استدلال
ظاهر
عَبِرات ([؟] عبارت) «استدلال» معنیهای زیر را دارائَد ([؟] دارا است):
- دَلِلِش:❖ روند دلیلآوری؛
- مثال. برای درک بهتر موضع نویسنده، باید استدلالهایش را تحلیل کنیم و ببینیم که آیا مقدماتش به نتیجهای منطقی میرسند یا نه.معادل: برای دَرْکیدَن ([؟] مورد درکیافتن قرار دادن) بِهْتَرانِه ([؟] بهشکل بهتر) نَظَرْگاه ([؟] دیدگاه؛ موضع) نِویسَنْدِه ([؟] نویسنده)، بایَد ([؟] باید) دَلِلِش (؟ روند دلیلآوری) اَش ([؟] مال آن؛ آن را) را بِشیکُوریم ([؟] مورد شکست-ساختکاوییافتن قرار بدهیم) تا بِبینیم ([؟] مورد دیدهشدن قرار بدهیم) که آیا بُنْدَلِلْدْماءْها ([؟] بنیاد دلیلشدهها (مقدمهها)) اَش ([؟] مال آن؛ آن را) نَتِجْماء ([؟] نتیجهشو) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع) منطقی را بِسَبَبَد ([؟] مورد سببشدن قرار بدهد) یا نه.