پرش به محتوا

Analyze

از واژسین

انگلیسی

فعل

  1. معادل (ترجمه) فارسی «Analyze»: شیکُورْدَن ([؟] مورد شکست-ساخت‌کاوی‌یافتن قرار دادن):
    🏺مثال. To understand the author's position, we need to analyze their arguments and determine whether the premises logically support the conclusion.🔮ترجمه: برای دَرْکیدَن ([؟] مورد درک‌یافتن قرار دادن) بِهْتَرانِه ([؟] به‌شکل بهتر) نَظَرْگاه ([؟] دیدگاه؛ موضع) نِویسَنْدِه ([؟] نویسنده)، بایَد ([؟] باید) دَلِلِش ([؟] روند دلیل‌آوری) اَش ([؟] مال آن؛ آن را) را بِشیکُوریم (؟ مورد شکست-ساخت‌کاوی‌یافتن قرار بدهیم) تا بِبینیم ([؟] مورد دیده‌شدن قرار بدهیم) که آیا بُنْدَلِلْدْماءْها ([؟] بنیاد دلیل‌شده‌ها (مقدمه‌ها)) اَش ([؟] مال آن؛ آن را) نَتِجْماء ([؟] نتیجه‌شو) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع) منطقی را بِسَبَبَد ([؟] مورد سبب‌شدن قرار بدهد) یا نه.
  2. معادل (ترجمه) فارسی «Analyze»: اُلْکاوْدَن ([؟] مورد تحلیل‌یافتن قرار دادن):
    🏺مثال. The scientists will analyze the data collected from the experiment to draw meaningful conclusions.🔮ترجمه: دانشمندها برای نائِلْدَن ([؟] مورد دست‌یابی قرار دادن) به نتیجه بامعنی، داده‌های جَمِعِشْتِه ([؟] جمع‌شده) را بِاُلْکاوَنْد (؟ مورد تحلیل قرار بدهند).
  3. معادل (ترجمه) فارسی «Analyze»: بُنْکاوْدَن ([؟] مورد بن‌کاوی‌یافتن قرار دادن):
    🏺مثال. To develop a software system, it is necessary to analyze the business logic.🔮ترجمه: برای وُسِعْدَن ([؟] مورد توسعه‌یافتن قرار دادن) یِه ([؟] یک (حرف تعریف نامعین مفرد)) سیستم نرم‌افزاری، بُنْکاوْدَن (؟ مورد بن‌کاوی‌یافتن قرار دادن) منطق کَسْبُکار ([؟] کسب و کار) نیازْمائَد ([؟] نیازمند است).