پرش به محتوا

ورودن

از واژسین
(تغییرمسیر از ورودیدن)

مصدر «وُرودَن» به‌معنی «مورد ورودش‌گرفتن قرار دادن» می‌باشد؛ به‌عبارتی دیگر، فرایندی که در آن «فاعل» ورودیابنده «مفعول» در محدوده یا حوزه خود بشود. این مصدر از «ورو + دن [ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده می‌شود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] » ساخته‌شده است.

; بن‌های تصریفی «وُرودَن»

بن‌های تصریفی «وُرودَن» به‌گونه زیر ساخته می‌شوند:

  • بُنْ‌پیشْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـِتْد» ← «وُرویِتْد»
  • بُنْ‌گُذَشْتِه [ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «وُرود»
  • بُنْ‌پَسْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـِتْن» ← «وُرویِتْن»
  • بُنْ‌کُنون [ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «وُروی»
  • بُنْ‌پیشْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـِنْت» ← «وُرویِنْت»
  • بُنْ‌آیَنْدِه [ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «وُرون»
  • بُنْ‌پَسْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـِنْن» ← «وُرویِنْن»

فارسی

🕸️ همچنین ببین: وُرویانْدَن ([؟] مورد ورودش‌گرفته‌شده قرار دادن)؛ اُوُرودَن ([؟] مورد ورودش‌یافتن قرار دادن)؛ اِسْوُرودَن ([؟] مورد ملزم‌به‌ورودش‌گرفتن قرار دادن)؛ تَوُرودَن ([؟] مورد ورودش‌گرفته قرار دادن)؛ اِسْوُرویانْدَن ([؟] مورد ملزم‌به‌ورودش‌گرفته‌شده قرار دادن)

مصدر

  1. تعریف «ورودن». فرایند حَضِرْدَن ([؟] مورد حاضرگرفتن قرار دادن) بیرونْماء ([؟] بیرون‌گرفته‌شو (چیزی بیرونی)) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع):‌ [💬یا بعبارتی «مورد ورودش‌گرفتن قرار دادن»]
    🚀مثال. برای وُرودَن (؟ مورد ورودش‌گرفتن قرار دادن) آب باعِل ([؟] با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) لیوان، بَنْدال ([؟] وسیله قطع (شیر)) را بِوازان ([؟] مورد وازیافته‌شده قرار بده).🌐ترجمه: برای ورودی گرفتن آب توسط لیوان، شیر آب را باز کن.

عملواژه

  • 🗣تلفظ: /وُرودَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «ورودن»: بن گذشته در گذشته «ورودن»: «وُرویِتْد»؛ بن گذشته «ورودن»: «وُرود»؛ بن آینده در گذشته «ورودن»: «وُرویِتْن»«وُروی» (بن‌کنون «ورودن»)، ؛ بن گذشته در آینده «ورودن»: «وُرویِنْت»؛ بن آینده «ورودن»: «وُرون»؛ بن آینده در آینده «ورودن»: «وُرویِنْن»
  1. تعریف «ورودن». بیرونْماء ([؟] بیرون‌گرفته‌شو (چیزی بیرونی)) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع) را حَضِرْدَن ([؟] مورد حاضرگرفتن قرار دادن):‌ [💬یا بعبارتی «مورد ورودش‌گرفتن قرار دادن»]
    🚀مثال. پیشَز ([؟] پیش از) ساعت ۸، جَلِسانِل ([؟] اتاق جلسه (کلاس)) آزمون بِسْیاری ([؟] تعداد زیادی) دانش‌آموز را وُرود (؟ مورد ورودش‌گرفتن قرار داد).🌐ترجمه: پیش از ساعت ۸، سالن آزمون بسیاری دانش‌آموز را به‌عنوان ورودی گرفت.
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی نافَرْجامی سادی «وُرودَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
قبل پیشْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشگذشته] آواثاء:ورویتدم آواثاء:ورویتدی وُرویِتْد آواثاء:ورویتدیم آواثاء:ورویتدید آواثاء:ورویتدند
گُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/گذشته] وُرودَم آواثاء:ورودی وُرود آواثاء:ورودیم آواثاء:ورودید آواثاء:ورودند
پَسْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسگذشته] آواثاء:ورویتنم آواثاء:ورویتنی آواثاء:ورویتند آواثاء:ورویتنیم آواثاء:ورویتنید آواثاء:ورویتنند
حال کُنون [ فراثاء:عملواژه/زمانما/کنون] آواثاء:ورویم آواثاء:ورویی آواثاء:وروید آواثاء:وروییم آواثاء:ورویید آواثاء:ورویند
بعد پیشْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشآینده] آواثاء:وروینتم آواثاء:وروینتی وُرویِنْت آواثاء:وروینتیم آواثاء:وروینتید آواثاء:وروینتند
آیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/آینده] آواثاء:ورونم آواثاء:ورونی آواثاء:وروند آواثاء:ورونیم آواثاء:ورونید آواثاء:ورونند
پَسْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسآینده] آواثاء:ورویننم آواثاء:ورویننی آواثاء:وروینند آواثاء:ورویننیم آواثاء:ورویننید آواثاء:ورویننند
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی فَرْمانی سادی «وُرودَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
مُثْبَت [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] - بِوُروی - - آواثاء:بورویید -
طَرْدی [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] - آواثاء:نوروی - - آواثاء:نورویید -
حَذَری [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] - آواثاء:ناوروی - - آواثاء:ناورویید -

ترجمه

حَضِرْدَن (؟ مورد حاضرگرفتن قرار دادن) بیرونْماء (؟ بیرون‌گرفته‌شو (چیزی بیرونی)) هی (؟ حرف نکره مفرد و جمع)
  • ترجمه (معادل) انگلیسی «ورودن»: To take in؛ ترجمه (معادل) انگلیسی «ورودن»: To admit