سوار کردن
ظاهر
عَبِرات ([؟] عبارت) «سوار کردن» معنیهای زیر را دارائَد ([؟] دارا است):
- تَسَوارْدَن:❖ مورد سواریگرفته قرار دادن؛
- مثال. حسن را بر دوچرخهاش سوار کرد.معادل: حسن را بر دوچرخه اَش ([؟] مال آن؛ آن را) تَسَوارْد (؟ مورد سواریگرفته قرار داد).
همچنین ببین: سرهم کردن؛ اسمبل کردن؛ وصل کردن