پرش به محتوا

خاهدن

از واژسین

مصدر «خاهْدَن» به‌معنی «مورد خواسته‌یافتن قرار دادن» می‌باشد؛ به‌عبارتی دیگر، فرایندی که در آن «فاعل» دارای تمایل به «مفعول» بشود. این مصدر از «خاهـ + ـدن [※ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده می‌شود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] » ساخته‌شده است.

; بن‌های تصریفی «خاهْدَن»

بن‌های تصریفی «خاهْدَن» به‌گونه زیر ساخته می‌شوند:

  • بُنْ‌پیشْگُذَشْتِه [※ پایه فعل‌های گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِد» ← «خاهْتِد»
  • بُنْ‌گُذَشْتِه [※ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «خاهْد»
  • بُنْ‌پَسْگُذَشْتِه [※ پایه فعل‌های آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِن» ← «خاهْتِن»
  • بُنْ‌کُنون [※ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «خاه»
  • بُنْ‌پیشْآیَنْدِه [※ پایه فعل‌های گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِت» ← «خاهْنِت»
  • بُنْ‌آیَنْدِه [※ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «خاهْن»
  • بُنْ‌پَسْآیَنْدِه [※ پایه فعل‌های آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِن» ← «خاهْنِن»

فایزنی

🔖 واژه‌های مرتبط با «خاهدن»: خاهانْدَن ([؟] مورد خواسته‌گرفته‌شده قرار دادن)؛ تَخاهْدَن ([؟] مورد خواسته‌گرفته قرار دادن)

مصدر

  1. تعریف «خاهدن». فرایند دارْدَن ([؟] مورد داراشدن قرار دادن) مَیِلْماء ([؟] میل؛ تمایل) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع):‌ [💬یا بعبارتی «مورد خواسته‌یافتن قرار دادن»]
    🚀مثال. پَسَز ([؟] پس از) خاهْدَن (؟ مورد خواسته‌یافتن قرار دادن) آن، کار اَش ([؟] مال آن؛ آن را) را شُروعانْد ([؟] مورد شروعش‌یافته‌شده قرار داد).🌐ترجمه: پس از خواستن آن، کارش را شروع کرد.

عملواژه

  • ️🗣تلفظ: /خاهْدَن/📥 ⇯بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «خاهدن»: ▶ بن گذشته در گذشته «خاهدن»: «خاهْتِد»؛ بن گذشته «خاهدن»: ↦«خاهْد»↤؛ بن آینده در گذشته «خاهدن»: «خاهْتِن»⟼«خاه» (بن‌کنون «خاهدن»)، ⟻؛ بن گذشته در آینده «خاهدن»: «خاهْنِت»؛ بن آینده «خاهدن»: ↦«خاهْن»؛ بن آینده در آینده «خاهدن»: ↤«خاهْنِن»◀
  1. تعریف «خاهدن». مَیِلْماء ([؟] میل؛ تمایل) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع) را دارْدَن ([؟] مورد داراشدن قرار دادن):‌ [💬یا بعبارتی «مورد خواسته‌یافتن قرار دادن»]
    🚀مثال. خدا کار هَرْکَس ([؟] هر کس) را بِخاهَد (؟ مورد خواسته‌گرفتن قرار بدهد)، بِتَسَهِلَد ([؟] مورد سهولت‌یافته قرار بدهد).🌐ترجمه: خدا کار هر کسی را بخواهد، آسان می‌کند.
عَمَلْواژه‌های اَنِجایی نافَرْجامی سادی «خاهْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
قبل پیشْگُذَشْتِه [※ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشگذشته] آواثاء:خاهتدم آواثاء:خاهتدی خاهْتِد آواثاء:خاهتدیم آواثاء:خاهتدید آواثاء:خاهتدند
گُذَشْتِه [※ فراثاء:عملواژه/زمانما/گذشته] آواثاء:خاهدم آواثاء:خاهدی خاهْد آواثاء:خاهدیم آواثاء:خاهدید آواثاء:خاهدند
پَسْگُذَشْتِه [※ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسگذشته] آواثاء:خاهتنم آواثاء:خاهتنی آواثاء:خاهتند آواثاء:خاهتنیم آواثاء:خاهتنید آواثاء:خاهتنند
حال کُنون [※ فراثاء:عملواژه/زمانما/کنون] آواثاء:خاهم خاهی آواثاء:خاهَد آواثاء:خاهیم آواثاء:خاهید آواثاء:خاهند
بعد پیشْآیَنْدِه [※ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشآینده] آواثاء:خاهنتم آواثاء:خاهنتی خاهْنِت آواثاء:خاهنتیم آواثاء:خاهنتید آواثاء:خاهنتند
آیَنْدِه [※ فراثاء:عملواژه/زمانما/آینده] آواثاء:خاهنم آواثاء:خاهنی آواثاء:خاهنَد آواثاء:خاهنیم آواثاء:خاهنید آواثاء:خاهنند
پَسْآیَنْدِه [※ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسآینده] آواثاء:خاهننم آواثاء:خاهننی آواثاء:خاهننَد آواثاء:خاهننیم آواثاء:خاهننید آواثاء:خاهننند
عَمَلْواژه‌های اَنِجایی فَرْمانی سادی «خاهْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
مُثْبَت [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] - آواثاء:بخاه - - آواثاء:بخاهید -
طَرْدی [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] - آواثاء:نخاه - - نَخاهید -
حَذَری [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] - آواثاء:ناخاه - - آواثاء:ناخاهید -

ترجمه

دارْدَن (؟ مورد داراشدن قرار دادن) مَیِلْماء (؟ میل؛ تمایل) هی (؟ حرف نکره مفرد و جمع)
  • ترجمه (معادل) انگلیسی «خاهدن»: To desire؛ ترجمه (معادل) انگلیسی «خاهدن»: To want؛ ترجمه (معادل) انگلیسی «خاهدن»: To wish for