پرش به محتوا

ریختن

از واژسین

عَبِرات ([؟] عبارت) «ریختن» معنی‌های زیر را دارائَد ([؟] دارا است):

  • رِژْدَن: مورد ریخته‌گرفتن قرار دادن؛
    🗝️مثال. چند تکه سنگ از آن کوه ریخت.🔮معادل: کوه هه ([؟] مذکور؛ یادشده) چند تکه سنگ را رِژْد (؟ مورد ریخته‌گرفتن قرار داد).
  • رِژانْدَن: مورد ریخته‌گرفته‌شده قرار دادن؛
    🗝️مثال. زمین‌لرزه چند تکه سنگ را از کوه ریخت.🔮معادل: زَمینلَرِزاء ([؟] لرزش زمین (زمین‌لرزه)) چند تکه سنگ را بِعِل ([؟] به عاملیت (به عمل‌کنندگی)) کوه رِژانْد (؟ مورد ریخته‌گرفته‌شده قرار داد).
  • هَلِوْدَن: مورد ریزش‌گرفتن قرار دادن؛
    🗝️مثال. کمی آب از آن شیر در آن لیوان ریخت.🔮معادل: بَنْدال ([؟] وسیله قطع (شیر)) هه ([؟] مذکور؛ یادشده) یِتی ([؟] میزان کمی) آب را در لیوان هه ([؟] مذکور؛ یادشده) هَلِوْد (؟ مورد ریزش‌گرفتن قرار داد).
  • هَلِوانْدَن: مورد ریزش‌گرفته‌شده قرار دادن؛
    🗝️مثال. شکستگی کمی آب را از آن شیر در لیوانش ریخت.🔮معادل: شِکَنْدِگی ([؟] شکستگی) یِتی ([؟] میزان کمی) آب را بِعِل ([؟] به عاملیت (به عمل‌کنندگی)) بَنْدال ([؟] وسیله قطع (شیر)) هه ([؟] مذکور؛ یادشده) در لیوان اَش ([؟] مال آن؛ آن را) هَلِوانْد (؟ مورد ریزش‌گرفته‌شده قرار داد).
  • دَراتیدَن: مورد ازدست‌دهی‌گرفتن قرار دادن؛
    🗝️مثال. برگ‌ها از آن درخت می‌ریخت.🔮معادل: درخت هه ([؟] مذکور؛ یادشده) برگ‌ها اَش ([؟] مال آن؛ آن را) را می‌دَراتید (؟ مورد ازدست‌دهی‌گرفتن قرار می‌داد).
  • دَراتانْدَن: مورد ازدست‌دهی‌گرفته‌شده قرار دادن؛
    🗝️مثال. سرما برگ‌های آن درخت را می‌ریخت.🔮معادل: سرما برگ‌های درخت هه ([؟] مذکور؛ یادشده) را می‌دَراتانْد (؟ مورد ازدست‌دهی‌گرفته‌شده قرار می‌داد).
  • دَرِفْدَن: مورد درون‌ریزی‌گرفتن قرار دادن؛
    🗝️مثال. کمی آب در آن لیوان ریخت.🔮معادل: لیوان هه ([؟] مذکور؛ یادشده) یِتی ([؟] میزان کمی) آب را دَرِفْد (؟ مورد درون‌ریزی‌گرفتن قرار داد).
  • دَرِفانْدَن: مورد درون‌ریزی‌گرفته‌شده قرار دادن؛
    🗝️مثال. کمی آب در لیوانش ریختم.🔮معادل: یِتی ([؟] میزان کمی) آب را بِعِل ([؟] به عاملیت (به عمل‌کنندگی)) لیوان اَش ([؟] مال آن؛ آن را) دَرِفانْدَم (؟ مورد درون‌ریزی‌گرفته‌شده قرار دادم).
  • کاهْدَن: مورد کاهش‌ارزش‌گرفتن قرار دادن؛
    🗝️مثال. ارزش دلار پانزده هزار تومان ریخت.🔮معادل: بَهای ([؟] قیمت؛ ارزش) دلار پانزده هزار تومان را کاهْد (؟ مورد کاهش‌ارزش‌گرفتن قرار داد).

🪞 همچنین ببین: سرازیر کردن؛ ریزش دادن