بشل
ظاهر
حرف اضافه «بِشِل» بهمعنی «بهمورد؛ بهمنظور؛ بهقصد» میباشد؛ بهعبارتی، حرفه اضافهای است که برای نشاندادن اسباب یا مسببساز مفعول استفاده میشود.
فارسی
واژههای مرتبط با «بشل»: بِشِلَم ([؟] معناء:بشلم)؛ بِشِلَت ([؟] معناء:بشلت)؛ بِشِلَش ([؟] معناء:بشلش)؛ بِشِلِمان ([؟] معناء:بشلمان)؛ بِشِلِتان ([؟] معناء:بشلتان)؛ بِشِلِشان ([؟] معناء:بشلشان)
نقشین
- تعریف «بشل». نَمِواناء ([؟] نشاندهنده (نمایشدهنده)) سَبِباء ([؟] سببیافته (اسباب؛ سبب)) دوم: [💬یا بعبارتی «بهمورد؛ بهمنظور؛ بهقصد»]
- مثال. علی و حسن یکدیگر را بِشِل (؟ بهمورد؛ بهمنظور؛ بهقصد) کَتِباء ([؟] کتبیتیافته (مطلب)) جدید اِشان ([؟] آنها/خودشان) اِشْگَپْدَنْد ([؟] مورد گپوشنودیدن قرار دادند).ترجمه: علی و حسن درمورد کتاب جدیدشان گفتگو کردند.