پرش به محتوا

طلعدن

از واژسین

مصدر «طَلِعْدَن» به‌معنی «مورد اطلاع‌یافتن قرار دادن» می‌باشد؛ به‌عبارتی دیگر، فرایندی که در آن «فاعل» جنبه اطلاع‌دهندگی «مفعول» بشود. این مصدر از «طلعـ + ـدن [ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده می‌شود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] » ساخته‌شده است.

; بن‌های تصریفی «طَلِعْدَن»

بن‌های تصریفی «طَلِعْدَن» به‌گونه زیر ساخته می‌شوند:

  • بُنْ‌پیشْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِد» ← «طَلِعْتِد»
  • بُنْ‌گُذَشْتِه [ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «طَلِعْد»
  • بُنْ‌پَسْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِن» ← «طَلِعْتِن»
  • بُنْ‌کُنون [ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «طَلِع»
  • بُنْ‌پیشْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِت» ← «طَلِعْنِت»
  • بُنْ‌آیَنْدِه [ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «طَلِعْن»
  • بُنْ‌پَسْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِن» ← «طَلِعْنِن»

فارسی

🔖 واژه‌های مرتبط با «طلعدن»: طَلِعانْدَن ([؟] مورد اطلاع‌یافته‌شده قرار دادن)؛ اُطَلِعْدَن ([؟] مورد اطلاع‌گرفتن قرار دادن)؛ تَطَلِعْدَن ([؟] مورد اطلاع‌یافته قرار دادن)؛ طَتَلِعْدَن ([؟] مورد اطلاع‌یافته قرار دادن)؛ اِشْطَلِعْدَن ([؟] مورد اطلاع‌دیدن قرار دادن)؛ طَلاشِعْدَن ([؟] مورد اطلاع‌دیدن قرار دادن)

مصدر

  1. تعریف «طلعدن». فرایند دَهِیْدَن ([؟] مورد دهش‌یافتن قرار دادن) باعِل ([؟] با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) طَلِعاء ([؟] اطلاع‌یافته (داده)) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع):‌ [💬یا بعبارتی «مورد اطلاع‌یافتن قرار دادن»]
    🚀مثال. بَرای ([؟] برای؛ به‌خاطر) طَلِعْدَن (؟ مورد اطلاع‌یافتن قرار دادن) شمار نان‌ها، تایَد ([؟] شدنی بوده/است/خواهد بود) این شَکِلاءْها ([؟] شکل‌دهنده‌ها (شکل‌زاها)) را بِبَهِرانیم ([؟] مورد ملزم‌به‌ورودش‌گرفته‌شده قرار بدهیم).🌐ترجمه: برای اطلاع‌ساز یافتن تعداد نان‌ها، می‌توان این شکل‌ها را استفاده کرد.

عملواژه

  • 🗣تلفظ: /طَلِعْدَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «طلعدن»: بن گذشته در گذشته «طلعدن»: «طَلِعْتِد»؛ بن گذشته «طلعدن»: «طَلِعْد»؛ بن آینده در گذشته «طلعدن»: «طَلِعْتِن»«طَلِع» (بن‌کنون «طلعدن»)، ؛ بن گذشته در آینده «طلعدن»: «طَلِعْنِت»؛ بن آینده «طلعدن»: «طَلِعْن»؛ بن آینده در آینده «طلعدن»: «طَلِعْنِن»
  1. تعریف «طلعدن». باعِل ([؟] با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) طَلِعاء ([؟] اطلاع‌یافته (داده)) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع) دَهِیْدَن ([؟] مورد دهش‌یافتن قرار دادن):‌ [💬یا بعبارتی «مورد اطلاع‌یافتن قرار دادن»]
    🚀مثال. این داده‌ها، شمار نان‌ها را طَلِعْدِه ئَد (؟ مورد اطلاع‌یافتن قرار داده است).🌐ترجمه: این داده‌ها، تعداد نان‌ها را به اطلاع‌ساز درآورده است.
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی نافَرْجامی سادی «طَلِعْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
قبل پیشْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشگذشته] آواثاء:طلعتدم آواثاء:طلعتدی طَلِعْتِد آواثاء:طلعتدیم آواثاء:طلعتدید آواثاء:طلعتدند
گُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/گذشته] طَلِعْدَم آواثاء:طلعدی طَلِعْد آواثاء:طلعدیم آواثاء:طلعدید آواثاء:طلعدند
پَسْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسگذشته] آواثاء:طلعتنم آواثاء:طلعتنی آواثاء:طلعتند آواثاء:طلعتنیم آواثاء:طلعتنید آواثاء:طلعتنند
حال کُنون [ فراثاء:عملواژه/زمانما/کنون] آواثاء:طلعم آواثاء:طلعی آواثاء:طلعَد آواثاء:طلعیم آواثاء:طلعید آواثاء:طلعند
بعد پیشْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشآینده] آواثاء:طلعنتم آواثاء:طلعنتی طَلِعْنِت آواثاء:طلعنتیم آواثاء:طلعنتید آواثاء:طلعنتند
آیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/آینده] طَلِعْنَم آواثاء:طلعنی آواثاء:طلعنَد آواثاء:طلعنیم آواثاء:طلعنید آواثاء:طلعنند
پَسْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسآینده] آواثاء:طلعننم آواثاء:طلعننی آواثاء:طلعننَد آواثاء:طلعننیم آواثاء:طلعننید آواثاء:طلعننند
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی فَرْمانی سادی «طَلِعْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
مُثْبَت [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] - آواثاء:بطلع - - آواثاء:بطلعید -
طَرْدی [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] - آواثاء:نطلع - - آواثاء:نطلعید -
حَذَری [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] - آواثاء:ناطلع - - آواثاء:ناطلعید -

ترجمه

دَهِیْدَن (؟ مورد دهش‌یافتن قرار دادن) باعِل (؟ با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) طَلِعاء (؟ اطلاع‌یافته (داده)) هی (؟ حرف نکره مفرد و جمع)