معین کردن
ظاهر
عَبِرات ([؟] عبارت) «معین کردن» معنیهای زیر را دارائَد ([؟] دارا است):
- تَعِیْنْدَن:❖ مورد عینیتگرفته قرار دادن؛
- مثال. معین کردن هدف، نخستین گام در انجام دادن هر کاری است.معادل: تَعِیْنْدَن (؟ مورد عینیتگرفته قرار دادن) هَدَفْماء ([؟] هدفشو (هدف))، نخستین گام در اَنِجانْدَن ([؟] مورد انجامگرفتهشو قرار دادن) هر کار هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع) ئَد ([؟] است (فعل ربط)).
- عِیْنانْدَن:❖ مورد عینیتگرفتهشده قرار دادن؛
- مثال. معین کردن هدف، نخستین گام در انجام دادن هر کاری است.معادل: عِیْنانْدَن (؟ مورد عینیتگرفتهشده قرار دادن) هَدَفْماء ([؟] هدفشو (هدف))، نخستین گام در اَنِجانْدَن ([؟] مورد انجامگرفتهشو قرار دادن) هر کار هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع) ئَد ([؟] است (فعل ربط)).
- عَلْنانْدَن:❖ مورد اعلانگرفتهشده قرار دادن؛
- مثال. برای خصوصی کردن یک فایل میتوانی رمزی را برای آن تعیین کنی.معادل: برای اَخِصْدَن ([؟] مورد خصوصیشدن قرار دادن) یِه ([؟] یک (حرف تعریف نامعین مفرد)) فایل تایَد ([؟] شدنی بوده/است/خواهد بود) رمز هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع) را بِعِلَش ([؟] به عاملیت آن (به عملکنندگی آن)) بِعَلِنانی (؟ مورد اعلانگرفتهشده قرار بدهی).
همچنین ببین: مشخص کردن؛ تعیین کردن؛ معلوم کردن؛ اعلان کردن