْ‌پَسْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـِتْن» ← «وَقِعِتْن»
  • بُنْ‌کُنون [ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «وَقِع»
  • بُنْ‌پیشْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـِنْت» ← «وَقِعِنْت»
  • بُنْ‌آیَنْدِه [ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «وَقِعْن»
  • بُنْ‌پَسْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـِنْن» ← «وَقِعِنْن»

فارسی

مصدر

  1. تعریف «وقعدن». فرایند وُجودَن ([؟] مورد موجودیت‌گرفتن قرار دادن) باعِل ([؟] با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) یِه ([؟] یک (حرف تعریف نامعین مفرد)) وَقِعْماء ([؟] واقعیت‌گرفته‌شو (واقعیت)):‌ [💬یا بعبارتی «مورد واقعیت‌گرفتن قرار دادن»]
    🚀مثال. رویاها اَم ([؟] من/خودم) با وَقِعْدَن (؟ مورد واقعیت‌گرفتن قرار دادن) من را تَشادیدَنْد ([؟] مورد شادی‌گرفته قرار دادند).🌐ترجمه: رویاهایم با واقعیت یافتن من را شاد کردند.

عملواژه

  • 🗣تلفظ: /وَقِعْدَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «وقعدن»: بن گذشته در گذشته «وقعدن»: «وَقِعِتْد»؛ بن گذشته «وقعدن»: «وَقِعْد»؛ بن آینده در گذشته «وقعدن»: «وَقِعِتْن»«وَقِع» (بن‌کنون «وقعدن»)، ؛ بن گذشته در آینده «وقعدن»: «وَقِعِنْت»؛ بن آینده «وقعدن»: «وَقِعْن»؛ بن آینده در آینده «وقعدن»: «وَقِعِنْن»
  1. تعریف «وقعدن». باعِل ([؟] با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) یِه ([؟] یک (حرف تعریف نامعین مفرد)) وَقِعْماء ([؟] واقعیت‌گرفته‌شو (واقعیت)) وُجودَن ([؟] مورد موجودیت‌گرفتن قرار دادن):‌ [💬یا بعبارتی «مورد واقعیت‌گرفتن قرار دادن»]
    🚀مثال. انشاالله رویاها اَم ([؟] من/خودم) بِزودی ([؟] به‌زودی؛ در آینده نزدیک) وَقِعْنَنْد (؟ مورد واقعیت‌گرفتن قرار خواهند داد).🌐ترجمه: انشاالله رویاهایم به‌زودی واقعیت خواهند یافت.
عَمَلْواژه‌های اَنِجائی نافَرْجامی سادی «وَقِعْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
قبل پیشْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشگذشته] آواثاء:وقعتدم آواثاء:وقعتدی وَقِعِتْد آواثاء:وقعتدیم آواثاء:وقعتدید آواثاء:وقعتدند
گُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/گذشته] آواثاء:وقعدم آواثاء:وقعدی وَقِعْد آواثاء:وقعدیم آواثاء:وقعدید آواثاء:وقعدند
پَسْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسگذشته] آواثاء:وقعتنم آواثاء:وقعتنی آواثاء:وقعتند آواثاء:وقعتنیم آواثاء:وقعتنید آواثاء:وقعتنند
حال کُنون [ فراثاء:عملواژه/زمانما/کنون] آواثاء:وقعم آواثاء:وقعی آواثاء:وقعَد آواثاء:وقعیم آواثاء:وقعید آواثاء:وقعند
بعد پیشْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشآینده] آواثاء:وقعنتم آواثاء:وقعنتی وَقِعِنْت آواثاء:وقعنتیم آواثاء:وقعنتید آواثاء:وقعنتند
آیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/آینده] وَقِعْنَم آواثاء:وقعنی آواثاء:وقعنَد آواثاء:وقعنیم آواثاء:وقعنید وَقِعْنَنْد
پَسْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسآینده] آواثاء:وقعننم آواثاء:وقعننی آواثاء:وقعننَد آواثاء:وقعننیم آواثاء:وقعننید آواثاء:وقعننند
عَمَلْواژه‌های اَنِجائی فَرْمانی سادی «وَقِعْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
مُثْبَت [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] - آواثاء:بوقع - - آواثاء:بوقعید -
طَرْدی [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] - آواثاء:نوقع - - آواثاء:نوقعید -
حَذَری [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] - آواثاء:ناوقع - - آواثاء:ناوقعید -

ترجمه

وُجودَن (؟ مورد موجودیت‌گرفتن قرار دادن) یِه (؟ یک (حرف تعریف نامعین مفرد)) وَقِعْماء (؟ واقعیت‌گرفته‌شو (واقعیت))