عوردن
ظاهر
مصدر «عَوِرْدَن» بهمعنی «مورد عبورشیافتن قرار دادن» میباشد؛ بهعبارتی دیگر، فرایندی که در آن «فاعل» عبوریافته توسط «مفعول» بشود. این مصدر از «عور + دن [※ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده میشود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] » ساختهشده است.
; بنهای تصریفی «عَوِرْدَن»
بنهای تصریفی «عَوِرْدَن» بهگونه زیر ساخته میشوند:
- بُنْپیشْگُذَشْتِه [※ پایه فعلهای گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِد» ← «عَوِرْتِد»
- بُنْگُذَشْتِه [※ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «عَوِرْد»
- بُنْپَسْگُذَشْتِه [※ پایه فعلهای آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِن» ← «عَوِرْتِن»
- بُنْکُنون [※ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «عَوِر»
- بُنْپیشْآیَنْدِه [※ پایه فعلهای گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِت» ← «عَوِرْنِت»
- بُنْآیَنْدِه [※ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «عَوِرْن»
- بُنْپَسْآیَنْدِه [※ پایه فعلهای آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِن» ← «عَوِرْنِن»
فارسی
شبکه عامل-مبنا «عوردن»: 👈 مصدر پایه «عوردن»: 👉 دوگان «عوردن»: عَوْرِوْدَن ([؟] معناء:عورِودن) | مصدر عامل-محور «عوردن»: عَوْرادَن ([؟] بهشکل عاملی مورد عبورشیافتن قرار دادن) دوگان عامل-محور «عوردن»: عَوْرودَن ([؟] بهشکل عاملی مورد عبورشگرفتن قرار دادن) | مصدر انگیزی «عوردن»: عَوْرانْدَن ([؟] مورد عبورشیافتهشده قرار دادن) دوگان انگیزی «عوردن»: عَوْرونْدَن ([؟] مورد عبورشگرفتهشده قرار دادن) | مصدر شورانی «عوردن»: عَوِرْتانْدَن ([؟] معناء:عورتاندن) دوگان شورانی «عوردن»: عَوِرْتونْدَن ([؟] معناء:عورتوندن) | مصدر مجابی «عوردن»: عَوِرْبانْدَن ([؟] معناء:عورباندن) دوگان مجابی «عوردن»: عَوِرْبونْدَن ([؟] معناء:عوربوندن)
مصدرهای اثر-مفعولنما «عوردن»: عَوْرِدَن ([؟] معناء:عورِدن)؛ عَوْرُدَن ([؟] معناء:عورُدن) | مصدرهای عاملیتنما «عوردن»: عَوْرِنْدَن ([؟] مورد عبورشیافتن عاملی قرار دادن)؛ عَوْرِزْدَن ([؟] مورد عبورشیافتن ارادی قرار دادن)؛ عَوْرِرْدَن ([؟] مورد عبورشیافتن سیستمی قرار دادن)؛ عَوْرِژْدَن ([؟] مورد عبورشیافتن طبیعی قرار دادن)
مصدر
- ️تلفظ: /عَوِرْدَن/📥 ریشهشناسی: عور + دن [※ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده میشود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] ❖ | همردیف(های) «عوردن»: ربطاء:عوردن/هر
- تعریف «عوردن». فرایند دَهِیْدَن ([؟] مورد دهشیافتن قرار دادن) بافِل ([؟] با فاعلیت (بهواسطه؛ توسط)) عَوْراء ([؟] عبورشیافته (معبر)) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع): [💬یا بعبارتی «مورد عبورشیافتن قرار دادن»]
- مثال. برای عَوِرْدَن (؟ مورد عبورشیافتن قرار دادن) الکترونهای آزاد، سیم مسی نَیْزائَد ([؟] نیاز هست).ترجمه: برای عبور در آمدن الکترونهای آزاد، به سیم مسی نیاز است.
عملواژه
- ️تلفظ: /عَوِرْدَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «عوردن»: ▶ بن گذشته در گذشته «عوردن»: «عَوِرْتِد»؛ بن گذشته «عوردن»: ↦«عَوِرْد»↤؛ بن آینده در گذشته «عوردن»: «عَوِرْتِن»⟼«عَوِر» (بنکنون «عوردن»)، ⟻؛ بن گذشته در آینده «عوردن»: «عَوِرْنِت»؛ بن آینده «عوردن»: ↦«عَوِرْن»؛ بن آینده در آینده «عوردن»: ↤«عَوِرْنِن»◀
- تعریف «عوردن». بافِل ([؟] با فاعلیت (بهواسطه؛ توسط)) عَوْراء ([؟] عبورشیافته (معبر)) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع) دَهِیْدَن ([؟] مورد دهشیافتن قرار دادن): [💬یا بعبارتی «مورد عبورشیافتن قرار دادن»]
- مثال. سیم هه ([؟] مذکور؛ یادشده) الکترونها را عَوِرْد (؟ مورد عبورشیافتن قرار داد).ترجمه: آن سیم الکترونها را به عبور در آورد.
| عَمَلْواژههای اَنِجاءی فَرْمانی سادی «عَوِرْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟 | |||||||
| نَهادْنَما | تَکْتایی | جَمِعْتایی | |||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|
| یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] | دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] | سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] | یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] | دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] | سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آنها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.] | ||
| مُثْبَت [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] | - | آواثاء:بعور | - | - | آواثاء:بعورید | - | |
| طَرْدی [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] | - | آواثاء:نعور | - | - | آواثاء:نعورید | - | |
| حَذَری [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] | - | آواثاء:ناعور | - | - | آواثاء:ناعورید | - | |
ترجمه
دَهِیْدَن (؟ مورد دهشیافتن قرار دادن) بافِل (؟ با فاعلیت (بهواسطه؛ توسط)) عَوْراء (؟ عبورشیافته (معبر)) هی (؟ حرف نکره مفرد و جمع)
- ترجمه (معادل) انگلیسی «عوردن»: To pass through
واژههای مرتبط با «عوردن»: عاوِرْدَن ([؟] معناء:عاوردن)
ردهها:
- صفحههای دارای پیوند خراب به پرونده
- واژهها
- واژه فارسی
- مصدر فارسی
- مصدر فارسی عملی
- مصدر فارسی ناصریح
- مصدر فارسی کنایی
- مصدر فارسی کنادین
- مصدر فارسی علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح
- مصدر فارسی عملی کنایی
- مصدر فارسی عملی کنادین
- مصدر فارسی عملی علنئا
- مصدر فارسی ناصریح کنایی
- مصدر فارسی ناصریح کنادین
- مصدر فارسی ناصریح علنئا
- مصدر فارسی کنایی کنادین
- مصدر فارسی کنایی علنئا
- مصدر فارسی کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنادین
- مصدر فارسی عملی ناصریح علنئا
- مصدر فارسی عملی کنایی کنادین
- مصدر فارسی عملی کنایی علنئا
- مصدر فارسی عملی کنادین علنئا
- مصدر فارسی ناصریح کنایی کنادین
- مصدر فارسی ناصریح کنایی علنئا
- مصدر فارسی ناصریح کنادین علنئا
- مصدر فارسی کنایی کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی کنادین
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی کنایی کنادین علنئا
- مصدر فارسی ناصریح کنایی کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی کنادین علنئا
- مصدر فارسی شلواءی
- مصدر فارسی شلواءی عملاءی
- مصدر فارسی شلواءی عملاءی فعلادین
- مصدر فارسی شلواءی عملاءی فعلین