پرش به محتوا

دهیدن

از واژسین
نسخهٔ تاریخ ‏۲۹ فروردین ۱۴۰۵، ساعت ۱۲:۵۲ توسط Hakhsin (بحث | مشارکت‌ها) (آغزدن)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

مصدر «دَهِیْدَن» به‌معنی «مورد دهش‌یافتن قرار دادن» می‌باشد؛ به‌عبارتی دیگر، فرایندی که در آن «فاعل» از دریافته‌های «مفعول» بشود. این مصدر از «دهـ + ـدن [ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده می‌شود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] » ساخته‌شده است.

; بن‌های تصریفی «دَهِیْدَن»

بن‌های تصریفی «دَهِیْدَن» به‌گونه زیر ساخته می‌شوند:

  • بُنْ‌پیشْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِد» ← «دَهِیْتِد»
  • بُنْ‌گُذَشْتِه [ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «دَهِیْد»
  • بُنْ‌پَسْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِن» ← «دَهِیْتِن»
  • بُنْ‌کُنون [ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «آواثاء:ده»
  • بُنْ‌پیشْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِت» ← «دَهِیْنِت»
  • بُنْ‌آیَنْدِه [ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «دَهِیْن»
  • بُنْ‌پَسْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِن» ← «دَهِیْنِن»

فارسی

🕸️ همچنین ببین: دَهِیانْدَن ([؟] مورد دهش‌یافته‌شده قرار دادن)؛ اُدَهِیْدَن ([؟] مورد دهش‌گرفتن قرار دادن)؛ تَدَهِیْدَن ([؟] مورد دهش‌یافته قرار دادن)؛ اُدَهِیانْدَن ([؟] مورد دهش‌گرفته‌شده قرار دادن)

مصدر

  1. تعریف «دهیدن». فرایند دِهاء ([؟] دهش‌یافته (آنچه به داده‌شوندگی درآید)) ئِشْدَن ([؟] شدن) چیزی بَرای ([؟] برای؛ به‌خاطر) فَعِلْماء ([؟] فاعل‌دریافته (مفعول)):‌ [💬یا بعبارتی «مورد دهش‌یافتن قرار دادن»]
    🚀مثال. فرایند «دَهِیْدَن (؟ مورد دهش‌یافتن قرار دادن) باعِل ([؟] با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) نَیِزاء ([؟] نیازیافته (نیاز)) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع)»، «نَیِزْدَن ([؟] مورد نیازیافتن قرار دادن)» را مَعِنائَد ([؟] معنی‌یافته است).🌐ترجمه: فرایند «دارندگی یافتن از یک نیاز»، معنی «نیاز یافتن» را دارد.

عملواژه

  • 🗣تلفظ: /دَهِیْدَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «دهیدن»: بن گذشته در گذشته «دهیدن»: «دَهِیْتِد»؛ بن گذشته «دهیدن»: «دَهِیْد»؛ بن آینده در گذشته «دهیدن»: «دَهِیْتِن»«آواثاء:ده» (بن‌کنون «دهیدن»)، ؛ بن گذشته در آینده «دهیدن»: «دَهِیْنِت»؛ بن آینده «دهیدن»: «دَهِیْن»؛ بن آینده در آینده «دهیدن»: «دَهِیْنِن»
  1. تعریف «دهیدن». بَرای ([؟] برای؛ به‌خاطر) فَعِلْماء ([؟] فاعل‌دریافته (مفعول))، دِهاء ([؟] دهش‌یافته (آنچه به داده‌شوندگی درآید)) ئِشْدَن ([؟] شدن):‌ [💬یا بعبارتی «مورد دهش‌یافتن قرار دادن»]
    🚀مثال. این نَیِزاء ([؟] نیازیافته (نیاز))، خامودَن ([؟] مورد خاموشی‌یافتن قرار دادن) آتش را دَهِیْدِه ئَد (؟ مورد دهش‌یافتن قرار داده است).🌐ترجمه: خاموشی یافتن آتش، این نیاز را به دارندگی یافته است.
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی نافَرْجامی سادی «دَهِیْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
قبل پیشْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشگذشته] آواثاء:دهیتدم آواثاء:دهیتدی دَهِیْتِد آواثاء:دهیتدیم آواثاء:دهیتدید آواثاء:دهیتدند
گُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/گذشته] آواثاء:دهدم آواثاء:دهدی دَهِیْد آواثاء:دهدیم آواثاء:دهدید آواثاء:دهدند
پَسْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسگذشته] آواثاء:دهیتنم آواثاء:دهیتنی آواثاء:دهیتند آواثاء:دهیتنیم آواثاء:دهیتنید آواثاء:دهیتنند
حال کُنون [ فراثاء:عملواژه/زمانما/کنون] آواثاء:دهم دَهِی آواثاء:دهَد آواثاء:دهیم آواثاء:دهید آواثاء:دهند
بعد پیشْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشآینده] آواثاء:دهینتم آواثاء:دهینتی دَهِیْنِت آواثاء:دهینتیم آواثاء:دهینتید آواثاء:دهینتند
آیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/آینده] آواثاء:دهنم آواثاء:دهنی آواثاء:دهنَد آواثاء:دهنیم آواثاء:دهنید آواثاء:دهنند
پَسْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسآینده] آواثاء:دهیننم آواثاء:دهیننی آواثاء:دهیننَد آواثاء:دهیننیم آواثاء:دهیننید آواثاء:دهیننند
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی فَرْمانی سادی «دَهِیْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
مُثْبَت [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] - آواثاء:بده - - آواثاء:بدهید -
طَرْدی [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] - آواثاء:نده - - آواثاء:ندهید -
حَذَری [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] - آواثاء:ناده - - آواثاء:نادهید -

ترجمه

دِهاء (؟ دهش‌یافته (آنچه به داده‌شوندگی درآید)) ئِشْدَن (؟ شدن)