پرش به محتوا

صدقدن

از واژسین
(تغییرمسیر از صدقیدن)

مصدر «صَدِقْدَن» به‌معنی «مورد تصدیق‌گرفتن قرار دادن» می‌باشد؛ به‌عبارتی دیگر، فرایندی که در آن «فاعل» به‌سبب «مفعول» دارای صدقیت بشود. این مصدر از «صدقـ + ـیدن» ساخته‌شده است.

; بن‌های تصریفی «صَدِقْدَن»

بن‌های تصریفی «صَدِقْدَن» به‌گونه زیر ساخته می‌شوند:

  • بُنْ‌پیشْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـِتْد» ← «صَدِقِتْد»
  • بُنْ‌گُذَشْتِه [ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «صَدَقْد»
  • بُنْ‌پَسْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـِتْن» ← «صَدِقِتْن»
  • بُنْ‌کُنون [ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «صَدِق»
  • بُنْ‌پیشْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـِنْت» ← «صَدِقِنْت»
  • بُنْ‌آیَنْدِه [ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «صَدِقْن»
  • بُنْ‌پَسْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـِنْن» ← «صَدِقِنْن»

فارسی

🕸️ همچنین ببین: تَصَدِقْدَن ([؟] مورد تصدیق‌گرفته قرار دادن)؛ صَدِقانْدَن ([؟] مورد تصدیق‌گرفته‌شده قرار دادن)

مصدر

  1. تعریف «صدقدن». فرایند دَلِلْدَن ([؟] مورد دلیل‌آوری قرار دادن) چیزی بِعُنْوان ([؟] به‌عنوان) صَدِقْماء ([؟] تصدیق‌گرفته‌شو (صادق‌کننده؛ مصدق)):‌ [💬یا بعبارتی «مورد تصدیق‌گرفتن قرار دادن»]
    🚀مثال. صَدِقْدَن ([؟] مورد تصدیق‌گرفتن قرار دادن) نِمویْماء ([؟] نمایان‌شو (نشانه)) کفش اَش ([؟] آن؛ مال آن) خِیْلی ([؟] مقدار زیادی) خوب ئِد ([؟] بود (فعل ربط)).🌐ترجمه: تصدیق یافتن با نشانه کفشش خیلی خوب بود.

عملواژه

  • 🗣تلفظ: /صَدِقْدَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «صدقدن»: بن گذشته در گذشته «صدقدن»: «صَدِقِتْد»؛ بن گذشته «صدقدن»: «صَدَقْد»؛ بن آینده در گذشته «صدقدن»: «صَدِقِتْن»«صَدِق» (بن‌کنون «صدقدن»)، ؛ بن گذشته در آینده «صدقدن»: «صَدِقِنْت»؛ بن آینده «صدقدن»: «صَدِقْن»؛ بن آینده در آینده «صدقدن»: «صَدِقِنْن»
  1. تعریف «صدقدن». چیزی را بِعُنْوان ([؟] به‌عنوان) صَدِقْماء ([؟] تصدیق‌گرفته‌شو (صادق‌کننده؛ مصدق)) دَلِلْدَن ([؟] مورد دلیل‌آوری قرار دادن):‌ [💬یا بعبارتی «مورد تصدیق‌گرفتن قرار دادن»]
    🚀مثال. حَضِرْمائْدَن ([؟] حاضر بودن) اَش ([؟] آن؛ مال آن) در اینْجا ([؟] این‌جا؛ این مکان) نِمویْماء ([؟] نمایان‌شو (نشانه)) کفش اَش ([؟] آن؛ مال آن) را صَدِقَد (؟ مورد تصدیق‌گرفتن قرار دهد).🌐ترجمه: حضور داشتنش در اینجا با نشانه کفشش تصدیق می‌یابد.
عَمَلْواژه‌های اَنِجائی نافَرْجامی سادی «صَدِقْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
قبل پیشْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشگذشته] آواثاء:صدقتدم آواثاء:صدقتدی صَدِقِتْد آواثاء:صدقتدیم آواثاء:صدقتدید آواثاء:صدقتدند
گُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/گذشته] آواثاء:صدقدم آواثاء:صدقدی صَدَقْد آواثاء:صدقدیم آواثاء:صدقدید آواثاء:صدقدند
پَسْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسگذشته] آواثاء:صدقتنم آواثاء:صدقتنی آواثاء:صدقتند آواثاء:صدقتنیم آواثاء:صدقتنید آواثاء:صدقتنند
حال کُنون [ فراثاء:عملواژه/زمانما/کنون] آواثاء:صدقم آواثاء:صدقی صَدِقَد آواثاء:صدقیم آواثاء:صدقید آواثاء:صدقند
بعد پیشْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشآینده] آواثاء:صدقنتم آواثاء:صدقنتی صَدِقِنْت آواثاء:صدقنتیم آواثاء:صدقنتید آواثاء:صدقنتند
آیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/آینده] آواثاء:صدقنم آواثاء:صدقنی آواثاء:صدقنَد آواثاء:صدقنیم آواثاء:صدقنید آواثاء:صدقنند
پَسْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسآینده] آواثاء:صدقننم آواثاء:صدقننی آواثاء:صدقننَد آواثاء:صدقننیم آواثاء:صدقننید آواثاء:صدقننند
عَمَلْواژه‌های اَنِجائی فَرْمانی سادی «صَدِقْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
مُثْبَت [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] - آواثاء:بصدق - - آواثاء:بصدقید -
طَرْدی [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] - آواثاء:نصدق - - آواثاء:نصدقید -
حَذَری [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] - ناصِدْق - - آواثاء:ناصدقید -

ترجمه

دَلِلْدَن (؟ مورد دلیل‌آوری قرار دادن) بِعُنْوان (؟ به‌عنوان) صَدِقْماء (؟ تصدیق‌گرفته‌شو (صادق‌کننده؛ مصدق))
  • ترجمه (معادل) انگلیسی «صدقدن»: To validate؛ ترجمه (معادل) انگلیسی «صدقدن»: To certify