پرش به محتوا

دهدن

از واژسین
نسخهٔ تاریخ ‏۲۹ فروردین ۱۴۰۵، ساعت ۱۲:۲۷ توسط Hakhsin (بحث | مشارکت‌ها) (آغزدن)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

مصدر «دِهْدَن» به‌معنی «مورد دهش‌یافتن قرار دادن» می‌باشد؛ به‌عبارتی دیگر، فرایندی که در آن «فاعل» از دریافته‌های «مفعول» بشود. این مصدر از «دهـ + ـدن [ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده می‌شود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] » ساخته‌شده است.

; بن‌های تصریفی «دِهْدَن»

بن‌های تصریفی «دِهْدَن» به‌گونه زیر ساخته می‌شوند:

  • بُنْ‌پیشْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـِتْد» ← «دِهِتْد»
  • بُنْ‌گُذَشْتِه [ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «دِهْد»
  • بُنْ‌پَسْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـِتْن» ← «دِهِتْن»
  • بُنْ‌کُنون [ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «دِه»
  • بُنْ‌پیشْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـِنْت» ← «دِهِنْت»
  • بُنْ‌آیَنْدِه [ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «دِهْن»
  • بُنْ‌پَسْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـِنْن» ← «دِهِنْن»

فارسی

🕸️ همچنین ببین: دِهانْدَن ([؟] مورد دهش‌یافته‌شده قرار دادن)؛ اُدِهْدَن ([؟] مورد دهش‌گرفتن قرار دادن)؛ تَدِهْدَن ([؟] مورد دهش‌یافته قرار دادن)

مصدر

  1. تعریف «دهدن». فرایند دِهاء ([؟] دهش‌یافته (آنچه به داده‌شوندگی درآید)) ئِشْدَن ([؟] شدن) چیزی بَرای ([؟] برای؛ به‌خاطر) فَعِلْماء ([؟] فاعل‌دریافته (مفعول)):‌ [💬یا بعبارتی «مورد دهش‌یافتن قرار دادن»]
    🚀مثال. فرایند «دِهْدَن (؟ مورد دهش‌یافتن قرار دادن) باعِل ([؟] با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) نیازاء ([؟] نیازیافته (نیاز)) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع)»، نیازْدَن ([؟] مورد نیازش‌یافتن قرار دادن) را مَعِنائَد ([؟] معنی‌یافته است).🌐ترجمه: فرایند «دارندگی یافتن از یک نیاز»، معنی نیاز یافتن را دارد.

عملواژه

  • 🗣تلفظ: /دِهْدَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «دهدن»: بن گذشته در گذشته «دهدن»: «دِهِتْد»؛ بن گذشته «دهدن»: «دِهْد»؛ بن آینده در گذشته «دهدن»: «دِهِتْن»«دِه» (بن‌کنون «دهدن»)، ؛ بن گذشته در آینده «دهدن»: «دِهِنْت»؛ بن آینده «دهدن»: «دِهْن»؛ بن آینده در آینده «دهدن»: «دِهِنْن»
  1. تعریف «دهدن». چیزی بَرای ([؟] برای؛ به‌خاطر) فَعِلْماء ([؟] فاعل‌دریافته (مفعول))، دِهاء ([؟] دهش‌یافته (آنچه به داده‌شوندگی درآید)) ئِشْدَن ([؟] شدن):‌ [💬یا بعبارتی «مورد دهش‌یافتن قرار دادن»]
    🚀مثال. این نیازاء ([؟] نیازیافته (نیاز))، خامودَن ([؟] مورد خاموشی‌یافتن قرار دادن) آتش را دِهْدِه ئَد (؟ مورد دهش‌یافتن قرار داده است).🌐ترجمه: خاموشی یافتن آتش، این نیاز را به دارندگی یافته است.
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی نافَرْجامی سادی «دِهْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
قبل پیشْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشگذشته] آواثاء:دهتدم آواثاء:دهتدی دِهِتْد آواثاء:دهتدیم آواثاء:دهتدید آواثاء:دهتدند
گُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/گذشته] آواثاء:دهدم آواثاء:دهدی دِهْد آواثاء:دهدیم آواثاء:دهدید آواثاء:دهدند
پَسْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسگذشته] آواثاء:دهتنم آواثاء:دهتنی آواثاء:دهتند آواثاء:دهتنیم آواثاء:دهتنید آواثاء:دهتنند
حال کُنون [ فراثاء:عملواژه/زمانما/کنون] آواثاء:دهم آواثاء:دهی آواثاء:دهَد آواثاء:دهیم آواثاء:دهید آواثاء:دهند
بعد پیشْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشآینده] آواثاء:دهنتم آواثاء:دهنتی دِهِنْت آواثاء:دهنتیم آواثاء:دهنتید آواثاء:دهنتند
آیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/آینده] آواثاء:دهنم آواثاء:دهنی آواثاء:دهنَد آواثاء:دهنیم آواثاء:دهنید آواثاء:دهنند
پَسْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسآینده] آواثاء:دهننم آواثاء:دهننی آواثاء:دهننَد آواثاء:دهننیم آواثاء:دهننید آواثاء:دهننند
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی فَرْمانی سادی «دِهْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
مُثْبَت [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] - آواثاء:بده - - آواثاء:بدهید -
طَرْدی [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] - آواثاء:نده - - آواثاء:ندهید -
حَذَری [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] - آواثاء:ناده - - آواثاء:نادهید -

ترجمه

دِهاء (؟ دهش‌یافته (آنچه به داده‌شوندگی درآید)) ئِشْدَن (؟ شدن)